بیانیه چهاردهم میرحسین موسوی از 13 آبان می گوید:


Mousaviبسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت.

حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.

شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟

دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟

دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میرحسین موسوی

.::: بیشتر بخوانیم :::.
نقشه لندن براي گرفتن «بله» از احمد شاه در يك پذيرايي رسمي
وقت کشی، آدم کشی – هوشنگ اسدي

30 سال


khamene30 سال است که این حکومت با بسیاری از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند
30 سال است که قرار است اقتصاد بیمار ما درمان شود
30 سال است که قرار است جلوی ورود مواد مخدر به ایران گرفته شود
30 سال است که قرار است جلوی مفاسد اقتصادی گرفته شود
30 سال است که قرار است لااقل در منطقه اول شویم
واقعا اراده‌‌ای پشت این همه حرف هست؟
جالب است بدانید که برنامه اقتصادی ژاپن موسوم به برنامه‌ی طلایی که باعث شد ژاپن از یک اقتصاد جنگ زده به اقتصاد دوم جهان تبدیل شود 30 ساله بود.
الان 10، 12 سالی است که نه تنها نتوانستیم جلوی ورود مواد مخدر به ایران را بگیریم بلکه خود تولید کننده مواد مخدر صنعتی از قبیل شیشه و کراک و انواع آمفتامین‌ها شده‌ایم. ماه نیست که خبر از کشف کارگاه تولید اینگونه موادها را در روزنامه‌ها نخوانیم. دیگر داریم خودکفا هم می‌شویم !!!
در صحبت‌های پالیزدار صحبت از مصرف حدود 1 تنی در روز مواد مخدر برای استان تهران کرده بود و الحق روزانه 1 تن را نه با جیب و ساک و شکم و معده که باید با اتوموبیل و کامیون وارد کرد تازه حجم پول در گردش این همه مواد را نیز با چمدان و ساک نمی‌توان جابه‌جا کرد که باید با حساب بانکی انجام داد که همین حجم تراکنش روزانه نیز به راحتی قابل کنترل است.
امام جمعه‌های اوایل انقلاب که به قول دکتر یزدی هنوز داغ بودند و حکومت سر عقلشان نیاورده بود در نطق‌های کوبنده می‌گفتند که « ما افتخار می‌کنیم که مواد مخدر را از مرزهای غربی به کشورهای اروپایی صادر می‌کنیم که جوانان آنان معتاد شوند»
یادش بخیر ، لااقل آن زمان هرچه می‌کردند راست و حسینی به مردم می‌گفتند و هنوز راه و روش دروغگویی را یاد نگرفته بودند.
اینکه ایران بر طبق گزارش سازمان ملل سالانه  450 تن  تریاک و 14 تن هرویین مصرف میکند و در صدر کشورهای مصرف کننده مواد مخدر ایستاده خود تاییدکننده نبود اراده برای حل این معزل است. اینکه 40 درصد قاچاق مواد مخدر افغانستان از پاکستان صورت میگیرد و 20 درصد آن از ایران ، این را به ذهن متبادر میکند که حتما میزان مصرف مواد مخدر در پاکستان بیش از ایران است در صورتی که در ایران 19 درصد مواد مخدر تولیدی افغانستان مصرف میشود و در پاکستان تنها 6 درصد. ( گزارش سازمان ملل را در پایان مقاله بخوانید )
در این 30 ساله تا توانستیم فرصت سوزی کردیم و حالا که به ورشکستگی رسیده‌ایم کاسه‌ی چه کنم جلوی امریکا و روسیه و … دراز کرده‌ایم .
این حکومت چاره‌ای جز استخدام مستشاران خارجی همچون حکومت قاجار ندارد چرا که هر که را که داشت دانش و فر وهوش ، یا ممنوع الخروج کرد و یا خودش با پای خودش فرار کرد، از سرمایه دار گرفته تا مهندس و دکتر و جراح و پسر محسن رضایی و جدیدا هم دختر کلهر.
این که این آش چقدر شور است که فرزندان نظام هم ناامیدانه جلای وطن می‌کنند ، قصه‌ی غصه‌ی دیگری است.
خلاصه کنم که این 30 ساله لااقل به من آموخته که این حکومت حرفش با عملش یکی نیست و حتی قصدش از این هدفمند کردن یارانه‌ها اصلاح امور اقتصادی نیست بلکه تنها می‌خواهد بار هزینه را از دوش خود بردارد و هیچگونه طرحی برای جبران ضرر به بخش آسیب پذیر جامعه ارائه نکرده است

ایران در صدر کشورهای مصرف کننده مواد مخدر

.::: بیشتر بخوانیم :::.
حذف یارانه: هزینه خانوار 1 میلیون و 800 هزار تومان

نسخه پیچیده شده


eghtesad.geraniانگار که سرنوشت تمام کشورهایی که از نظام کمونیستی شوروی تقلید میکنند الزاما به بحران کارآمدی منتهی می‌شه. این نسخه آماده که بسیاری از کشورهای تازه استقلال یافته قرن بیستم از آن استفاده می‌کردند ، حتی برای خود شوروی هم درمان نشد و در نهایت منجر به ورشکستگی بزرگترین کشور جهان در اواخر قرن بیستم شد.
امروز صحبت از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌هاست یا بهتر بگوییم طرح قطع یارانه‌ها و قرار است ظرف 5 سال یارانه‌ها قطع شود.
در بار اول که به این طرح نگاه می‌شود باید گفت راهی است که باید رفت اما آنچه که به آن پرداخته نشده عوارض این طرح است، اینکه قرار است که قیمت بنزین به 90 درصد قیمت خاورمیانه برسد در نگاه اول خوب و عقلانی به نظر می‌رسد ولی اینکه قیمت خودرو اصلا قرار نیست که به 90 درصد خاورمیانه برسد ، سئوال برانگیز است.
هر اقتصاددانی میداند که اگر تعادل رکود و تورم به هم بخورد اقتصاد بیمار می‌شود و وخامت بیماری به مدت و میزان عدم تعادل بستگی دارد.
پیشبینی‌ها صحبت از تورم 60 درصدی در سال است که با اجرای آن ایجاد می‌شود. حال شما که مالک خودروی پرشیا هستید و میروید که بنزین بزنید به این فکر می‌کنید که باید باک خودروی خود را با 24000 تومان ( بنزین 400 تومن فعلی ) پر کنید و اتومبیل خود را 18 میلیون تومن خریده‌اید در صورتی که شهروندان سوریه با بنزین لیتری 265 تومان و پرشیای 4 میلیون تومنی به راحتی در حال زندگی است . کشور او نفت ندارد ولی کشور شما برای 90 سال نفت و برای 230 سال گاز دارد.
koodak- africaواقعا چه احساسی به شما دست می‌دهد . اینکه واقعی کردن قیمت‌ها تنها به نفع دولت است و در مورد خودرو هرگز اتفاقی به نفع شما صورت می‌گیرد.
اینکه قیمت خوروی داخلی 5 برابر قیمت نوع صادراتی آن است و قرار نیست که قیمت آن پایین‌تر بیاید و تازه قرار است بنزینش را نیز آزاد بزنید، جز احساس حماقت چه احساسی به شما می‌دهد.
چرا تاوان و هزینه‌ی سوءمدیریت‌های مدیران دولتی و هیف ومیل‌های آقازاده‌ها را مردم عادی باید بدهند؟
آیا این واقعی کردن قیمت‌هاست یا تنها نسخه‌ای آماده برای فروپاشی.
آیا این اعلان ورشکستگی یک کشور نیست؟ که هزینه‌ها و درآمدش با هم نمی‌خواند
واقعا چه کسانی از تورم 60 درصدی سود میبرند؟ تولیدکنندگان ، شهروندان یا بازاریان و واردکنندگان

.::: بیشتر بخوانیم :::.
پائیز فروپاشی – هوشنگ اسدي

شمس‌الواعظین: «این سوگواره مطبوعات است، نه جشنواره مطبوعات
کتاب حاوی اسرارفروش نفت ايران به اسرائيل منتشرشد
فاطمه آجرلو و عباس پالیزدار عاملین محمود احمدی‌نژاد
دعای جدید مصباح یزدی:امضای ولی فقیه به قانون اساسی اعتبار می دهد،نه قانون اساسی به ولی فقیه
معصومه طاهری:همسر دائمی و قانونی کلهرم

موسوی، کروبی …. سکوت کنید ….. خائنید!!


karubi - mousaviامروز 22 مهر 88 ، 4 ماه از انتخابات 22 خرداد می‌گذرد، انتخاباتی که فقط برنده‌ی انتخابات،  نتیجه‌ی آنرا قبول دارد و حوادث پس از آن تا بدین جا منجر به کشته شدن 157 نفر و زخمی شدن صدها نفر دیگر که آماری از آنان در اختیار نیست و همچنین دستگیری بیش از 3000 هزار نفر شده است که تاکنون برای 3 نفر از دستگیر شدگان حکم اعدام صادر شده است.
معترضان به انتخابات در این 124 روز توانسته‌اند به گونه‌ای خود را به حکومت تحمیل کنند ، بگونه‌ای که هر گاه که خواسته‌اند با ایجاد موج جمعیت عملا کنترل اوضاع را در دست خود بگیرند و عملا نیروهای امنیتی نتواسته‌اند این موج را سرکوب کنند.
آخرین نمایش قدرت و جمعیت پیرو ، روز قدس ، برای اولین بار معترضان و طرفداران دولت با هم  به خیابان آمدند که این مسئله حتی منجر به پی بردن عده‌ای از طرفدارن دولت به گستردگی تقلب شده است.
اما پس از روز قدس ما شاهد یک سکوت محسوس هم در سمت رهبران جنبش سبز و هم فرماندهان سپاه هستیم ، که نه موسوی و کروبی و خاتمی سخنی از پیگیری آمار کشته شدگان ، شکنجه شدگان و … میاورند و نه فرماندهان آنچنان که رایج بود به اتهام زنی و تهدید می‌پردازند. این سکوت محسوس در پی آن صورت می‌گیرد که امریکا با ایران بر سر مسایل هسته‌ای به توافقات خوبی رسیده‌اند و بهبود روابط ایران و امریکا به نفع سمت معتدل هر دو جناح است .
اما با این شرایط ما باید چه کنیم:
باور کنید که بزرگترین کاری که ما می‌توانیم بکنیم ، زنده نگه‌داشتن و پیش بردن این جنبش سبز است آنهم با تنها ابزارهای برایمان باقی مانده است. سبز پوش بودن ، نشانه سبز همراه داشتن و …
ما باید آنقدر این حرکت را ادامه دهیم تا به عنوان یک اصل و رکن جامعه پذیرفته شود ، همانطور که این روزها کسی از قبضه‌ی اقتصاد ایران توسط سپاه تعجب نمی‌کند ، ما هم باید این اصل را در میان مردم جا بیاندازیم که دفاع از حق، حق مسلم هر شهروندی است .
باید بگویم که ایجاد آگاهی در جامعه مهمترین بخش این مبارزه طولانی خواهد بود تا ما به دموکراسی و آزادی مطابق به شرایط جامعه خود برسیم. عدم آگاهی نسبت به پیامدهای اقدامات خشونت‌‌آمیز منجر به گمراهی و از چاله به چاه افتادن میشود. باید این نکته در جامعه جا بیافتد که در هر هرج و مرج و بی نظمی‌ای ناشی از انقلاب و یا جنگ ، بی اخلاق‌ترین و خشن‌ترین گروه و حزب به قدرت خواهد رسید. نظیر ایران سال 57 که پس از 30 سال اکنون خشن‌ترین گروه ( سپاه پاسداران ) تمام قدرت سیاسی و اقتصادی را قبظه کرده و حاضر میدان دادن به هیچ حزب و گروهی نیست و حتی همرزمان سابق خود را نیز تحمل نمی‌کند و آنچه بر محسن روح الامینی گذشت ، تنها یکی از هزار بود. و یا طالبان که در جنگ داخلی افغانستان قبل از حمله امریکا  بر اکثر مناطق افغانستان حاکم شده بود چرا که خشنترین گروه بود.
در پایان روی سخنم با آقایان کروبی و موسوی و خاتمی است که هنوز مردم آنان را به عنوان رهبران خود قبول دارند و آن اینست که هرگونه کوتاهی از حقی که این همه شهید و زخمی و خسارت دیده بر جای گذاشته ، جدا از اینکه خیانتی است آشکار به آنان ، هیچ گونه دستاوردی برای آنان نخواهد داشت و پیشنهاد میکنم که سرگذشت لخ والنسا را چراغ راهتان کنید .، که از رهبری سندیکای کارگران کشتی سازی استالین توانست به حکومت دیکتاتوری کمونیست‌ها در لهستان پایان دهد .
شده با سرزدن به خسارت دیدگان ، امید را در دلمان زنده کنید.
به امید پیروزی دموکراسی و آزادی

روابط ایران و آمریکا؛هرروز بهتر از دیروز؛ وقتی گاوها عامل وصل می شوند
مرگ سمیه جعفر قلی دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک به ضرب گلوله ماموران انتظامی/ ممانعت مدیریت دانشگاه از برگزاری مراسم یادبود این دانشجو
8 فیلم از تظاهرات دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه آزاد تهران مرکز

.::: بیشتر بخوانید :::.
یک محقق ایرانی به عنوان مخترع سال اونتاریو کانادا انتخاب شد
شیراز، ۲۰ مهر- استقبال از احمدی نژاد در شيراز : احمدی حيا کن، شهر منو رها کن / مرگ بر ديکتاتور
کلهر: چون با احمدی نژاد همکاری می کردم همسرم طلاق گرفت/ دخترم توسط دشمنان مملکت اغفال شده است
2 تومانی هزار تومان شد
یروز آبادی طرح نظامیان برای کنترل احزاب را فاش کرد
انتقاد مهاجرانی به سکوت در برابر کشتار ۶۷

فیلم : گفتگوی دردناک شاهد کروبی با NOVA TV هلند در مورد تجاوز در زندان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: