کروبی در گفتگو با شبکه NOVA هلند: این خشونت‌ها برایم تازگی داشت


لینک ویدیو
شبکه جنبش راه سبز (جرس): مهدی کروبی از نامزدهای معترض انتخابات ریاست‌جمهوری و از رهبران جنبش سبز در مصاحبه‌ای اختصاصی با برنامه نوفا در شبکه دو تلویزیون هلند در مورد رخدادهای پس از انتخابات ریاست‌جمهوری صحبت کرد.

به گزاش وب سایت رادیو زمانه وی در این مصاحبه که در خانه او انجام شد در مورد سرکوب‌های پس از انتخابات گفت:اولاً فکر نمی‌کردم برخورد بشود. دوماً برخوردی به این وسعت، وحشیگری و خشونت.

وی افزود: این که به شدت زن‌ها را زدند، پیرها را زدند و به راحتی می‌زدند برایم تازگی داشت. ما در زمان شاه زیاد فعالیت کرده‌بودیم، آن زمان به این راحتی نمی‌زدند. زمان شاه خبیث تنها سعی می‌کردند مردم را در تظاهرات به قول معروف کیش کنند و پراکنده کنند.

مهدی کروبی در پاسخ به پرسش مصاحبه‌کننده درباره احتمال دستگیری خود می‌گوید:هیچ موضوعی را نمی‌شود بگوییم که امکان‌پدیر نیست.

شبکه نوفای هلند در این مصاحبه نام مصاحبه‌گر را به خاطر مسائل امنیتی ذکر نکرد و بدون نشان دادن تصویر شخص مصاحبه‌کننده صدای او را نیز تغییر داده‌است.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در بخشی دیگر از این مصاحبه به انتقاد از محمود احمدی‌نژاد می‌پردازد و می‌گوید:اشکال جدی احمدی‌نژاد دشمن‌تراشی‌ها و بسیج کردن کشورها علیه ماست.

به گفته برنامه‌سازان نوفا، مهدی کروبی از زمان آغاز اعتراضات خانه‌نشین شده‌است. مهدی کروبی در آغاز این مصاحبه می‌گوید: دست ما خیلی بسته است.

رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی در مورد حمله حامیان محمود احمدی‌نژاد به وی در تاریخ یکم آبان امسال و در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران گفت: در نمایشگاه مطبوعات حمله کردند، فحاشی کردند، چیز پرت کردند. معلوم است که ناراحت هستم.

در نمایشگاه مطبوعات در تهران، حمله لباس شخصی‌هایی که چماق در دست داشتند، باعث به زمبن افتادن عمامه آقای کروبی شد. در پی این حمله به دبیر کل حزب اعتماد ملی، همراهانش وی را به بیرون از نمایشگاه هدایت کردند.

آقای کروبی در بخش پایانی این مصاحبه در مورد رخدادهای پس از انتخابات ابراز ناراحتی بسیار کرد و گفت: بخش اعظم این ناراحتی من برای جامعه است چون احساس کردم مردم برای تغییر آمدند و نشد
وی در مورد آینده اعتراضات افزود: مردم به نتیجه مطلوب که خواست‌های مشروع قانونی‌شان است طبیعی است که می‌رسند.

در جریان رویدادهای پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، حزب و روزنامه مهدی کروبی ممنوع اعلام شد و بسیاری از هواداران او بازداشت شدند. معترضان معتقدند که در این انتخابات «تقلباتی» رخ داده‌است.
خبرنگار و فیلم‌بردار شبکه نوفای هلند پیش از این به خاطر پوشش دادن اعتراضات خیابانی در تهران، از ایران اخراج شدند.

حمله نیروهای بسیج به محل اقامت آقای کروبی در شهر قم

بیانیه ۱۵ میرحسین موسوی; قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید
درخواست نهادهای حقوق بشر از لاریجانی برای روشنگری درباره قتل دکتر پوراندرجانی

نامه سرگشاده رخشان بنی‌اعتماد خطاب به کودتاگران:
دوربينم را چند روزى امان دهيد تا گزارشى بی‌پرده پيش رويتان بگذارم

Advertisements

شباهت قتل هاشمی و فروهر ;تکرار قتلهای زنجیره ای


امروز خبری در روزنامه‌های ایران منتشر شد که یادآور 10 ، 11 سال پیش بود:
یکشنبه اول آذر 88 : کشتاري فجيع در غرب تهران؛ اين پرونده جنجالي جديدي است که از نخستين ساعات شامگاه يکشنبه دستگاه قضايي را به خود مشغول کرد. مقتولان يک زن و شوهر هستند که بسياري از ايرانيان خانواده آنها را مي شناسند؛ سيدمرتضي هاشمي فرزند نخستين فرمانده کميته انقلاب اسلامي و همسر 26ساله اش به نام آتنا ملکي.
آتنا ملکي 26ساله و سيدمرتضي هاشمي 30ساله فرزند شهيد سيدمجتبي هاشمي با ضربات متعدد چاقو و قطع عناصر حياتي گردن به قتل رسيده اند. ( سرهایشان را بردیده‌اند ).

10 سال قبل روزنامه صبح امروز در سال ۷۸ در یادداشتی به قلم اکبر گنجی نوشت: یکم آذرماه ۷۷ داريوش فروهر، دبيركل حزب ملت ايران و وزير كار دولت موقت در كنار همسرش پروانه، در منزل شخصي واقع در خيابان هدايت، با ۲۵ ضربه كارد كشته شدند. دوازدهم آذر ۱۳۷۷ جسد محمد مختاری، نويسنده و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران، پس از آنكه يك هفته از ناپديدشدن وي مي گذشت و در حالی که آثار خفگي در گردن او مشهود بود، سر از پزشکی قانونی درآورد. هجدهم آذر ۱۳۷۷ نامه همسر محمدجعفر پوينده نويسنده ومترجم و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران منتشر شد كه خبر از ناپديدشدن وي مي داد. چهار روز بعد پيكر بي جان وی نیز درحالي كه علايم خفگي به دور گردنش ديده مي‌شد در اطراف شهريار پيدا شد.

آیا دوباره رییس بزرگ احساس خطر کرده‌است و ماشین ترور را روشن نموده‌ است ؟
آیا باید منتظر قتل‌های دیگر باشیم ؟
راستی اگر فرضیه درست باشد ، چرا اینبار روشنفکران نیستند که هدف قرار می‌گیرند ؟
آیا رییس بزرگ سر منشا حوادث اخیر را در خیانت خودی‌ها می‌داند ؟
چرا قتل داریوش فروهر و همسرش اینقدر به قتل مرتضی هاشمی و همسرش شباهت دارد؟
چرا دقیقا اول آذر ؟
هدف ترساندن چه گروهی است ؟ این کدها چه کسانی را نشانه گرفته ؟
آیا مانند روسیه ولادیمیر پوتین هر روز باید منتظر  قتل مشکوک اشخاص معروف باشیم؟

قتلها فجیع کهریزک و سپس خودکشی پزشک کهریزک ، قتل مرتضی هاشمی، به هر حال همه و همه خبر از تصفیه‌ی استالینی می‌دهد .
استالین سه بار در دوران حیاتش دست به تصفیه‌ی حزب کمونیسم زد و جالب است که تصفیه‌ی سوم ، در واقع کشتار فرمانده‌هان ( فاتحان ) نبرد لنینگراد بود که در وفاداریشان به کشور هیچ شک و شبهه‌ای نبود ولی در وفاداریشان به استالین چرا !!!
اینجا بود که استالین بزرگتر و مهمتر از کشور شد و آنجا بود که با جمله‌ی معروف ،شرایط فعلی ، ملاک تصمیمگیری ماست ، فرمان ترور و اعدام آنها را در سالروز انقلاب 1917 صادر کرد.
همین چند ماه پیش بود که سردار جعفری در پاسخ به اینکه موسوی نخست وزیر امام است یا اینکه خواهر و همسر شهید باکری از طرفدارن موسوی هستند ،گفت : به فرموده‌ی امام ملاک وضعیت فعلی افراد است . گویی همه درسهایشان را خوب بلدند.
و به قول هگل تاریخ هموراه دوبار تکرار می‌شود بار اول تراژدی و بار دوم کمدی
تکرار تاریخ همیشه شیرین است چرا که می‌دانی انتهایش چه می‌شود

فرزند و عروس اولين رئيس کميته انقلاب را سربريدند

لینک مرتبط : تکثیر تاسف‌برانگیز «سعید امامی» پس از یازده سال
لینک مرتبط : فرمانده سعید امامی فرمان می‌دهد

سعید امامی، مردی که با داروی نظافت خودکشی کرد

تکثیر تاسف‌برانگیز «سعید امامی» پس از یازده سال


یکشنبه یکم آذر ماه سال ۱۳۷۷، ساعت پنج بعدازظهر سومین پرده* از پروژه‌ای مخوف به نام قتل‌های زنجیره‌ای با قتل وحشیانه یک زوج آغاز شد. داریوش فروهر، چهره نامدار مبارزات سیاسی در پنجاه سال اخیر و رهبر حزب ملت ایران و یکی از چهره های برجسته ملی و منتقد نظام به همراه همسرش، پروانه اسکندری در منزل شخصی‌شان واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. خبر به قدری تلخ و تکان‌دهنده بود که واکنش شدیداللحن رئیس‌جمهور وقت، سیدمحمد خاتمی را برانگیخت. او قتل وحشیانه این زوج سیاسی را یک «جنایت نفرت‌انگیز» توصیف کرد. داریوش و پروانه فروهر جزو اولین قربانیان این پرده از قتل‌های از پیش برنامه‌ریزی شده بودند. در روزهای دوازدهم و هجدهم همان ماه جسد دو تن از اعضای کانون نویسندگان، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نیز بعد از چند روز بی‌خبری مطلق از آنان در جاده‌های اطراف شهر کشف شد. معصومه مصدق، نوه دکتر مصدق نیز که به تازگی به ایران باز گشته بود قربانی بعدی این پروژه منحوس بود. هر سه نفر بر اثر خفگی و به یک شیوه به قتل رسیده بودند.

قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای چه کسانی بودند؟

روزنامه صبح امروز در سال ۷۸ در یادداشتی به قلم اکبر گنجی نوشت: یکم آذرماه ۷۷ داريوش فروهر، دبيركل حزب ملت ايران و وزير كار دولت موقت در كنار همسرش پروانه، در منزل شخصي واقع در خيابان هدايت، با ۲۵ ضربه كارد كشته شدند. دوازدهم آذر ۱۳۷۷ جسد محمد مختاری، نويسنده و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران، پس از آنكه يك هفته از ناپديدشدن وي مي گذشت و در حالی که آثار خفگي در گردن او مشهود بود، سر از پزشکی قانونی درآورد. هجدهم آذر ۱۳۷۷ نامه همسر محمدجعفر پوينده نويسنده ومترجم و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران منتشر شد كه خبر از ناپديدشدن وي مي داد. چهار روز بعد پيكر بي جان وی نیز درحالي كه علايم خفگي به دور گردنش ديده مي‌شد در اطراف شهريار پيدا شد.

افزون بر اين چهار نفر كه بعدها در در پرونده مربوط به قتل‌هاي زنجيره اي مورد بررسي قرارگرفتند، دو تن ديگر نيز در همان ايام مفقود شدند كه تنها يكي از آن‌ها پيدا شد، ليكن مراجع رسمي هرگز حاضر نشدند كه اين دو تن را نيز در پرونده مزبور بگنجانند. مجيد شريف، نويسنده ومترجم و از اعضاي دفتر تدوين مجموعه آثار دكتر شريعتي، نهم آذر ۷۷ ناپديد شد و يك هفته بعد در تاريخ ۱۶ آذر ماه، پيكر بي جان وي در پزشکی قانونی پیدا شد و گفته شد كه مرگ وي در اثر حمله قلبي بوده است. قبل از آن نيز پيروز دواني در سوم شهريور ۱۳۷۷ ناپديد شده بود و پس از آن هرگز پيدا نشد. مراكز رسمي درباره سرنوشت وي هيچگونه اظهارنظري نكردند، ليكن گفته مي‌شود كه وي اواخر شهريور همان سال به قتل رسيد. اين افراد، جملگي از منتقدان جمهوري اسلامي ایران و وابسته به جريان‌هاي اپوزيسيون داخل كشور بودند.

به این یادداشت اکبر گنجی و در زمره قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای باید ‌اسامی افرادی چون احمد امیرعلایی، نویسنده و مترجم؛ غفار حسینی، مترجم؛ حسین برازنده، ابراهیم زال‌زاده، ناشر؛ پیروز دوانی، نویسنده؛ احمد تفضلی و منوچهر صانعی و همسرش که در ۲۸ بهمن همان سال به شیوه فروهرها کشته شدند را افزود. قربانیان دیگری چون سعیدی سیرجانی و دکتر مظفر بقایی هم بودند که هر دو در زندان درگذشتند و مرگ آن‌ها در اثر بیمای و یا سکته عنوان شد. از شواهد موجود چنین بر می‌آید که پروژه قتل‌های زنجیره‌ای قربانیان دیگری‌ هم داشت به طوری که نام‌های بسیاری در سال‌های بعد از پاییز ۷۷ به عنوان قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای مطرح شد.

تشکیل کمیته ویژه برای شناسایی عوامل قتل‌ها :

آذرماه ۷۷ و همزمان با قتل فجیع فروهرها تنها یک سال از روی کار آمدن دولت اصلاحات به رهبری سیدمحمد خاتمی می‌گذشت. دولتی که بعدها به دولت «هر نه روز یک بحران» معروف شد. شاید بتوان گفت ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای از بزرگ‌ترین بحران‌هایی بود که توسط برخی پرسنل خودسر(!) وزارت اطلاعات، از جمله سعید امامی و با فتوای برخی روحانیون نزدیک به جریان اقتدارگرای وابسته به بیت رهبری به عنوان سدی بزرگ در مقابل دولت نوپای اصلاحات قد علم کرد. به قول مسعود بهنود، پروژه قتل‌های زنجیره‌ای ميدانی بود که محافظه‌کاران يافتند تا جنبش اصلاحات را از حرکت بازدارند و به بن بست بکشانند.

وزیر اطلاعات وقت، دری نجف‌آبادی در بيستم بهمن ماه ۱۳۷۷ پس از فشار شديد افكار عمومي، مطبوعات و توصیه سیدمحمد خاتمی استعفا كرد. او خود تأييد كرده بود كه استعفايش به علت فشارهاي داخلي و خارجي صورت گرفته است و در متن استعفاي خود آورده بود كه استعفايش «براي ايجاد فضاي مناسب و شرايط لازم درجهت انجام وظيفه قدرتمند وزارتخانه مهم و حساس اطلاعات بوده است». خاتمي بلافاصله استعفاي او را پذيرفت و علی یونسی جایگزین وی شد. سیدمحمد خاتمی همچنین دستور تشکیل تیم تحقیقاتی ویژه‌ای مرکب از علی یونسی، رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح؛ سرمدی، معاون وزیر اطلاعات و علی ربیعی، مسؤول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را برای پیگیری و شناسایی عوامل قتل‌های زنجیره‌ای صادر کرد.

علی ربیعی یکی از اعضای کمیته تحقیق خاتمی پیرامون چگونگی شناسایی و دستگیری متهمین می‌گوید: «ما به افراد عمده این گروه یعنی عالی‌خانی و سعید امامی(اسلامی)، بدون تردید شک داشتیم و حدس قوی می‌زدیم که قتل‌ها کار آن‌هاست. بنابراین برنامه‌ای در یک جلسه ریخته شد که من یقین داشتم به گوش سعید امامی اسلامی می‌رسد. در آن جلسه گفتیم که قرار است در چند روز آینده این افراد دستگیر شوند و اتفاقاً با آقای یونسی نیز هم‌نظر بودیم. بحث بازداشت به ضعیف‌ترین حلقه فشار وارد کرد و به نظر من موسوی حلقه ضعیف آن‌ها بود. این‌ها می‌خواستند مسأله را سریع‌تر بگویند، که بله این کار را که کردیم تشکیلاتی بود و این(موضوع)، آن‌ها را شکست. ساعت حدود ۱۲ شب بود که بنده در منزل بودم و کسی زنگ زد و گفتند با شما کار دارند. رفتم دم در و دیدم که یکی از همین متهمان به در منزل آمده‌است. با وی قرار گذاشتم که فردا به اداره بیاید و بعد با هم صحبت کنیم. او صبح به اداره آمد و ماجرای قتل‌ها را به من گفت. حدود سه ساعت از ۹ صبح تا یک بعد از ظهر بخشی از این مسائل را این فرد گفت. من همان جا به آقای خاتمی تلفن زدم که به نظر من قصه روشن و باز شده‌است. حداقل این است که بخش‌های عمده‌ای از حدسیات ما درست بوده و می‌توان آن را پیگیری قضایی کرد».

انحراف پرونده قتل‌های زنجیره‌ای از مسیر اصلی و به فراموشی سپرده شدن آن:

اما نهاد اطلاعات موازی در این بین ظاهرا ماموریت دیگری داشت و آن انحراف پرونده قتل‌های زنجیره‌ای از جریان اصلی خود بود. علي يونسي، وزير اطلاعات، طي گفت‌وگويي با ایسنا ۵ سال بعد از گذشت آن حادثه شوم تأكيد كرد: «در رسيدگي به پرونده [قتل‌ها] به طور كامل وزارت اطلاعات را كنارگذاشتند. اگر وزارت اطلاعات در روند اين پرونده دخالت مي‌داشت، اين پرونده به انحراف كشيده نمي‌شد. سه چهار نفر از پرسنل وزارت اطلاعات كه مورد قبول وزارت اطلاعات نبودند بر اين پرونده مسلط شدند و با طي كردن يك فرايند غلط، پرونده را ازمسير خود منحرف كردند». یونسی تقصیر این انحراف را به گردن قوه قضاییه انداخت و گفت: «پرونده نه در دست وزارت اطلاعات بود، نه دست دولت، در دست دستگاه قضايي بود».

روز بعد سازمان قضايي نيروهاي مسلح درباره اظهارات وزير اطلاعات، اطلاعيه‌اي صادر كرد كه در آن ضمن پافشاري بر اين مسأله كه دولت و نمايندگان رئيس جمهور در پيگيري پرونده دخالت داشته‌اند، در بخشي ديگر از بيانيه، مي‌پرسيد: «بهتر است آقاي يونسي توضيح دهند كه از ابتدا چه كسي و يا كساني به دنبال انحراف بوده‌اند؟»

دفاعیات شجاعانه عبدالله نوری در دادگاه و روشن شدن ابعاد گسترده قتل‌های زنجیره‌ای:

در همین حال، عوامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای در تلاش بودند تا این جنایت را به هواداران رئیس جمهور وقت نسبت دهند. اما روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی‌ این طراحی پشت پرده را بر ملاساختند. عبدالله نوری در جلسه دفاعیات خود در دادگاه مرتبط با روزنامه خرداد و در حضور دادستان گفت: «‌آنچه روزنامه خرداد در خصوص پرونده قتل‌ها مطرح کرده پاسخگویی وزیر اطلاعات وقت است که هم قدرت داشته و هم ظاهرا فتوا صادر کرده، از نظر ما وزیر اطلاعات وقت ( دری نجف‌آبادی) باید به خاطر قتل‌ها پاسخگو باشد چون امنیت ملی را به خطر انداخته است…». نوری همچنین در مورد افشاگری روزنامه خرداد در مورد قتل‌ها گفت:‌ «در همین مورد آیا تلاش نشد که مساله پرونده قتل‌ها در حد چند پرسنل عادی باقی بماند؟ آیا طرح اولیه این نبود که نقش عاملان بر ملا نشود؟ آیا تمام کوشش‌های فعلی صرف این نمی‌شود که مساله از سعید امامی فراتر نرود و مساله قتل‌ها در محدود همان چهار قتل محدود بماند؟».

نوری در آن دفاع و افشاگری شجاعانه پرده از ابعاد گسترده قتل‌های مشکوک و وحشیانه دیگری هم برداشت و گفت: «‌وقتی حسینیان مدعی است سعید امامی از نیروهای متدین و مذهبی و آگاه بوده و وقتی حسینیان حکم ناصبی و مرتد بودن صادر می‌کند، وقتی در طول سالیان گذشته بسیاری قتل‌های مشکوک با سکوت مواجه شد…، وقتی بانویی سال‌خورده را با ۲۵ ضربه کارد سلاخی کردند، وقتی قرار بود اتوبوس نویسندگان به اعمال دره پرتاب شود، وقتی برخی دانشمندان شیعه و سنی به دلایل نامعلوم از بین رفتند، و وقتی حاکمیت مسوول تامین امنیت شهرواندان است، چطور در برابر همه این فجایع کسی اعتراض و پیگیری نکرد؟ چطور کسی در مقابل مرگ حسین برازنده، احمد تفضلی، و احمد میرعلایی خود را پاسخگو ندانست؟ چطور وقتی برخی کشیش‌های مسیحی به قتل رسیدند و پس از تکه‌تکه‌شدن، بدنشان در فریزر جاسازی شد، قاتلان به مردم معرفی نشدند؟ اما حال که مطبوعات کوس رسوایی محفل‌نشینان را به صدا در آورده‌اند برخی در صدد پاک‌کردن صورت مساله هستند؟»‌

سرنوشت عوامل اصلی قتل‌های زنجیره ای:

درآخرين روزهاي خرداد سال ۱۳۷۸ خبري ديگر منتشر شد كه شگفتي افكارعمومي را برانگيخت. سازمان قضايي نيروهاي مسلح طي اطلاعيه‌اي ضمن معرفي سعيد امامي (اسلامي ) به عنوان متهم رديف اول پرونده قتل‌ها خبر داد كه وي با خوردن داروي نظافت درحمام خودكشي كرده است . نيازي، طي گفت‌وگويي با روزنامه کیهان یکم تیرماه ۷۸ اظهار داشت: «براساس شواهد و قراين، سعيد امامي‌، هنگامي كه موضوع هدايت ودخالت بيگانگان درقتل‌هاي مشكوك تهران مشخص شد و معلوم شد وي يكي از عوامل اصلي اين دسيسه بزرگ بوده است، اقدام به خودكشي كرد… با خودكشي يكي از عوامل قتل‌هاي مشكوك تهران، هيچگاه پرونده اين جنايت بسته نشده است‌»

پس از مرگ سعید امامی، ماجرای روزنامه سلام و انتشار یادداشت سعید امامی در آن و اعتراضات دانشجویی رخ داد که منجر به فاجعه هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ شد که بسیاری از دانشجویان در کوی دانشگاه و در محل سکونت خود به خاک و خون کشیده شدند. سیدمحمد خاتمی بعدها در واکنش به حادثه کوی گفت این هزینه‌ای بود که باید برای کشف و بر ملاسازی قتل‌های زنجیره‌ای پرداخته می‌شد. او در سخنرانی پنجم مرداد ماه خود در میان مردم همدان گفت: «آن كشف آنقدر بزرگ بود كه به دادن اين تاوان‌ها مي ارزيد».

تداوم جریان فکری خشونت‌طلب پس از ۱۲ سال:

پس از گذشت ۱۱ سال از حادثه تلخ قتل وحشیانه داریوش و پروانه فروهر و سایر قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای در آستانه سالگرد این عزیزان قرار گرفته‌ایم. کسانی که قربانی تفکر خشونت‌طلب و جزم‌اندیشی شدند که تاب و تحمل سخن «دیگری» را ندارد. این جریان فکری در کودتای ۲۲ خرداد یک بار دیگر اثبات کرد که در تمام طول این سال‌ها تداوم داشته است و حاضر به حک و اصلاح رویه خود نیست. همان کسانی که عوامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای بودند به همراه عناصر متبوع خود طرح کودتای ۲۲ خرداد و تجاوز به عرض و آبرو و جان و رای مردم را پیاده کردند. اگر ۱۱ سال پیش در خانه‌های شخصی و با سرنگون‌کردن اتوبوس نویسندگان در دره قربانی می‌گرفتند، اکنون در بازداشتگاه کهریزک و میدان آزادی و مقابل مسجد لولاگر قربانی می‌گیرند.

هنوز بعد از ۱۱ سال هیچ یک از متهمان اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای معرفی و محاکمه نشده‌اند. شباهت عجیبی است بین این سیاست‌ها و سرپوش گذاشتن بر مرگ پرابهام پزشک‌وظیفه کهریزک و شهادت قربانیان کهریزک از جمله محسن روح‌الامینی. این جریان فکری خطرناک بعد از گذشت ۱۱ سال همچنان با تایید برخی چهره‌های متنفذ نظام جان انسان‌ها را می‌گیرد و از انجام هیچ جنایتی برای رسیدن به مقاصد خود روی گردان نیست. حال این سوال بعد از ۱۱ سال همچنان تکرار می‌شود که عوامل اصلی این قتل‌ها با کدام مجوز جان انسان‌ها را گرفتند و چرا هنوز هیچ کس جلودار چنین رفتارهایی نیست؟ چرا حاشیه این افراد در طول این سال‌ها چنان امن شده است که دیگر نیازی به توجیه و پرده‌پوشی ندارند و در روز روشن به وسوی مردم شلیک می‌کنند؟

سوالات بی‌جواب از این دست بسیار است و به نظر می‌رسد که اکنون این انحرافات به حدی شدت یافته است که تنها باید مقامات ارشد کشور پاسخ‌گوی این ابهامات باشند.

*اولین پرده از قتل‌های زنجیره‌ای با ترور مخالفان حکومت ایران در خارج از کشور آغاز شد. شاپور بختیار مطرح‌ترین چهره‌ای است که سال ۱۳۷۰ در فرانسه به قتل رسید. فریدون فرخزاد ، خواننده و بازیگر ایرانی نیز در سال ۱۳۷۱ با ضربات متعدد چاقو در منزل خویش در شهر بن در آلمان به قتل رسید. پرده دوم قتل های زنجیره ای با قتل مخالفان داخلی و برخی فعالین اقلیت های مذهبی و قومی همراه بود. قتل کشیش‌های مسیحی مهدی دیباج و هایک هوسپیان مهر در سال ۱۳۷۳ توسط وزرات اطلاعات ایران از آن جمله است. همچنین می توان به قتل دکتر سامی ۱۳۶۷ نیز اشاره نمود.

برگرفته از موج سبز آزادی

لینک مرتبط : فرمانده سعید امامی فرمان می‌دهد

کتاب گزارش قتل ها و اعترافات سعید امامی “دکتر نوری زاده”
گزارش قتلها و اعترافات سعید امامی

نامه سرگشاده رخشان بنی‌اعتماد خطاب به کودتاگران:
دوربينم را چند روزى امان دهيد تا گزارشى بی‌پرده پيش رويتان بگذارم

مصاحبه با شیرین عبادی به مناسبت انتشار قفس طلایی
می خواستم مقطعی از تاریخ ایران را ترسیم کنم

چرا فکر می‌کنیم ما متفاوتیم


در ماه گذشته خبری از انگلستان آمد که بنیتو موسیلینی که در دوران جنگ جهانی دوم حدود 60 سال پیش صدراعظم ایتالیا بوده ، از 34 سالگی در زمانی که هنوز روزنامه‌نگاری جوان بوده ، به استخدام اینتلجنت سرویس انگلستان در می‌آید.
این مطلب و لینکهای اصلی و ترجمه هم در انتهای مقاله قرار داده‌ام ، اما روی سخنم با خودمان است که در سال 57 انقلاب کردیم و فکر کردیم که کشورمان را از دست بیگانگان آزاد کردیم ، به خاطرش کشته و زخمی و آواره دادیم و هنوز هم فکر می‌کنیم اینها که الان بر ما حکومت می‌کنند بهترین‌های روی زمینند و اگر اینها بروند ، بدتری روی کار می‌آید. ولی از کجا معلوم ؟ یا به قول سینوهه چرا؟
چرا ما اینگونه می‌پنداریم ؟ چرا ما نگاهی به دور و برمان نمی‌اندازیم ، خواهشا یک کشور در خاورمیانه را به من نشان بدهید که نشود انگ دست نشانده امریکا یا انگستان را به آن نزد؟
ما چه برتری ویژه‌ای نسبت به دیگر کشورهای دیگر این منطقه استراتژیک دنیا داریم که نشان دهد حاکمانمان دست نشانده‌ی روسیه نیستند؟
وارد جنگهای بیخود و بی‌ثمر با همسایه‌گانمان نشده‌ایم که شده‌ایم ، با مواضع خصمانه‌مان پای نیروهای بیگانه را در خلیج فارس را باز نکرده‌ایم که کرده‌ایم ، با تحریم خودمان موجب رونق شیخ نشینان‌های اطرافمان نشده‌ایم که شده‌ایم ، تولید را در این کشور فلج نکرده‌ایم که کرده‌ایم و فساد را چنان گسترده‌ایم که فقط افغانستان و سومالی جنگ زده وضعشان بدتر از ماست .
فقط به همین 10 ، 20 ساله اخیر بیاندازید ، روسیه بیشترین منفعت را از مواضع ایران در منطقه برده است.
هیچ کس از خودش نمیپرسه که چرا ایران که دومین ذخیره گازی در دنیا رو داره ، نباید در تامین گاز اروپا با روسیه رقابت بکنه ( قرارداد نابوکو )  ولی ترکیه و آذربایجان در این قرار داد حضور دارند و اصلا هم به قرار داد گازی گازپروم روسیه با ایران در سال گذشته ربطی نداره.
اینکه ایران هرچه بیشتر تحریم بشه پای شرکتهای ورشکسته روسیه بیشتر به ایران باز میشه و برای همین هم ایران باید نقشش رو خوب بازی بکنه
هفته‌ی گذشته نتیجه‌ی مناقصه اپراتور سوم اعلام شد که همان شد که کارشناسان انتظار داشتند، شرکت مگافون که مالکیت آن متعلق به همسر ولادیمیر پوتین است برنده نهایی اعلام شد، جالبتر از آن اینکه برنده‌ی اول مناقصه شرکت مخابرات ترکیه ، برنده‌ی دوم مخابرات قطر و برنده‌ی سوم شرکت مگافون روسیه بود که با ملاحظات امنیتی به مگافون رسید. شرکتی که در خود روسیه ورشکسته به حساب می‌آید ولیکن این طور که پیداست قرار است یک چیزی شبیه نیروگاه بوشهر باز به دست روسها بیافتد و الی آخر …

حال با همه این شرایط باز هم ما فکر می‌کنیم بلایی که سر کشورهای دیگر می‌آید سر ما نخواهد آمد ما متفاوتیم ، ولی همه خوب باید بدانیم ، مادامی که ما تاریخ خود و منطقه را فراموش میکنیم ، مادامی که اشتباهات گذشتگانمان را تکرار می‌کنیم ، مادامی که در مبارزاتمان دست به خشونت می‌زنیم ( البته من هم مثل خاتمی مبارزات اخیر مردم ایران را شریفترین حرکت آزادیخوانه و اعتراضی در تاریخ ایران می‌دانم ) و مادامی که فکر می‌کنیم از دیگران متفاوتیم ، مستعمره و آلت دست کشورهای دیگر خواهیم بود.
بیایید از تاریخ تلخ خودمان درست بگیریم ، بیاییم خواندن تاریخ را هر روز تکرار کنیم و به خاطر بسپاریم که انگلستان برای به زانو در آوردن آلمان و شکستن این غول اقتصادی در اروپا چگونه موسیلینی را ابتدا با هیتلر همراه کرد و سپس موسیلینی در اواسط جنگ از جنگ کناره‌گیری کرد و زمینه شکست آلمان را محیا کرد.
ما  نه در زمان موسیلینی و نه در زمان حال از کشور ایتالیا سرتر و پیشرفته‌تر نبوده و نیستیم که حال فکر کنیم این بلایی است که فقط سر دیگران میاید و ما از این قاعده مصون هستیم

فیگارو : افشای مدارک دولت بریتانیا بعد از 80 سال ، بنیتو موسولینی در استخدام اینتلیجنت سرویس بوده است( متن اصل . فرانسوی )
( متن فارسی ) فیگارو : افشای مدارک دولت بریتانیا بعد از 80 سال ، بنیتو موسولینی در استخدام اینتلیجنت سرویس بوده است ( متن فارسی )
متن فارسی 2

امضاي احداث خط لوله «نابوکو» بدون حضور ایران
جای خالی ایران در «لحظه تاریخی» امضای یک قرارداد
ترکیه گاز ایران را به نابوکو می فروشد
ایران را چه به طرح «ناباکو»، آنها در تأمین نیاز خودشان هم عاجزند

گزارش تصويري از سيب هاي مانده روي دست باغداران (سميرم )

همسر پوتین، شریک تازه اقتصادی ایران؟
تبريك زودهنگام مقامات دولتي به اپراتور روسي

در کشور کوران ، آدم یک چشم پادشاست


این هفته اتفاقات رنگارنگ زیاد بود ولی دو اتفاق معنادار و شبیه هم بود که باید همزمانیشان را به فال نیک گرفت.
ابتدا سبک ترین قرارقضایی برای رادان. قاضی ویژه پرونده جنایات بازداشتگاه كهریزك برای سردار احمدرضا رادان قرار قضایی را كه التزام اخلاقی به همكاری در ادامه روند تحقیق است،   صادر كرده است. و گویا همین هم کافی بود تا رادان احساس خطر کند و پزشک کهریزک از ترس سکته کند ( همون داستان داروی نظافت معروف ).
دوست داشتم که این همه جنایتکار از سرنوشت سعید امامی و این پزشک وظیفه درس عبرت بگیرند که وقتی عرصه تنگ شود ، هیچکس را امنیتی نیست . مگر از سعید امامی نزدیکتر به رییس بزرگ هم وجود داشت ، عاقبتش چه شد ، راستی الان کجاست؟

خبر دوم هم که مربوط است به فتوی مفتی اعظم وهابی عربستانشيخ «عبدالعزيز آل الشيخ» در مورد جنگ حق علیه باطل ارتش عربستان با شیعیان یمن و توصیه به اینکه مردم در قنوت نماز برای ارتش عربستان دعا کنند. اینکه دعا چیز خوبیست شکی نیست ولی نمیدانیم این برحق بودن و نبودن چگونه کالایی است که هر کس در دین اسلام عمامه‌ای بر سر دارد از آن برای استثمار بندگان خدا سود میجوید. طالبان یکجور خود را بر حق میداند و فرمان جهاد میدهد و آخوندهای ایرانی هم که دست کمی از همین‌ها ندارند ، وهابی‌ها هم این جور. خلاصه اینطور که معلوم است ساده‌لوح‌تر از مسلمان در دنیا وجود ندارد که این همه آدم را با یک حرف می‌تواند استثمار کرد و به جان هم انداخت. راستی به نظر شما کسی که برای رسیدن به بهشت حاضر است عقل خود را کنار بگذارد و تقلید را پیشه کند ، عاقبتش بهتر از این هم می‌شود؟همۀ زنان پیامبر: از خدیجه تا عمره بنت یزید

اطلاعات تکمیلی در مورد مرگ پزشک وظیفه کهریزک:
پزشکی که محسن روح‌الامینی را 2 روز قبل از شهادت ویزیت کرده بود

مخملباف: خامنه ای دارد دق می کند
گوشه ای از مواضع مقتدرانه حسن فیروز آبادی؛حمایت از تحویل اروانیوم غنی شده،گله از دوستان روسی
پشت پرده بانک خصوصی تات

 

فیلم ها و تصاویر راهپیمایی 13 آبان 88


واقعا این مردم آزادی خواه ما یک دستمریزاد لازم دارند. در روز 13 آبان دو نگرانی من بابت شعارهای مردم برطرف شد و باز هم ثابت کردند که ایرانیها  باهوش تر از این حرفاست. اولین نگرانیم شعار واحد و البته مختص روز 13 آبان بود که با سردادن شعار « سفارت روسیه ، لانه ی جاسوسیه » در اکثر مناطق شهر خیالم راحت شد. نگرانی دومم بابت تبلیغات رسانه ای دولت بود که انتظار داشت مردم در این راهپیمایی زنده باد امریکا بگویند و حتی عده ای سبزپوش ( جنبش سبز علوی ) رو مامور انجام اینکار کرده بود ولی خدا رو شکر مردم ما شعار اصلی در مورد امریکا رو این انتخاب کردند » اویاما…  اوباما … یا با اوناست یا با ماست » و به نوعی استقلال خودشون از هر جماعت امتحان پس نداده ای اعلام کردند.
خبر خوش دیگه پیوستن شهر تبریز به سلسله شهرهای قیام کننده بود که در روز 13 آبان به » ندای» آزادی لبیک گفتند. و دل ایرانیها رو شاد کردند.
درتهران از حضور میرحسین موسوی با حبس  خانگی ایشان جلوگیری کردند و کروبی هم که توانست خود را به تظاهرکنندگان برساند ، به شدت  به او حمله کرند و یکی از محافظینش به بیمارستان منتقل شد.

3

5

6

عکس های ويژه خبرنامه گويا از تظاهرات مردم معترض در ۱۳ آبان
عکس های ويژه خبرنامه گويا از تظاهرات مردم معترض در ۱۳ آبان – 2
ویدیو کتک زدن دختری توسط پلیس ضد شورش ۱۳ آبان

پاره كردن پلاكارد بزرگ خامنه اي

لگدهای خشم ملت بروی چهره علی خامنه ای/ 13 آبان

فیلم،خامنه ایی قاتله ، ولایتش باطله،جنتی لعنتی تو دشمن ملتی،توپ ، تانک ، کهریزک دیگر اثر ندارد

فیلمی از تظاهرات مردم ۱۳ آبان

فیلمی تکاندهنده از کوبیدن باتوم بر سر زنی توسط نیروهای ویژه سپاه

فیلم تکان دهنده ضرب و شتم “ندایی”دیگر از سوی ماموران ویژه سپاه تهران با باتوم

پنهان شدن تظاهر کنندگان از نیروهای کودتا در ساختمان نیمه تمام + ضرب و شتم جوانان توسط نیروها

۱۳ آبان رشت

فیلمی از تظاهرات مردم ۱۳ آبان: اوباما يا با اونا يا با ما

فیلمی از حضور کروبی در تظاهرات امروز، ۱۳ آبان

حمله وحشیانه نیروهای نظامی به راه پیمایان13 آبان سبزمیدان هفت تیرتهران

13 آبان تبریز

13 آبان تبریز 2

13 آبان شیراز
13 آبان شیراز ملاصدرا

13 آبان شیراز – ارم

13 آبان – اصفهان

13 آبان – رشت
13 آبان رشت
2

مجموعه ی دیگری از 13 آبان

اعتراضات شبانه مردم – ۱۴ آبان

مردی به تنهائی‌ در مقابل موتورسواران گارد ویژه بادکنک سبز خود را بر افرشته و شعار میدهد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: