از سررسید تاریخ انقضا تا گذار به دموکراسی


داشتم با خود نشانه‌هایی را بررسی می‌کردم ، تا ببینم چقدر به لحظه‌ی سقوط نزدیک هستیم یا اصلا سقوطی در کار هست یا نه ؟ راستی هدف ما که تنها سقوط نیست ، گذار به دموکراسی هم مهم است دیگر !!!
بر طبق « کتاب گذار به دموکراسی نوشته حسین بشیریه » که پیشنهاد می‌کنم اگر هنوز چاپ میشه ، بخرید و بخوانید : 8 عامل در فروپاشی و گذار دموکراتیک یک نظام اقتدارگرا نقش بازی می‌کند که 4 تای آن بحران‌هایی است که نظام از پس حل کردن آنها عاجز می‌شود و عبارتند از : 1– بحران مشروعیت یا بحران ایدئولوژی. 2- بحران کارآمدی 3- بحران در همبستگی سیاسی نخبگان یا طبقه حاکم 4- بحران سلطه یا استیلا ( عدم توانایی در سرکوب مخالفان).
و 4تای دیگر که به گروههای مخالف مربوط می‌شود و نوع گذار را تعیین می‌کند عبارتند از : 5-نارضایتی مردم 6- سازماندهی 7- ایدئولوژی مقاومت و مخالفت 8- عنصر مهم رهبران و نخبگان سیاسی.
هرچند هرکدام از این اوصاف توضیح مفصلی دارد، اما اگر نخواهیم از بحث خود دور شویم ، باید بگوییم که از 4 بحران یاد شده جمهوری اسلامی به هر 4تایش مبتلاست . (1)مشروعیت یا به قول دوستمان آبرویش را نه با تقلب در انتخابات که با گشودن گلوله به روی مردم خود از دست داد ، (2)کارآمدیش را که سالهاست با در جا زدن دارد اثبات می‌کند و اکنون هم کارد به استخوان یارانه‌ها رسیده و باید …. . (2)بحران همبستگی که دیگر نگو ، کار به جایی رسیده که نه خاتمی و کروبی و موسوی که مرد معامله‌گر انقلاب ، دلال بزرگ ، رفسنجانی هم از اختلاف بزرگ می‌گوید و آیت الله امینی به نشانه‌ی اعتراض از امامت جمعه‌ی قم استعفا می‌دهد و خامنه‌ای هم هر از چندگایی این اختلافات را خانوادگی عنوان می‌کند ولی چه اختلاف کوچک وخانوادگی‌ای که باعث طرد شدن اعضای آن می‌شود. (4)بحران استیلا و سرکوب هم که دیگر نگو ، باتوم و چماق و گلوله، حنایی شده که رنگ ندارد. 15 خرداد 1342 ، یک روز بود ، فقط یک روز و تا پاییز 1357 احدی به ذهنش خطور نمی‌کرد که آن آتش زیر خاکستر سبب فروپاشی تمدن 2500 ساله‌ای شود که ارتشش ، ژاندارم منطقه بود. چه رسد به حالا که آتش اعتراضات اولیه در  13 آبان و روز قدس، 4 ماه پس از اولین اعتراضات همچنان روشن است.
به هر حال چه خوشمان بیاید و چه نه ، بوی انقضای جمهوری اسلامی همه جا را ورداشته و امروز نه فردا ، با موسوی یا بی موسوی ، با جنگ یا بی جنگ ، آرام یا خشن به آخر خط رسیده است. کار تا جایی بیخ پیدا کرده که روسیه هم می‌گوید چون در خیابان‌ها علیه ما شعار می‌دادند به عنوان مخالف ایران در آژانس انرژی اتمی رای دادیم که معنی‌اش می‌شود « ما روی اسب بازنده شرط نمی‌بندیم «.

اما همانطور که گفتم تمام اینها به فروپاشی می‌پردازد و ما یکبار فروپاشی 57 را تجربه کرده‌ایم و دیده‌ایم که « اگر ندانیم چه می‌خواهیم » و فقط مرگ بر دیکتاتور بگوییم ، تنها راه را برای دیکتاتوری دیگری هموار کرده‌ایم و این یعنی نقطه سر خط.
اما عوامل گذار ، (5)نارضایتی مردم که در نطقه نزدیک به اوج است و هنوز اندک حس ملی گرایی و مقابله با بیگانه و ترس از جایگزینی بد با بدتر جلوی حرکات انتحاری را گرفته .
در مورد (6)سازماندهی که باید بگویم عنصر بسیار مهمی است و هر چه احزاب و گروهها متشکلتر و منسجمتر عمل کنند و از سیاستهای عوام فریب و قشری گرایی دوری کنند احتمال گذار به دموکراسی بالاتر می‌رود ، نظر به اهمیت این بخش عباراتی را عینا از کتاب گذار به دموکراسی خدمتتان میاورم :
گذار دموکراتیک نیازمند جامعه‌ی مدنی نسبتا شکل گرفته‌ای پیش ازگذار است.
گسستگی اجتماعی و عدم تعلق فرد به گروههای مستقل و جماعات محلی، انجمن‌ها و غیره در جامعه‌ی توده وار ، زمینه را برای ظهور جنبش توده‌ای ، ایدئولوژی‌های هویت ساز غیردموکراتیک یا نخبه گرایی یا پیشواسالاری و نهایتا توتالیتاریسم ( اقتدارگرایی ) فراهم می‌سازد.
ختم کلام ، اگر برای خود نجنگی برای هیچ می‌جنگی . اگر اصناف آزاد ، اتحادیه‌های کارگری آزاد ، مطبوعات آزاد و … ایجاد نگردد و یا زمینه‌ی آن ایجاد نشود ، جماعت توده وار سرانجام به دنبال یک رهبر که به خواسته و امیالشان نزدیکتر است (و معمولا با وعده و وعید به آنها القا می‌کند که سعادت آنها را می‌خواهد ) راه می‌افتند و زمینه‌ی دیکتاتوری را ایجاد میکنند. ( باید در پرانتز یادآور شوم که این بند جنبش سبز می‌لنگد و هنوز اما و اگر در سازماندهی زیاد است)
اما (7)ایدئولوژی مقاومت که باید اساسا دموکراتیک باشد. اصلا و ابدا نباید خواهان به قدرت رسیدن یک قشر ، یک طبقه یا یک حزب و یک مذهب و … باشد . این تفکر ، ایده و نظر باید در میان همه بسط داده شود که خوب مطلق وجود ندارد یا لااقل درمیان انسانها وجود ندارد پس هر کس ، حزب یا گروهی با رای و نظر و خواست مردم و به مدت محدود و نه مادام العمر در قدرت باشد. به عبارت دیگر احتمال گذار به دموکراسی پس از فروپاشی زمانی افزایش می‌یابد که ایدئولوژی مقاومت اساسا دموکراتیک بوده و تدارک فرهنگی و ایدئولوژیک دموکراتیک پیش از فروپاشی صورت گرفته باشد و یا دموکراسی به عنوان رقیبی نیرومند در برابر ایدئولوژی‌های دیگر پایدار شود.
و در آخر (8)رهبران و نخبگان سیاسی که قطب نمای این گذارها هستند و دورنمای جنبش را ترسیم می‌کنند و سرنوشت نظام پس از فروپاشی تا حدود بسیاری خصوصا در نبود احزاب نیرومند و مستقل ( مانند ایران فعلی ) بسته به نوع گرایش وجهان بینی آنها دارد. و میتوان دو شخصیت «اقتدار طلب» و » دموکراتیک» را برای رهبران جنبش‌ها در تفکیک آنها تعیین کرد.

با نام بردن از این 8 عامل و خصوصا 4 مورد انتهایی موثر در گذار به دموکراسی ، باید یادآور شوم که کم نبودند ملتهایی که شادمان از فروپاشی دیکتاتور، سرگرم پایکوبی و جشن و سرور بودند ، غافل از اینکه در همان ایام ابتدایی شالوده‌ی یک دیکتاتوری دیگر درحال شکل‌گیری است .
در پایان نتیجه‌گیری و یافتن نقایص جنبش اعتراضی ایران را به خود شما واگذار می‌کنم هرچند که ناگفته پیداست که دموکراسی نزدیک است ولیکن گرایش به خشونت و افزایش میل به سرنگونی حتی بیشتر از میل به دموکراسی نتیجه‌اش جز تکرار اشتباهات تاریخ نیست.

فروپاشی اسطوره های جمهوری اسلامی پس از انتخابات پرشتاب تر شده است؛ حسين بشيريه

..::: بیشتر بخوانیم :::.
سعید جلیلی: ایران برای مقابله با حمله‌ی نظامی آماده است
صداو سیما «حزب الهی تر» می شود
مقدمات ظهور امام دوازدهم فراهم شد
مخالفت با با سرمایه گذاري در ایران
احمدی نژاد: سند داریم آمریکا می خواهد جلوی ظهور امام زمان را بگیرد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: