ره رهروان، بی رهرو نخواهد ماند


یادم میاد یه جایی خوندم
کتاب «آیین مکاتبات اداری» به زبان انگلیسی تالیف «تاراپور»، سال 1933 در نیمه نوامبردر کشورهای انگلیسی زبان توزیع شد که اصول آن تا کنون در علوم اداری و رشته مدیریت دولتی الگو قرار گرفته و مورد توجه بوده است.
تاراپور در مقدمه این کتاب نوشته است که بیشتر قسمتهای کتاب ترجمه آیین مکاتبات ادارات دولتی ایران در زمان ساسانیان است که مهاجران پارسی(زرتشتی) در قرن هفتم میلادی با خود به هند آورده بودند و وی باجمع آوری و ترجمه انها، کتاب را در بمبئی نوشته است.
مولف در این کتاب ضمن پرداختن به آیین مکاتبات موسسات عمومی ایران باستان به روش مدیریت و حسابرسی این عهد از جمله مقررات تشویق و تنبیه مدیران و کارمندان و ضوابط ارتقاء و ترفیع و وضعیت دوران کارآموزی کارکنان ومدیران و چگونگی استعلام نظر انان برای حل مسائل اداری پرداخته است.

جهان امروز همواره ایران باستان را به داشتن روش های پیشرفته و کار آمد برای اداره امور عمومی ستوده است. امپراتوری های امویان و عباسیان و بعدا سلجوقیان و در پی انها مغولان و تیموریان برای تمشیت امور و اداره قلمرو خود از این مهارت ایرانیان به خوبی بهره برداری کردند و بقای انها به دلیل سپردن کارها به مدیران و وزیران ایرانی بود. این مهارت ایرانیان از اواسط حکومت صفویه پا به قهقرا گذارد و بسیاری از مسائل چند قرن اخیر وطن ما نتیجه همین ضعف شدید اداری است.
مهاجرت گروهی از ایرانیان به هند، نخستین مهاجرت ایرانیان از وطن در طول تاریخ این کشور بود، زیرا که نمی خواستند سلطه اعراب مسلمان را تحمل کنند.

لینک مرجع

عین عبارت را آوردم تا خیانت نشود اما در ادامه باید اضافه کنم که:
همان طور که در بالا گفته شد تا عصر صفویه سیستم اداری ایران سیستمی قابل اتکا و مفید بود اما در ادامه رو به زوال گذاشت. اگر به زمان مورد نظر (دوره صفوی) بیاندیشید این زمان درست مصادف با آغاز «عصر استعمار» یا بهتر بگویم دوره ای که اروپاییان و در راس آنها اسپانیا و پرتغال به سبب تجهیزات دریایی مدرن آن زمان
و دانشی که تاجران اروپایی خصوصا «مارکوپلو» از شرق مانند چین برای آنها به ارمغان آورده بودند که دانش ساخت سلاح گرم هم شامل میشد، توانسته بودند برای خود ثروتی اندوخته کنند و برممالکی دست درازی کنند آنها به سبب دانشی که در اختیار داشتند از عوامل پیشرفت کشورها آگاه بودند و خب بر طبق عقیده ی باستانی خود همواره از رویارویی با کشورهای قدرتمند در هراس بودند (بیشتربه خاطر تجارب دردناکی که در زمان امپراتوری روم بدان دست یافته بودند) ابتدا به تضعیف کشور مورد نظر خود میپرداختند (مشابه همان چیزیکه برسر «یوگسلاوی» یا «عراق» آوردند که ابتدا با گرفتن نیروی نظامی و یا با تحریم به تضعیف نیروی تدافعی کشور مقصود پرداخته و سپس بدان تیر خلاص زدند {حمله نضامی و در آخر تجزیه شان کردند } ) حال آنها در ایران بر روی اولین چیزی که دست گذاشتند همین»سیستم اداری» بود. آنها هر روز با اعمال نفوذ و قدرتمند کردن خود در داخل کشور و کمک به روی کار آمدن شاهان ضعیف النفس و بی اراده و دادن راهکارهای اشتباه برای انبوه کردن این کلاف سر در گم ، هر چه بود به ویرانی بردند. مثلا برای مشکلات نظامی در ایران و آموزش پرسنل تمام امور را در دست خود میگرفتند و با خوب شدن وضعیت تمام کارها را بدون دادن کمترین آموزشی به نیروی داخلی میسپاردند که این نیروی داخلی زبان بسته هنوز بر اوضاع مسلط نشده به این موضوع بر میخورد که کارها هر روز بدتر شده و نظم امور در حال زائل شدن است که این مورد هم هر چه بیشتر منجربه بی اعتمادی حاکم به نیروی داخلی و اعتماد بیشتر بر کارآمدی مستشاران خارجی میگشت و جای بیشتری برای آنان باز میگشت. جالب آنکه در تمام این دوران و حتی قرن اخیر حتی در یک روزنامه هم اجازه چاپ مفاد » آیین اداری ایران » به تفصیل گرفته شده است ، زیرا با درست شدن سیستم اداری ایران، این کشور رو به پیشرفت خوهد گذاشت و…

یک 2 ،2 تا ، 4تای ساده
بیایید با هم حساب کنیم که چرا این سیستم اداری برای پیشرفت یک کشور اهمیت دارد بر اساس آمار سال 1380 سازمان بهره وری متوسط ساعات کاری مفید یک کارمند ایرانی 1.5 ساعت (یک ساعت و نیم ) در طول 8 ساعت کاری در روزاست. حال بیایید مقایسه ای کنیم با سایر ملل

متوسط ساعات کاری مفید یک
امریکایی 7.5 ساعت
کانادایی 7 ساعت
ژاپنی 8 ساعت
و جالب است بدانید کره ای ها (کره جنوبی ) در طول یک هفته به طور متوسط 54 ساعت کار مفید میکند که اگر روزهای کاری هفته با احتساب یک روز تعطیلی را 6 روز در نظر بگیریم ، یک کارمند کره ای به طور متوسط در طول یک روز 9 ساعت مفید کار میکند
بیایید با هم میزان را کمی قابل فهم تر کنیم ما ایرانی ها در روز 1.5 ساعت پس در هفته با احتساب پنجشنبه نیمروزی و جمعه ی تعطیل مجموعا در هفته هشت ساعت و ربع کار مفید انجام میدهیم . یعنی کار یک روزه ی یک کارمند ژاپنی را یک هفته ای انجام میدهیم
خب، سال هم که 52 هفته است و ما 52تا هشت ساعت و ربع کار میکنیم که میشود 429 ساعت مفید کاری ، که اگر همان 8 ساعت مفید کاری ژاپنی ها را در نظر بگیریم دقیقا میشود معادل 53.625 روز مفید کاری یک ژاپنی که با کمی چشمپوشی آنرا 54 روز میگیریم . حال به این فاجعه بیاندیشیم که اگرهیچیک از روزهای سال به جز جمعه ها هم تعطیل نباشد ( که حدود 22 روز تعطیلی رسمی در سال داریم و باید 22 تا 1.5 ساعت کم میکردم که نکردم ) ما در طول یک سال به اندازه ی 2 ماه یک ژاپنی کار میکنیم و هر سال که میگذرد به اندازه 10ماه از این کشور عقب میافتیم
(اگه صدای «بنگ» تو کله ات شنیدی ، تعجب نکن ،عادیه !!!!!) حال بیا بیرون از احتساب چند سال بدین منوال بودن و…
چند سال عقب بودن و….
اینکه تابع رشد همواره نمایی است و ….
هر یک سال عقب افتادگی چند سال طول میکشه جبران بشه و…. و….و…..
خلاصه به یاد آن معروف که میگفت » اینجا ایران است »
بعله
و در طول تاریخ تنها دولتمردی هم که یارای فایق آمدن بر این مهم را داشت و نمونه اش را در ثبت احوال اجرا کرد و تا امد به بقیه برسد کودتا مهلتش نداد مرحوم » دکتر محمد مصدق » بود که به اعتقاد درونی ام
» ره رهروان، بی رهرو نخواهد ماند «

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: