نمیتوان خشونت نکرد ولی میتوان دموکراسی خواه باقی ماند



در این دوره‌ی یک سال و 9 ماهه‌ی آغاز جنبش و حضور مردم شجاع در خیابان‌ها ، همواره این سئوال بوده که آیا می‌توان بدون خشونت در مقابل این حکومت پیروز شد؟ و آیا می‌توان با خشونت به دموکراسی رسید؟
واقعیت این است که برای رسیدن به دموکراسی که اکثرا خواهان آن هستند هیچ فرمول مشخصی وجود ندارد ، اما اگر به کتاب گذار به دموکراسی اثر حسین بشیریه مراجعه کنیم باید بگویم که در گذار به دموکراسی سه گروه از عوامل نقش بسیار تعیین کننده‌ی دارند
1) ترکیب نخبه‌های سیاسی حاکم و شیوه‌ی برخورد آنها با اعتراضات
2)ترکیب رهبری مخالفان و منش آنها (دموکرات یا اقتدارطلب)
3)ترکیب و ظرفیت جامعه (طبقه شهری قوی یا جمعیت توده‌ای )

پس از 21 ماه مبارزه در خیابان‌ها فهمیده‌ایم که حکومت ایران و حاکمین سیاسی قصد مصالحه و اجازه گذار مصالمت آمیز به دموکراسی را ندارند و تنها با کنار زدن آنهاست که می‌توان به گذار امیدوار بود(گذار خشونت آمیز).
–در مورد رهبران جنبش آنچه تا به اینجای کار دیده‌ایم بسیار امیدوارکننده بود و این مسئله که رهبران جنبش به دنبال ایجاد یک حکومت تک حزب و یا ایدئولوژیک نیستند در گذار به دموکراسی پس از سقوط حکومت فعلی بسیار موثر است ( البته خدا کند که تا صبح پیروزی این دوستان از دست این حکومت زنده بمانند)
اما جامعه ما درست است که جامعه‌ای با جمعیت شهری بزرگ و نسبتا تحصیل کرده است اما بدلیل سرکوب بیش ازحد اتحادیه‌ها و اصناف توسط حکومت و یا ایجاد اتحادیه‌های حکومت ساخته ، چندان قدرت عرض‌اندام ندارد ولیکن برای گذار به دموکراسی شرایطش بسیار بهتر از سال 1357 است.

اگر بخواهم نمونه‌ای مشابه ایران در کشورهای دیگر بیاورم به 2 کشور می‌توان اشاره کنم :
اولی یونان است که حکومت سابقش از لحاظ عدم سازش و اقتدارگرایی و سرکوب بسیار شبیه ایران امروزی است و در سال 1974 جامعه‌ی توده‌ایش حتی از ایران امروز ما هم توده‌ای‌تر و بی‌سوادتر بود اما نظر به رهبری هوشمندانه‌ی » کنستانتین کارامانلیس » توانست در اواسط سال 1974 با سقوط حکومت وقت و انتخابات در ماه نوامبر رفراندم آزادی احزاب در ماه دسامبر 1974 زمینه گذار به دموکراسی را فراهم کند.

دومی ترکیه همسایه خودمان است که شرح آن را کوتاه می‌کنم و همه می‌دانیم در تاریخ پر فراز ونشیب خود به دموکراسی همواره با کودتا دست و پنجه نرم کرده ، تا اینکه توانست در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم در پی فشارهای بین‌المللی و داخلی در محدود ساختن قدر نظامیان زمینه‌ی گذرا را محیا سازد.

سخن کوتاه کنم که
هرچه خون بیشتری ریخته شود زمینه‌ی گذار کمتر می‌شود.
هرچه رهبران مخالفان دموکرات‌تر و آزادمنش‌تر باشند زمینه‌ی گذار بیشتر خواهد شد.
هرچه گفتمان دموکراسی ، گفتمان غالب این جنبش باشد و هرچه تعهد ما به برخورداری همگان حتی مخالفان ما از آزادی بیان و فعالیت سیاسی بیشتر باشد ، در نهایت این دموکراسی است که پیروز می‌شود.
یادمان نرود که در انقلاب گذشته نبود گفتمان دموکراسی و ایدئولوژیک بودن انقلاب بود که حوادث و سرکوبهای پس از آن را توجیح کرد .
شاید این حکومت بدون خشونت کنار نرود که تا اکنون نرفته ، شاید مجبور شویم انقلابی دیگر کنیم ، ولی در قدم قدم‌هایمان باید تخم دموکراسی را کاشت .
یادم نرفته که چگونه صورت زخمی‌اش را تمیز کردیم و دوباره با باتوم ما را زد.

نمی‌توان خشونت نکرد ولی می‌شود مسئولانه برخورد کرد و گوشه چشمی به آینده‌مان داشت .
هدف آنست که دموکراسی خواهی گفتمان غالب باشد نه خشونت توجیح شده با دموکراسی خواهی .

ما همه مسئولیم ، ما همه رهبر هستیم ،

تویی که این مقاله را خواندی دیگر حق سکوت نداری ،
میدانی که من و تو درون عامل سوم و مهم ظرفیت و ترکیب جامعه هستیم.

راستی ظرفیت من و تو برای دموکراسی چقدر است ؟

حق نداری توسری بخوری و صدایت درنیاید.
یا توسری بزنی و بگویی صدات درنیاد.
دفاع کن از خودت از دیگران ولی  حمله نکن

بگذار همه دموکراسی خواه شویم
تو اکنون می‌دانی و بدان که در برابر آینده‌ی فرزندت مسئولی.
دموکراسی ارزان و راحت نیست همه باید برایش تلاش کنیم .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: