میدان گازی مشترک ایران و انگلیس بازگشایی می شود؟/فرجام شراکت 36 ساله


Rhumخبرآنلاین: وال‌استریت ژورنال در روزهای گذشته خبری را منتشر کرده که توسعه میدان گازی مشترک ایران بریتیش پترولیوم در دریای شمال به دلیل تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا فعلا متوقف شده است. هر چند این خبر تازه‌ای نیست و تقریبا 4 سال پیش نیز بی‌پی از تعلیق و توقف فعالیت‌ها در بزرگترین میدان گازی توسعه‌نیافته در انگلستان خبر داده بود، اما به نظر می‌رسد این خبر این بار حاوی خبرهای تازه‌ای در حوزه نفت و گاز است.

در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی که هنوز دفاتر شرکت کالای نفت در انگلیس و کانادا پابرجا بود، فعالیت‌های مشترکی میان شرکت ملی نفت ایران و برخی شرکت‌های بزرگ نفتی از جمله بریتیش پترولیوم انجام می‌شد که گاهی به خدمات فنی- مهندسی ختم می‌شد و گاهی از این سطح فراتر رفته و به شراکت در میدان‌های نفتی نیز می‌انجامید که یکی از این موارد مشارکت ایران با بی‌پی در توسعه میدان گازی رام یا رهام(Rhum) است. سهم ایران در این میدان گازی که در 400 کیلومتری شهر ابردین در سواحل اسکاتلند در دریای شمال قرار دارد، 50 درصد است و 50 درصد دیگر در اختیار شرکت بریتیش پترولیوم قرار دارد. هر چند که این میدان در سال 1977 کشف شده، اما به دلیل مشکلات فنی از جمله بالا بودن دمای و فشار گاز موجود در آن، توسعه آن بارها به تاخیر افتاده بود. ظرفیت تولید این میدان گازی نیز 5.9 میلیون متر مکعب در روز است که تنها بخش کوچکی از تولیدات شرکت بی‌پی را تشکیل می‌دهد.

دی ماه سال 84 بود که شرکت بریتیش پترولیوم اعلام کرد پس از 28 سال، بهره‌برداری، تولید و صادرات گاز از بزرگترین میدان توسعه نیافته گاز انگلیس به نام رام آغاز شده تا روزانه نزدیک به 6 میلیون مترمکعب گاز از آن استحصال و تولید شود. اما این اتفاق چند سالی بیشتر ادامه نداشت، چرا که تحریم‌ها موجب شد تا بی‌پی از توسعه این میدان مشترک منصرف شود و تاسیسات موجود در جزیره‌ای در شمال شرقی اسکاتلند را ترک کند تا با شرکت نفتی ثبت شده ایران در بریتانیا فعالیت مشترکی نداشته باشد.

هر چند که در تمام این سال‌ها بی‌پی تلاش کرد تا نظر اتحادیه اروپا را برای معافیت توسعه این میدان جلب کند، اما این اتفاق روی نداد تا اینکه چندی پیش روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف از نزدیک شدن انگلیس به دریافت معافیت برای میدان گازی مشترک با ایران خبر داد و نوشت: کابینه انگلیس امیدوار است با برداشته شدن تحریم‌ها در مورد میدان گازی رهام در دریای شمال که به صورت مشترک در مالکیت دولت ایران و شرکت بی‌پی است، تولید گاز انگلیس که به تازگی کاهش یافته، مجددا افزایش یابد.

شرکت بی‌پی، اوایل امسال هشدار داد تعطیل باقی ماندن عملیات اکتشاف در این میدان به‌مدت طولانی همچنین تهدیدی را در مورد بسته شدن پیش از موعد یک میدان دیگر، به‌نام بروس که از همان زیرساخت‌ها استفاده می‌کند، به وجود می‌آورد. میدان گازی بروس، حدود 3 درصد تولید گاز انگلیس در دریای شمال را به‌عهده دارد. بر اساس این گزارش وزرای کابینه انگلیس اکنون می‌گویند به دریافت معافیت از تحریم‌ها که اجازه بدهد تولید گاز در میدان رهام از سر گرفته شود و آینده میدان بروس تضمین شود نزدیک شده‌اند.

با توجه به کاهش تولید گاز در دریای شمال، و افزایش نگرانی‌ها در مورد بالا رفتن قیمت، انگلیس بیش از پیش به واردات گاز احتیاج پیدا کرده است. زمزمه‌ها در مورد معافیت این میدان گازی از تحریم‌ها پس از آن شنیده می‌شود که علائمی از بهبود روابط ایران و انگلیس پس از روی کار آمدن دکتر حسن روحانی در ایران مشاهده شده است. اتحادیه اروپا هفته‌های گذشته اعلام کرد که این میدان گازی می‌تواند بر اساس یک بخشنامه شورای اتحادیه اروپا که در دسامبر 2012 تصویب و طی آن مقررات قبلی در مورد اقدامات محدودیت‌زا علیه ایران اصلاح شد، از تحریم‌ها معاف شود.

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که گفت‌وگوها بر این مسئله متمرکز شده که آیا دیگر شرکت‌ها نظیر بانک‌هایی که تراکنش‌های مالی مرتبط با این میدان را انجام می‌دهند نیز از این معافیت بهره‌مند می‌شوند یا خیر؟

هر چند که مدیران نفت ایران از صحبت کردن درباره این میدان طفره می‌روند، اما به نظر می‌رسد در حال حاضر این میدان مشترک جزئی از اموال شرکت نیکو به شمار می‌رود که فعلا بنا به دلایلی که از دیدگاه آنها موجه است، سکوت بهترین راهکاری است که باید در پیش گرفته شود.

 

 

 

ترور پارلمانی


01

آنچه دیروز در شرق تهران رخ داد، هرچند در خبرهای هسته‌ای و 5+1 گم شد اما نشانه کوچکی از قدرت زیاد گروهی را نشان میدهد که برای رسیدن به خواسته خود دست به هر کاری میزنند و کوچکترین هتک حریمی، با پاسخی از جنس گلوله داده میشود.

قتل مرحوم صفدر آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت و تجارت به جز اشارات کوچکی که در وهله اول میتواند داشته باشد اشاره به یک موضوع دیگر دارد و آن چیزی نیست جز دادگاه رییس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد .

دادگاهی که با شکایت  مجلس شورای اسلامی(پارلمان) برگزار خواهد شد و در روز پنجم آذر محمود احمدی نژاد پس از 8 سال اتهام زنی باید در جایگاه متهم پاسخگو قاضی باشد و شاید این دادگاه قرار بود تا آغازی باشد برای رسوایی شخصی که روزگاری همه را رسوا میکرد.

اما با این تهدید بزرگی که صورت گرفته تنها اتفاقی که در این دادگاه روی خواهد داد (البته اگر برگزار شود) برگزاری یک جلسه تبلیغاتی مجانی برای شخصی است که آرزوی بازگشته به قدرت را درسر میپروراند.

تصاویر/ تشییع مرحوم صفدر رحمت آبادی
وزیر اطلاعات در محل سوءقصد به «صفدر رحمت آبادی» حضور یافت

فصل الخطاب من این انتخابات است


با نزدیکی انتخابات نهمین دروه مجلس شورای اسلامی ایران، صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها برای شرکت یا عدم شرکت در آن بالا گرفته است.

آنچه این انتخابات را با انتخابات سایر دوره‌ها متمایز کرده است اقدامات وحشیانه دولت و حکومت با مردم معترض به انتخابات و زندانی کردن دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 است . زندانیانی که آنها حتی اجازه‌ی ملاقات با خانواده خود و یا نامه نگاری را ندارند ، حقوقی که حتی زندانیان خطرناک از آن بهره‌مندند.

در این حال عده‌ای که ما آنان را با نام اصلاح‌طلب می‌شناسیم بر سر دو راهی قرار گرفته‌اند.

اینان در حالی که یاران سابق خود را در بند می‌بینند ، طمع قدرت آنان را به شرکت در انتخابات وا می‌دارد و حکومت از آن به بهترین نحو استفاده می‌کند.

حکومت به این اصلاح‌طلبان هشدار داده که تنها راه عبور از فیلتر شورای نگهبان اعلام برائت از دو نامزد ریاست جمهوری در بند یعنی آقایان موسوی و کروبی و نیز اعلام برائت از مردمی است که در اعتراضات شرکت داشتند .

با این شرایط گفته شده در بالا آنان که خود را بیشتر به حکومت وابسته‌تر می‌بینند تا مردم ، با اعلام برائت از مردم هر روز به شورای نگهبان پیام می‌فرستند که خواهان ماندن در قدرتند و میخواهند در انتخابات شرکت کنند.

اما من خطاب به این اصلاح‌طلبان می‌گویم که سر خم کردن در مقابل انتخابات نمایشی حکومت فصل الخطاب من است و هر کس به هر شکل و هر نام که داشته اگر برای تایید انتخابات دروغین حکومت حرکت کند دیگر از مردم نیست و فرقی با احمدی‌نژاد و خامنه‌ای خونخوار ندارد.

اینان حتی گناهشان بیشتر است چرا که با این کار وجهه‌ی جنایات حکومت را مقبول جلوه می‌دهند و مردم معترض را خاطی و مجرم قلمداد می‌کنند. مردمی که همواره از اینان حمایت کرده‌اند.

اگر قرار بر این باشد که بین موسوی و کروبی در بند و این شیفتگان قدرت کسی را انتخاب کنم مطمئنا موسوی و کروبی انتخاب من خواهند بود.

آنچه اعراب دارند و ما نه !



ظرف 4 ماه گذشته خاورمیانه دچار تحولاتی شده است که در تاریخ تمدنی این سرزمین بی‌سابقه بوده است. تغییر حکومت‌های کشورهای عربی ظرف مدتی کوتاه و با سرعتی باورنکردنی هرگز اینچنین سابقه نداشته است . حتی در طول جنگ‌های ایران و عثمانی و یا ایران و روم که این کشورها دست به دست می‌شدند ، تغییر حکومت‌ها بیش از این طول می‌کشید.

این مسئله و ناکامی جنبش سبز از تغییر حکومت باعث شد تا به بررسی این تغییرات در خاورمیانه بپردازم.

در تمام کشورها از جمله ایران و مصر و تونس و لیبی ، اعتراضات با راهپیمایی و تظاهرات آغاز شد و در تمام این کشورها حکومت با به خشونت کشیدن این اعتراضات سعی در کنترل آن داشت.
در تمام این اعتراضات مردم بدون رهبری مشخص و دعوت احزاب به خیابانها آمدند.
مردم در آغاز تقاضای انتخابات آزاد را داشتند ، اما با مواجه شدن با خشونت حکومت ، سرنگونی حکومت را خواستار شدند.

اما در ادامه مسیر هر یک به صورتی متفاوت پایان پذیرفت.

شاخص‌ترین تغییر در خاورمیانه تغییر حکومت مصر به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور عربی و صاحب یک از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری بود. حکومت 30 ساله حسنی مبارک به گونه کم خشونت و با کناره‌گیری ارتش از مداخله و در ادامه کناره‌گیری حسنی مبارک از قدرت ضمینه‌ی گذار آرام به سمت حکومتی مردمی را آماده کرد.
تونس هم سرنوشتی تقریبا مشابه مصر داشت.

اما لیبی کشوری نفت خیز با جمعیتی کم و منابع سرشار بدون اتکا به مردم و بدون نیاز به آنان سرنوشتی خشونت‌بار را در پیش گرفت. جنگ داخلی انتخابی بود که قذافی در پیش گرفت و در ادامه دخالت ناتو برای کمک به مخالفان ، راهی جز کناره‌گیری و یا مرگ برای قذافی باقی نگذاشته است. هرچند همه می‌دانیم که گذار به دموکراسی پس از جنگ چندان آسان و قابل دسترس نیست و معمولا پس از جنگ داخلی حکومتی دیکتاتور بر سرکار خواهد آمد.

اما ایران ، کشوری که اعتراضات به انتخابات تقلبی در آن از دو سال پیش آغاز شد و همچون همه کشورهای یاد شده با دخالت نیروی نظامی به خشونت کشیده شد و موجب کشته شدن تعداد زیادی از جوانان گردید که ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی از معروف‌ترین‌های آن‌ها بودند و حتی خواهرزاده‌ی میرحسین موسوی نیز در بین شهدا بود.
اما آنچه باعث عقب‌نشینی مردم از خیابان‌ها گشت خشونت بی‌پایان نیروهای نظامی و عدم میل مردم به انقلابی دیگر بود. این جمله که یک نسل هیچ گاه دوبار انقلاب نمی‌کند حقیقتی است که در این دوره‌ی دوساله به خیلی از ما ثابت شد.

در واقع ما دوستدار تغییر هستیم اما خواهان آن نیستیم.
خواستار آزادی بودن با دوستدار آن بسیار تفاوت دارد ، اینکه حاضریم به خیابان بیاییم یا از پشت کامپیوتر خود آن را دنبال کنیم تفاوت خواستن و دوست داشتن است.

خیلی از ما خوانندگان زیادی را دوست داریم اما تنها به کنسرت تعداد محدودی از آنان می‌رویم. آهنگهای بسیاری را دانلود می‌کنیم و در ضبط ماشینمان میگذاریم اما حاضر به حمایت مالی از او نیستیم.

ما دوستدار این جنبش هستیم اما به آن کمکی نمی‌کنیم بلکه تنها از پشت کامپیوتر برای معترضان ،شهدا ، زندانیان ، مفقودین و خانوادهایشان دست می‌زنیم ، هورا می‌کشیم یا شاید هم افسوس می‌خوریم اما حرکتی نمی‌کنیم. حتی از بازگو کردن جنایات رژیم هراسانیم چرا که حاضر به پرداخت بهای آزادی ، تغییر و دموکراسی نیستیم .

آنچه اعراب دارند شجاعت است که ما نداریم .

آنچه اعراب دارند عمل است که ما تنها حرفش را می‌زنیم همچون شعار » اگر موسوی دستگیر بشه ، ایران قیامت میشه «.

آنچه اعراب دارند اعتماد به یکدیگر است که ما نداریم .

شاید وقتش باشد خود را با تاریخ باستانی خود گول نزنیم ما از نسل کوروش و داریوش ، رستم و سهراب نیستیم. ما خرد ابوعلی سینا ، ذکاوت امیرکبیر ، تدبیر کریم خان زند ، شهامت سورنا یا سیاست مصدق و جسارت ستارخان و باقرخان را به ارث نبردیم.

هی تویی که داری این مقاله رو می‌خونی ؛ یا تا آخر عمرت با ترس‌ات زندگی کن و خودت را برای یک عمر سرافکندگی در برابر مردمت ، فرزندانت و تاریخ آماده کن و یا پاشو و یک کاری کن تا به خودت ثابت کنی که برای آزادی خودت کاری کردی.
از یه اسکناس شروع کن چند خط شعار روش بنویس ، یا ماژیک رو بردار و برو به سمت اولین باجه تلفن.

اپوزیسیون ِ فدایی



این جمله که صدام هم فدایی داشت و هم اپوزیسیون را در هنگامه آغاز جنگ امریکا با صدام‌حسین از تحلیل‌گران حکومت رو به سرنگونی عراق شنیدم .

آنجا اولین بار بود که به قدرت نفت و کلا منابع زیرزمینی بخصوص در کشورهای عقب افتاده پی‌بردم . در کشورهای نفت‌خیزی که جهان سومی بودن تنها رمز بقای حکومت‌هایشان است همچون کشورهای خاورمیانه یا نیجریه و امثال آنها ، چهارچوب سیاست مردم‌نمایشان ، داشتن دو گروه به ظاهر درگیر در عرصه سیاسی است که باعث تخلیه فشار روانی و هیجانی مردم از بابت گرفتار بودن در دیکتاتوری از یک سو و نمایش دموکراسی نیم‌بند در سوی بین‌المللی می‌شود، در حالی که گرداننده‌ی صحنه همواره یکی است و اوست که مهره‌ها را می‌چیند.

دو گروه، که یکی می‌شود اپوزیسیون – از نوع حکومت ساخته- و دیگری فدایی یا موافق. که البته اپوریسیون‌های واقعی یا کشته شده‌اند یا مرده‌اند و یا در زندان در انتظار مرگند چرا که همین اپوزیسیون‌های توخالی حکومتی هم گهگاهی موجب خیزش مردمی می‌شوند و برای کنترل مردم باید از نیروهایی استفاده کرد که در مواقع خطر با رهبری نادرست مردم موجبات دلسردی و ناامیدی و درنهایت شکست مردم شوند.

در این چهارچوب سیاسی‌ای که من از ایران می‌بینم ، رفسنجانی و مشایی( بخوانید اصلاح‌طلبان فردا) و اصلاح‌طلبان حکومتی و اطرافیان را در دسته اپوزیسیون حکومت ساخته دسته بندی می‌کنم.
در واقع این دسته متعلق به کسانی است که حرفهای آزادی را می‌زنند ولی در عمل تنها موجبات خفقان را مهیا می‌کنند.
حرف از رفاه می‌زنند اما در عمل حکومت مرفه می‌شود.
حرف از انتخابات آزاد می زنند و خود در انتخابات از پیش تعیین‌شده شرکت می‌کنند.

همواره و همواره سخنشان حفظ وضعیت موجود است . برهم نخوردن چیدمان فعلی ست که تنها حاکم مطلق از آن نفع می‌برد اما نفعی برای مردم ندارد.

در واقع اینان همان فداییانی هستند که زبان تملق‌شان با دیگران متفاوت است و در اصل و ریشه با آنان یکی‌اند.

گزارش تصویری دفن شبانه هاله سحابی


کلمه : پیکر «هاله سحابی» فرزند مرحوم «عزت الله سحابی» که صبح امروز در برخورد ماموران امنیتی دچار ایست قلبی شد به طور شبانه و بدون برگزاری مراسم تشییع به خاک سپرده شد.

به گزارش کلمه، وی ساعت ۲۱ چهارشنبه 11 خرداد در بهشت فاطمیه لواسان و در جایی که صبح امروز پدرش به خاک سپرده شده بود در کنار او آرام گرفت.

مراسم با حضور نیروهای امنیتی برگزار شد و این نیروها نورافکن هایی را در محل نصب کرده بودند تا از تاریکی شب کمی کاسته شود.

هاله سحابی، پنجاه و چهار ساله و مادر سه فرزند از فعالان حقوق زنان بود که در مردادماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود.

خانم سحابی در همان سال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام به دو سال حبس و پرداخت مبلغ سیصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شده بود.

وی با تشدید بیماری پدرش از حق مرخصی زندان استفاده کرد و بر بالین پدر حاضر شد اما خود تنها یک روز بعد از درگذشت پدرش به او پیوست.

صبح امروز در مراسم تشییع جنازه عزت‌الله سحابی وقتی ماموران امنیتی برای بردن جنازه دخالت می‌کنند هاله سحابی، دختر مرحوم سحابی، به آنها اعتراض می‌کند و نیروهای امنیتی با او و جمع حاضر برخورد میکنند.

هاله سحابی به بیمارستان منتقل و در آنجا از دنیا می رود. احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری که در مراسم حاضر بود اعلام کرد : دقیقا هم ضرب و شتم همراه با هتاکی بود و من که در چند متری ایشان بودم، از قول تمام حضار که در کنار وی بودند متوجه شدم که یکی از چند ماموری که قصد داشت تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش (هاله) بود بگیرد، با کشیدن آن تصویر از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمین کرد. بلافاصله نیز وی را به همراهی یک پزشک به بیمارستان منتقل کردند، که متاسفانه ایشان درگذشتند.

عمومی هاله سحابی هم علت درگذشت هاله را ضربه به شکم و ریه و نهایتا ایست قلبی عنوان کرد.

بعد از انتقال پیکر هاله سحابی به خانه اش در گیشا، ماموران امنیتی در حوالی بعد از ظهر پیکر او را بدون حضور خانواده اش برای دفن به لواسانات منتقل کردند.

این در حالی است که خانواده سحابی قصد تشییع جنازه او را داشتند اما ماموران امنیتی با توسل به زور پیکر وی را از خانواده گرفته و به آنها اعلام کردند که جنازه را برای دفن به لواسانت منتقل می کنند. خانواده سحابی نیز بدون این که بتوانند خود پیکر عزیزشان را همراهی کنند راهی لواسانات شدند.

ماموران امنیتی برای گرفتن جنازه هاله سحابی خانه مسکونی اش در مجتمع مسکونی نسیم دانش در پل گیشای تهران را به محاصره خود درآوردند.

پلیس جنایی که برای معاینه و صدور گواهی فوت هاله سحابی از اوایل ظهر بالای پیکر این شهید حاضر شده بود اظهارات شاهدان مرگ هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش را شنیدند.

در نهایت پیکر هاله سحابی شبانه و به طور مظلومانه در کنار پدر آرام گرفت.

در آخر این مراسم همسر هاله سحابی گفت فردا پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ازساعت ۱۴ در مسجد حجت بن الحسن واقع در خیابان سهروردی شمالی به سوگ خواهیم نشست.

با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟


گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: