از حجتیه تا مصباحیه – بخش دوم: نئوحجتیه


Mesbah an«[این] انتخابات مشحون به كرامات و معجزات بود… عنایت حضرت ولی‌عصر(عج) یار ملت ایران بود كه چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است كه این نفحه الهی كه در این زمان در جامعه ما دمیده شد و آثارش در علاقه بیشتر مردم به دین و اندیشه‌های اسلامی ظهور یافته، مرتبه‌ای از مراتب چیزی است كه در زمان پیامبر اسلام(ص) تحقق پیدا كرد و انشاءالله اثر كاملش در زمان ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) تحقق خواهد یافت…» (گفتمان مصباح- ص 882 – 881)
«مردم به یك فردی كه هیچ امتیازی از نظر ظاهر و قیافه، پول و حتی سیادت ندارد،‌ علاقه‌مند می‌شوند و به او رای می‌دهند…
خانمی را سراغ دارم كه برای پیروزی آقای احمدی‌نژاد نذر كرده 40 زیارت عاشورا، 40 زیارت جامه كبیره، 40 زیارت آل‌یاسین و 14 ختم قرآن كریم بخواند. چند نفر از خانم‌ها 140 هزار صلوات نذر كردند و چقدر تضرعات، گریه‌ها، زاری‌ها و توسلات عجیب و غریب تا اینكه یك كسی پیروز شود… دیشب یكی از دوستان حاضر در جلسه نقل كرد؛ قبل از برگزاری مرحله اول انتخابات به محضر یكی از علمای اهواز رسیدم. ایشان گفت: نگران نباشید، احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور می‌شود. ایشان گفته بود كه شخصی شب بیست‌وسوم ماه رمضان در حال احیا، پیش از نیمه شب به خواب می‌رود. در خواب به او ندا می‌شود كه بلند شو برای احمدی‌نژاد دعا كن، وجود مقدس ولی‌عصر(عج) دارند برای احمدی‌نژاد دعا می‌كنند. می‌گویند من حتی اسم احمدی‌نژاد را نشنیده بودم و اصلا او را نمی‌شناختم. خود ایشان [محمود احمدی‌نژاد] نیز در تاریخ دهم دی ماه قاطعانه گفته بود كه من رئیس‌جمهور خواهم شد.» (گفتمان مصباح- ص 883 – 882)

این جملات محمد تقی مصباح یزدی در كوران انتخابات 1384 را باید آغاز موجی دانست كه هر روز با اظهار نظرهای رسمی و شایعات غیر رسمی گسترده تر شد و تا آنجا پیش رفت كه در قالب ادعای معروف هاله نور به مناظرات انتخاباتی دور بعد هم كشیده شد.
تأكید افراط گونه بر فراهم كردن زمینه ظهور حضرت ولی عصر (عج) در كنار بزرگنمایی مسئله بهائیت (در حالی كه این موضوع امروزه اصلاً در ابعاد پیش از انقلاب اسلامی وجود ندارد) از جمله عوامل اساسی است كه مدعیان ارتباط مصباح یزدی با انجمن حجتیه به عنوان دلیلی بر صحت ادعای خود به آن اشاره داشته اند. در كنار آن باید شبهات مربوط به موضع گیری مصباح یزدی در مورد جشن نیمه شعبان سال 1356 را نیز اضافه كرد كه البته از جانب خود وی انكار شده است.
اینكه ارتباط مصباح یزدی با انجمن حجتیه تا چه حد صحت تاریخی داشته باشد چندان اهمیت ندارد اما آنچه مهم است این نكته است كه وی خواسته یا ناخواسته اصولی را از تفكر حجتیه وام گرفته است و با توجه به خصوصیت مصباح یزدی در اتخاذ مشی تاكتیكی، می توان این وام گیری را هم یك تاكتیك ارزیابی كرد. تاكتیكی كه بدون شك كمك شایانی به تشكیل استخوان بندی مریدان امروز او داشته است.
انجمن خيريه حجتيه مهدويه به سال 1332 به تلاش حاج شيخ محمود (تولائى مشهور به) حلبی فعاليت خود را آغاز كرد. اساسنامه انجمن حاوى اصولى بود كه چهارچوب فعاليت آن را مشخص مى‏كرد: تبليغ دين اسلام و مذهب جعفرى و دفاع علمى از آن، تشكيل كنفرانس‏ها و سمينارهاى علمى و دينى در نقاط مختلف كشور با رعايت مقررات عمومى، چاپ و پخش جزوات و نشريه‏هاى علمى و دينى با رعايت قوانين مطبوعاتى كشور، تاسيس كلاس‏هاى تعليم و تدريس اخلاق و معارف اسلامى با رعايت مقررات عمومى، ايجاد كتابخانه و قرائت‌خانه و اماكن ورزشى با رعايت قوانين مربوطه، انجام امور خيريه عمومى و مساعدت فرهنگى موسسات اسلامى و اخذ تماس با مجامع بين‌المللى با نظر مقامات ذى‌صلاحيت و… در تبصره دوم اين اساسنامه تاكيد شده بود كه «انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتى را كه در زمينه‏هاى سياسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، برعهده نخواهد داشت»
انجمن حجتیه همواره بر مشی غیر سیاسی تأكید داشت و به همین جهت هم دست كم تا 17 شهریور 1357 با موج انقلاب همراه نشد. مشی انجمن كه می توان یك دلیل آن را سرخوردگی شیخ محمود حلبی از فعالیتهای سیاسی دوران جوانی اش دانست، این بود كه تشكیل حكومت اسلامی در دوران غیبت ناممكن و عبث است. همین مشی بود كه موجب اصطكاك انقلابیون با انجمن حجتیه گردید و كار تا جایی بالا گرفت كه با اشاره غیر مستقیم امام خمینی (ره)، شیخ محمود حلبی در سال 1362 كلیه فعالیتهای انجمن حجتیه را تعطیل اعلام كرد.
اما انجمن حجتیه كه در آن دوران از هواداران قابل توجهی خصوصاً در بین متدینین تحصیل كرده برخوردار بود، هواداران خود را حفظ كرد و ایده های شیخ محمود حلبی دچار همان تطوری گشت كه شاید بتوان مشابه آن را در ماركسیسم مشاهده كرد. هواداران ایده حلبی از جهاتی نظیر موعودگرایی افراطی و بهائی ستیزی به وی وفادار ماندند اما به دلیل حضور در ساختار قدرت و فعالیت سیاسی، مشی غیر سیاسی انجمن را كنار نهادند. به گونه ای همانطور كه لنین حاضر به انتظار كشیدن برای فروپاشی خود به خود سرمایه داری نشد و تصمیم گرفت انقلاب را سزارین كند، نسل دوم هواداران حجتیه نیز ترجیح دادند به جای انتظار ظهور، به زمینه سازی عملی برای ظهور با حضور فعال در عرصه سیاسی بپردازند. این فرصتی بود كه به محمد تقی مصباح یزدی اجازه داد با مطرح كردن ایده های جذاب برای این طیف، كه می توان آنها را «نئو حجتیه» نامید، به سازماندهی آرام و پی گیر تشكیلاتش بپردازد.
مصباح یزدی پس از مؤسسه در راه حق، به تأسیس مؤسسه باقر العلوم (ع) اقدام كرد كه در واقع محلی بود برای تكمیل تحصیلات كسانی كه در مؤسسه در راه حق مراحل مقدماتی را طی كرده بودند. با افزایش گستره فعالیت، مؤسسه باقر العلوم نیز پس از چند سال به مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تبدیل گشت. مؤسسه ای كه در سال 1374 مورد تأیید وزارت علوم قرار گرفت و مؤسس آن در همان سال از جانب مقام معظم رهبری به مدیریت مؤسسه انتخاب شد.
تأكید مصباح یزدی بر كار تشكیلاتی دقیق و همچنین سیاست حركت با چراغ خاموش موجب گشت مؤسسه وی تا سالها به فعالیت كادرسازی و تربیت نیرو اهتمام ورزد و خود مصباح یزدی نیز در این سالها عزلت گزینی كرد و از ورود به مباحث سیاسی تا دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی خودداری نمود:
«احتياج به يك گروه متشكل يا به يك تعبيري به يك شبكه فرهنگي دارد [داريم]. حقيقتش اين است كه ما در حوزه، عادت نكرده‌ايم به اينكه يك چنين تشكل‌هايي با اهداف فرهنگي براي فعاليت‌هاي درازمدت داشته باشيم… البته يك تشكلي از فارغ‌التحصيلان مدرسه منتظريه [حقاني] هست كه بعد از انقلاب تشكيل شد و گويا جلسات ماهيانه دارد و داراي بركاتي است. ولي آن نيز اساساً براي يك هدف فرهنگي خالص تشكيل نشده است » (سخنان محمد تقی مصباح یزدی دراولين نشست انجمن فارغ‌التحصيلان موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)- سال 1379)
اما ثمره این سالهای كناره جویی از قدرت آنقدر شیرین بود كه ارزش صبر كردن داشته باشد. تربیت شدگان مصباح یزدی به آرامی در مراكز علمي، فرهنگي، سياسي، نظامي و اقتصادي نفوذ كردند. برخی به مراكز اسلامی اروپا و امریكا رفتند و صاحب مسئولیت شدند نظیر «مرتضي آقاتهراني» كه به «مركز بزرگ اسلامي نيويورك رفت ، «مركز تعليمات اسلامي واشنگتن» نیز در اختيار «سيدمحمدرضا حجازي» و «مركز بزرگ اسلامي تگزاس در شهر هيوستون» 12-10 سالي در اختیار «محمدناصر سقاي بي‌ريا» دیگر شاگردان مصباح یزدی قرار گرفت. شاگردان ديگر او هم همچون «محمدجواد زارعان، محمود نمازي، محمد فنايي‌اشكوري، ابوالحسن حقاني، سيدمحمدكاظم مصباح‌موسوي، حميد كثيري، ابوالفضل ساجدي، سيداحمد رهنمايي، عباسعلي شاملي، علي مصباح‌يزدي و محمدعلي شاملي» ديار غرب را درك كرده اند و به تحصیل در آنجا اهتمام ورزیده اند.

انجام «طرح ولایت» با همكاري «بسيج دانشجويي و سپاه پاسداران» كه تاكنون دانش آموخته های فراوانی از بین معلمین، اساتید دانشگاه و دانشجویان پرورش داده، در كنار همكاری با نهادهای نظیر دبیرخانه ائمه جمعه و مراكز نظامی نظیر سپاه، بسیج و ارتش، نقش به سزایی درگسترش كمی دایره نفوذ شاگردان مصباح داشته است.
«مراكزي مستقل از موسسه، متقاضي كمك هستند؛ از جمله دفاتر نهاد نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها جهت تدريس و يا ايراد سخن و يا پرسش و پاسخ در دانشگاه‌ها و دبيرخانه ائمه جمعه به منظور تصدي امر امامت جمعه در مراكز استاني و شهرستاني و ساير نهادها از جمله بسيج، سپاه و ارتش كه از موسسه تقاضاي همكاري داشته و دارند.» (سيداحمد رهنمايي– عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره))
«حضور بنده در اين جلسه براي اين است كه بگويم آن دوستان و عزيزاني كه در اين موسسه مبارك دوره‌يي را گذرانده‌اند، ما مي‌توانيم از وجود آنها استفاده كنيم و امامت جمعه شهري و منطقه‌يي را آقايان اداره كنند.»
«اگر ائمه جمعه تصميم بگيرند روي يك موضوعي در خطبه‌ها تاكيد كنند، حتماً چه در ابعاد سياست داخلي و چه خارجي تاثيرگذار است. امروز اين شبكه در حقيقت نماد روحانيت كشور به يك معنا است.»
«11 هزار نيرو در ستادهاي نماز جمعه داريم كه هيچ حزب و هيچ تشكيلاتي يك چنين نيرويي را ندارند.»
این سخنان سيدرضا تقوي، رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه، در هشتمین نشست انجمن فارغ التحصیلان مؤسسه امام خمینی (ره)، به نوعی بیانگر برنامه ریزی دقیق مصباح یزدی برای حضور فعال در صحنه سیاسی پس از دوران كادرسازی است و البته همین انجمن فارغ التحصیلان كه تاكنون نشستهایش علاوه بر تقوی، میزبان سخنرانانی نظیر حسين شريعتمداري، غلامحسين الهام، عزيزي (سخنگوي اسبق شوراي نگهبان)، علي‌اكبر ولايتي، حسن عباسي، محسن قرائتي و محسن قمي (نماينده وقت مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها) بوده است، با دریافت مجوز از كميسيون ماده 10 احزاب در سال 1380 رسماً به يك تشكل سياسي تبدیل شد تا نقطه عزیمت جدی و عینی تشكیلات مصباح یزدی به عرصه مناسبات روز سیاسی باشد. البته مصباح یزدی چند سال پیش از آن با موضع گیریهای سیاسی به آرامی شروع به مطرح كردن نام خود و ورود به عرصه سیاسی كشور كرده بود و از آن جمله سخنرانیهای پیش از نماز جمعه وی در دوران سید محمد خاتمی را به علت مواضع جنجالی اش تقریباً همه به یاد دارند.
گسترش همزمان نفوذ تشكیلات مصباح یزدی در نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز از یكسو و نهادهای مرتبط با توده مردم از سوی دیگر باعث شد كه در آستانه انتخابات سال 1384 محمود احمدی نژاد با اینكه تنها حامی جدی وی در حوزه علمیه مصباح یزدی بود، بتواند گوی سبقت را از دیگران برباید و روی كار آمدن دولت نهم نیز از سوی دیگر با هم افزایی موجب رشد بیش از پیش دایره نفوذ تشكیلات گردید. بسیاری از مدرسین و صاحبان مسئولیت در مؤسسه محمد تقی مصباح یزدی امروز چهره های شناخته شده ای هستند. كسانی نظیر كدخدايي (سخنگوي شوراي نگهبان)، غلامحسين الهام، پرويز داوودي، مرتضي آقا تهراني (مدرس اخلاق هيات دولت نهم)، محمدناصر سقاي بي‌ريا (مشاور محمود احمدی نژاد)، منوچهر محمدي (معاون وزير امور خارجه دولت نهم) و ….
اما اینكه محمد تقی مصباح یزدی ورای تاكتیكها و مهره چینی های سیاسی در جستجوی چیست نكته ایست كه شاید باید در مركز ديگري به‌نام «دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي» جستجو كرد. این مركز كه زیر نظر موسسه امام خمینی(ره) قرار دارد، مستقیماً توسط مصباح‌ يزدي مديريت مي‌شود و در منزل قديمي وی مستقر است. این دفتر در واقع بازویی پژوهشی است كه به بسط و تئوریزه كردن نظریات مصباح یزدی در باب مدل مطلوب حكومت اسلامي و شاخصه‌هاي آن می پردازد. مدل مطلوبی كه تشكیلات مصباحیه با برنامه ریزی دقیق و روشی گام به گام، سعی در هدایت كشور به سمت آن دارد.
حنیف علی پور

ادامه دارد

از حجتیه تا مصباحیه – بخش اول: خروج از حقانی

.::: بیشتر بخوانیم :::.
تاریخچه‌ قانون اساسی و معضل ولایت «مطلقه» فقیه
چهره این جنایتکار را به خاطر بسپارید! معرفی یکی دیگر از مزدوران رژیم؛ اسمال تیغ زن یکی از متجاوزان به زندانی ها
موج یقه‌آبی‌ها پس از موج سبز؟

استفتاء از آیت‌الله سیستانی در مورد مظالمی که به امر آقای خامنه‌ای بر مردم ایران می‌رود
جلالی: صادق لاریجانی بر آزادی تعدادی از بازداشت‌شدگان تاکید کرد (بی بی سی)
مشکل اساسی حکومت اسلامی با علوم انسانی ریشه ای قدیمی دارد
دانشگاه حوزه علمیه می شود

دفتر کروبی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد
مسئولیت هراتفاق نا گواری برای خانواده بازداشت شدگان با آقای مرتضوی است / برخی مسئولان قضایی در صدد پاک کردن صورت مسئله هستند

کروبی در نامه ای به ضرغامی خواستار شد:
تنظیم برنامه تلویزیونی برای پاسخگویی به اظهارات قاضی مقدمی

کروبی با انتقاد از بداخلاقی برخی رسانه ها تاکید کرد :‌
آقایانی که مرا متهم می کنند درباره عملکرد خود و همفکرانشان بیاندیشند / تشکیل کمیته ویژه از سوی رییس قوه قضاییه گامی مثبت است

Advertisements

از حجتیه تا مصباحیه – بخش اول: خروج از حقانی


نام مدرسه حقانی را من در جریان قتلهای زنجیره ای از زبان اکبر گنجی شنیدم ولی مقاله ای یافته ام که بسیار جامع تر است ::: لطفا تا انتها بخوانید ، بخشهای بعدی بزودی آورده میشود::Mesbah an

گزاف نیست اگر بگوییم تشكیلات مصباح یزدی نه تنها سهمی از دولت نهم را در قبال حمایت از او بلكه تقریباً تمامی دولت را در اختیار داشته است و دولت نهم به گونه ای ثمره سالها عزلت گزینی مصباح یزدی و اهتمام ویژه او به «كادر سازی» است. اما اگر پدیده احمدی نژاد را میوه جریان «مصباحیه» بدانیم ریشه آن را باید در سالهای دور پیش از انقلاب اسلامی جستجو كرد و این موضوع جستاری است كه در قالب سلسله یادداشتهایی تقدیم خواهد شد.
حنیف علی پور

«میخواستم تشكر بكنم از حضرتعالی كه با درایت و بزرگواری در این صحنه وارد شدید و مدیریت كردید و از همه عزیزان و یاران حضرتعالی، فضلا و طلاب و عزیزانی كه برای تداوم آن حركت عظیم حقیقی وارد شدند و تلاش كردند و زحمات فراوانی كشیدند.» (گفتمان مصباح- ص ٨٦٢)

مخاطب این جملات آیت الله مصباح یزدی است و گوینده آن كسی نیست جز محمود احمدی نژاد كه چندی پس از پیروزی در انتخابات نهم ریاست جمهوری به دیدار استاد و بزرگترین پشتیبانش در انتخابات شتافته بود. به حق باید حمایت آیت الله مصباح یزدی از محمود احمدی نژاد را (كه با اهدای طلای همسرش به ستاد كمك های مردمی احمدی نژاد آغاز شد) اصلی ترین عامل موفقیت این چهره نه چندان شناخته شده آن روزها در انتخابات سال ١٣٨٤ دانست. موضوعی كه یكی از مریدان وی و نویسنده كتاب «گفتمان مصباح» نیز به آن معترف است:
«گرچه آیتالله مصباح در طول انتخابات هرگز نامی از كاندیدای مورد نظر خویش نبرد، اما عملا جریان حامی دكتر احمدینژاد را تا برگزیده شدن وی به ریاستجمهوری اسلامی ایران مدیریت كرد.» (گفتمان مصباح- ص ٨٦٢)

البته این حمایت یا به عبارت دقیق تر «مدیریت«، تنها با تشكر لفظی احمدی نژاد پاسخ داده نشد بلكه افزایش چشمگیر بودجه موسسه تحت نظر مصباح یزدی و به كارگیری وسیع شاگردان وی را در حلقه تصمیم گیر دولت، سطح ارتباط بین وی و محمود احمدی نژاد را فراتر از یك بده بستان سیاسی و سهم خواهی پس از آن می نمایاند. گزاف نیست اگر بگوییم تشكیلات مصباح یزدی نه تنها سهمی از دولت نهم را در قبال حمایت از او بلكه تقریباً تمامی دولت را در اختیار داشته است و دولت نهم به گونه ای ثمره سالها عزلت گزینی مصباح یزدی و اهتمام ویژه او به «كادر سازی» است.

اما اگر پدیده احمدی نژاد را میوه جریان «مصباحیه» بدانیم ریشه آن را باید در سالهای دور پیش از انقلاب اسلامی جستجو كرد و این موضوع جستاری است كه در قالب سلسله یادداشتهایی تقدیم خواهد شد.

خروج از حقانی
مدرسه حقانی را باید آغازگر یك تحول عمیق دانست. همان زمان كه پایه گزاران آن، نظیر محمد حسین بهشتی و علی قدوسی، هدف خود را «به نظم درآوردن حوزه [علميه] بي نظم» و «تشكيلاتي نمودن» آن قرار دادند مشخص بود نسل جدیدی از «روحانیت» خروجی این مدرسه خواهد بود. روحانیونی كه استفاده از الگوي نظام آموزش و پرورش، سيستم حضور و غياب بر سر كلاسهاي درس، زنگ تفريح نظارت دقيق و منظم بر طلاب و اساتيد، تدريس برخي دروس غيرحوزوي، خواندن روزنامه و استفاده از راديو (كه در آن زمان از سوي علماي ارشد منع ميشد) موجب تمایز عمیق آنها با روحانیون درس خوانده در سیستم سنتی حوزه علمیه بود و همین تمایز نیز سبب گشت با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها خواسته یا ناخواسته به علت آشنایی با شرایط روز و علوم جدید، جذب مراكز حساس نظام نظیر قوه قضائیه و نهادهای امنیتی شوند. افرادی نظیر علي رازيني، رئيسي، نيري، غلامحسين محسني اژه يي، علي فلاحيان، روح الله حسينيان، ميرحجازي، مصطفي پورمحمدي، رهبرپور، عليزاده، ابوالقاسم رامندي، صديقي، علي مبشري، محمود شريفي، محمود مهديپور، بهرامي، اسلامي، كمالالدين خدامي، محمد سليمي، محمد راميزي، سيداحمد طباطبايي، صالحي، اكبريان، كاظمي، علي قدياني، آقايي و… كه هنوز هم گاه به گاه در یكی از كوچههای خیابان شریعتی تهران در باغی كه نام «دفتر فرهنگی آیتالله قدوسی» را بر خود دارد، دور هم گرد می آیند.

اما آنچه باعث شد آیت الله مصباح یزدی كه زمانی از اساتید مدرسه حقانی بود تا سالها پس از انقلاب گوشه نشین باشد و سهمی از نفوذ حلقه حقانی نصیب وی نشود اختلاف وی و شهید بهشتی در مورد اندیشه های «دكتر شریعتی» بود. مخالفت مصباح با ایده های شریعتی و انتقادات تندی كه وی در هنگام تدریس از شریعتی می كرد باعث شد شهید بهشتی با وجود اینكه خود وی هم در مواردی منتقد شریعتی بود به مخالفت با عملكرد وی بپردازد چراكه بهشتی بر خلاف مصباح ديدگاههاي شریعتی را خلاف اصول مسلم دين نميپنداشت. این درگیریها كه بین طلاب نیز گسترده شده بود نهایتاً علی قدوسی مدیر وقت مدرسه حقانی را ناچار از ورود به مناقشه كرد و وی با اخراج طلاب مخالف شریعتی به غائله خاتمه داد. اخراجی كه خروج مصباح یزدی از مدرسه حقانی و پذیرش دعوت «سيدمحسن خرازي» برای عضویت در «موسسه در راه حق» از جانب وی را به دنبال داشت. البته این اختلاف به خروج همراه با انتقاد شهید بهشتی از مدرسه حقانی نیز انجامید:
«مدرسه ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت کند که نتوانند با ھمه دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ این نوع موضعگیریھا بسیاری از افراد را به یاد چماق ھای تکفیری می اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقاید کلیسا و و قرون وسطی خوانده اند.» (دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن، شهید دکتر بهشتی ، تھران ، انتشارات بقعه،١٣٧٨)

مصباح یزدی گرچه از فصل میوه چینی مدرسه حقانی محروم ماند اما میراثی را از آن با خود به یادگار برد كه پس از آن در تمامی تشكیلات تحت مدیریتش به كاربست: تفكر تشكیلاتی، كادرسازی، نظم و انسجام، بهره گیری از علوم و ابزار مدرن و البته تقیه. آنچنان كه او نیز با بهره گیری از مشی تاكتیكی علی قدوسی در بازجوييهاي نيروهاي امنيتي رژيم پهلوي خط خود را تغيير داد و اساسنامه گروه ١١ نفره (هيات موسس اوليه جامعه مدرسين) را به قلم خود ندانست. بر همین اساس او در طول سالهای پیش از انقلاب همواره از ورود به درگیریهای سیاسی پرهیز می كرد و خود را به فعالیت فرهنگی و علمی محدود می نمود. مصباح یزدی پس از موسسه در راه حق «بنياد باقرالعلوم» را در سال ١٣٦٦تاسيس كرد كه در آینده اساس «موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني» گردید. موسسه ای كه آیت ا… اكبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت شورای عالی انقلاب فرهنگی، در هنگام امضای سند رسمیت یافتن آن در سال ١٣٧٤، بدون شك نمی دانست در آینده سازمان دهی تندروترین جریان مخالف وی را بر عهده خواهد گرفت.

ادامه دارد

فرصتی برای سلطان


IRAN EMBASSY MEMORIESروزهای قبل از انتخابات سعید حجاریان سئوالی را مطرح کرد که گویا این روزها را دیده بود « آيا امضاي حکم رياست‌جمهوري توسط رهبري به منزلة صحه گذاشتن به حسن انتخاب مردم است يا تفويض بخشي از اختيارات ايشان به عبارت ديگر اين امضاء جزء وظايف رهبري است يا از شمار اختيارات اين مقام؟»
وقایع 22 خرداد و پس از آن شرایطی را بوجود آورد که نه تنها احمدی‌نژاد در خطر سقوط است بلکه سقوط رهبری و عدم رسیدن مجتبی به مقام عظمی ولایت نیز از احتمالات نزدیک به یقین است.
آنچه به عنوان راهکار پیشنهاد می‌شود عدم تنفیذ احمدی نژاد توسط رهبری است که این عمل در میان مردم مقبولیت زیادی دارد. این راهکار 2 نتیجه کاملا مثبت دارد: یکی کسب محبوبیت دوباره رهبر به عنوان ناجی ملت با مقصر نشان دادن احمدی نژاد و دومی دادن اعتبار به رهبر به عنوان فردی که می‌تواند خلاف 24 میلیون نفر عمل کند ( اگر فرض کنیم تقلب نشده ، تا اینجا که آقایان به رویشان نیاورده اند ). یعنی رسما  تبدیل وظیفه به اختیار. این یعنی اینکه رهبری در آینده این اختیار را دارد که مانند این روزها رییس جمهور را تنفیذ نکند یا اصلا برخلاف رای مردم عزل کند و این بدعت می‌شود قانونی برای دورانی طولانی . که شاید سیاسیون را نیز فریب دهد.
یک نتیجه دیگرش این است که دستان موسوی و خاتمی و کروبی و رفسنجانی در پوست گردو میماند که چه بکنند.
مانند کودتاهای پاکستان و تایلند که در پی یک دولت ناکارآمد ، ارتش به بهانه عمل به خواست مردم ، وارد عمل می‌شد ، رییس جمهور را فراری می‌داد و سوار بر احساسات مردم اختیار امور را در دست می‌گرفت. و از آن پس هر رییس جمهوری که به خواست ارتش تن نمی‌داد به همین سرنوشت دچار می‌شد.
اینکه جناب باهنر نماینده مجلس نیز به احمدی نژاد هشدار می‌دهد که به سرنوشت بنی صدر دچار نشود برای درآوردن رهبری از این مخمصه است.
مکروا و مکرالله
و حالا این سعید حجاریان و تاجزاده و بهزاد نبوی و … نیستند که فریاد بزنند ، نیستند تا پرده‌ها پاره کنند و این شاید بهترین فرصت برای سلطان است تا اندیشه‌هایش را عملی سازد

آقای احمدی نژاد، مراقب باشید به سرنوشت بنی صدر دچار نشوید
چند سوال حجاریان از کاندیداهای ریاست جمهوری
تهدید احمدی نژاد:ولایت پذیریتان را ثابت کنید تا ماجرای بنی صدرتکرار نشود

.::: بیشتر بخوانیم :::.
قبل از بازدید نمایندگان مجلس زندان ها را خالی کردند
حضوراطلاعات موازی رسمی تر شد
راه قانونی برخورد با سرکوبگران حاکم بر ایران
هجوم نیروهای عراقی به پایگاه مجاهدین خلق
مراسم معارفه آیت‌الله صادق‌ لاریجانی اواخر مرداد ماه

نفت و خرد ، دو جادوگر زمانه


ahmadinejadشش ماهی به انتخابات مونده بود که من و رفیقم وقایع ایران رو بررسی می‌کردیم ، صحبت سر احمدی نژاد یا یک نفر دیگه بود. من اعتقاد داشتم و دارم که رییس جمهور بعدی کارش از دوران جنگ هم سخت‌تره مگر اینکه نفتی که قیمتش داره میاد پایین دوباره بره رو 140 دلار،
رفیقم تو جوابم گفت : 2 حالت وجود داره ، یا یه اصلاح طلب یا نزدیک به هاشمی رفسنجانی میاد سر کار که اوضاع لااقل قابل تحمل میشه ، یا اینکه احمدی نژاد دوباره انتخاب میشه و فاتحه این مملکت و حکومت خوندست ، چون با نفت 140 دلار رسیدیم اینجایی که همه دادشون دراومده وای به حال 4 سال بعدی با نفت 70 ،80 دلاری.
……..
با همه‌ی این حرفها و حدیث‌ها ، انتخابات به بدترین شکل ممکن ، چه قبل از انتخابات و اون مناظره‌ها و چه بعد از انتخابات و اون بگیر و ببندها برگزار شد و جناب احمدی نژاد از صندوق‌ها بیرون اومد.
رفیق ما توی تحلیلش ، در انتخاب شدن احمدی نژاد ، فرض رو بر انتخاب شدن ایشان شبیه سال 84 یعنی با مشروعیت، ولو 50-50 گذاشته بود. اما آنچه ما می‌بینیم مگر با معجزه‌ای همچون جنگ ایران و امریکا بتوان مشروعیت احمدی نژاد رو برگردوند.
اداره اطلاعات انرژی امریکا اعلام کرده که سرانه‌ی نفتی هر ایرانی از 1253 دلار 6 ماهه اول سال 2008 ( با توجه به قیمت نفت ) به 325 دلار در6 ماهه اول سال 2009 رسیده. ( 325 دلار در سال، یه چیزی شبیه گاو احمدی نژاد زاییده ). البته توی آمارش اعلام کرده که درآمد ایران در این 6 ماهه نسبت به مدت مشابه سال قبل از 41 میلیارد دلار به 22 میلیارد دلار رسیده یعنی 50 درصد کاهش داشته ولی نگفته چرا سرانه 75 درصد کاهش داشته.
……..
Tehran protest 15 june 25 khordadدر حال حاضر باز دو حالت وجود داره: ماندن یا نماندن احمدی نژاد بر مسند قدرت
1- ماندن احمدی نژاد نامقبول بر مسند کار و ادامه دیکتاتوری و خرابکاری‌ها ،   در بدترین حالت به فروپاشی نظام و تجزیه ایران منجر می‌شود و یا در حالت بد، با مدیریت درست گروههای مخالف به یک گذار ( شاید ) دموکراتیک و یا ( شاید ) غیردموکراتیک مانند انقلاب 57 منجر شود.
2- در صورت نماندن : احمدی نژاد ( به هر طریقی ) کنار می‌رود و شخص پیروز میماند و 4 سال تمیز کردن خرابکاری‌های 4 سال قبل .
……..
از میان دو حالت فوق در حالت اول : ادامه‌ی دیکتاتوری به پول نیاز دارد ، چرا که دولتی که مقبولیت ندارد مجبور است مقبولیت را بخرد، اگر نفت قیمتش بالا رود در حالت اول و ماندن احمدی نژاد یک دوره تاریک دیکتاتوری را تجربه خواهیم کرد که با سقوط قیمت نفت ، نظام هم سقوط می‌کند و به دلیل انباشته شدن خواسته‌ها ، احتمال انقلابی غیر دموکراتیک ، هرج و مرج و شاید تجزیه ایران وجود دارد.
اگر نفت همین سقوط را تا 20 دلار تجربه کند ، با مدیریت درست گروههای مخالف می‌توان زمینه‌ی یک گذار دموکراتیک را ایجاد کرد. با این احتمال زمان هم به نفع ماست هم به ضرر ما . به نفع ما از آنجا که با گذشت زمان رهبران مخالفان رفته رفته سازمان یافته‌تر عمل می‌کنند و با مطالبات مردم بهتر آشنا شده و محصول نهایی به اراده‌ی مردمی نزدیک‌تر است. به ضرر ما، از آن جهت که مردم با گذشت زمان ممکن است خسته یا ناامید شوند که این مهم دیکتاتوری را حتی با نفت 20 دلار هم ممکن می‌سازد.
در حالت دوم : که بعید است به این آسانی صورت پذیرد ، مردم از اینکه با جنبش توانسته‌اند رییس جمهور عوض کنند، اعتماد به نفسی بالایی پیدا می‌کنند که شاید سالیان سال بدان بنازند ولی با توجه به مشکلاتی که جناب احمدی نژاد در این 4 ساله برای مملکت ایجاد کرده ، شاید مردم در برابر رییس جمهور جدید هم ( به واسطه‌ی نابسامانی‌ها ) موضع جدی بگیرند.

باید دید نفت به کدامین سو و عقلای منتقد به کدامین سو می‌روند.

کاهش 50درصدی درآمد نفتی ایران در نیمه نخست سال 2009
۵۲ ميليارد دلار درآمد نفتی ایران تا پایان ماه نوامبر ( بازم کاهش درآمد نفت)
کسری بودجه نامعلوم دولت

.::: بیشتر بخوانیم :::.
چه باید کرد؟ چه نباید کرد؟ — اکبر گنجی
انتقاد عبادی از برخوردهای اخیر در مصاحبه با روز:
می خواهند جرات دفاع را از وکلا بگیرند

قدرت علیخانی: دولت دهم را قبول ندارم
اخبار متناقض از وجود آرسنیک و جیوه در آب تهران
فعال دانشجویی دانشگاه مازندران:  اتهام اصلی؛ همکاری با خارج!
متن سخنان دکتر مصدق در شورای امنیت
نیک آهنگ کوثر – تغییر – کاریکاتور
سرکوب – مانا نیستانی – کاریکاتور

سومین تیر خلاص ; این بار از خودی


Rezaie شاید اغراق نکرده باشم اگر بگویم کارشناسانه‌ترین نقد در طول این سه مناظره توسط محسن رضایی انجام شد. مناظره‌ای که همه انتظار داشتند مانند مناظره‌ی کروبی و میرحسین از آب در بیاید ، به نقد کارشناسانه‌ای منجر شد که احمدی‌نژاد تنها با سئوالاتش بیسوادی خود را به اثبات رساند.
اگر در مناظره‌ی اول احمدی‌نژاد که با میرحسین روبرو شد ، وقاحت و بد اخلاقی احمدی‌نژاد به همه ثابت شد و اگر در مناظره‌ی دوم فساد و دستان آلوده‌ی وی رو شد ، در این آخرین مناظره آن کارشناس ارشد بودن رییس جمهور نیز زیر یک علامت سئوال بزرگ رفت.
رضایی دوستانه از احمدی‌نژاد پوستی کند که در تپق‌های احمدی‌نژاد کاملا مشهود بود. احمدی‌نژاد حتی یکبار محسن رضایی را موسوی خطاب کرد و در آخر مناظره داشت با بی‌برنامگی تمام پیش می‌رفت . این نکته برمی‌گردد به آنکه در حال حاضر اکثر اخراجی‌های دولت نهم دور برادر محسن جمع شده‌اند. محسن رضایی حتی احمدی‌نژاد را شخصی که فکر می‌کند همه چیز می‌فهمد خطاب کرد. برادر محسن چنان با دلیل و مدرک تورم 25 درصد ، بیکاری 12 درصد و دستکاری تعرفه گمرکی در واردات شکر را مطرح کرد که احمدی‌نژاد همه را پذیرفت. البته ای کاش در واردات شکر که آقای احمدی‌نژاد  از ارزانی شکر وارداتی سخن گفت ، آقای رضایی یک جمله می‌پرسید که برای شما سود کشاورزان برزیلی و با دلالی برادر چاوز ارجح‌تر است یا کشاورزانی ایرانی؟!!!!!!

ای کاش‌ها زیاد است بیایید در 22 خرداد کاری کنیم که چهار سال آینده ای کاش نگوییم.

.::: بیشتر بخوانیم :::.
صداوسيما تسليم بي عدالتی شد: احمدي نژاد پیش پورحسین ماند!!
خودآموز هیتلربرای گفتن دروغ بزرگ
مقايسه ميزان غذاي مصرفي هر خانواده در كشورهاي مختلف دنيا
دفتر آيت‌الله جوادي آملي ماجراي هاله نور را تأييد کرد
رضا خاتمی: عملکرد دولت نهم سبب شده مردم با چراغ دنبال اصلاح‌طلبان بگردند
عکس : زنجيره انساني در حمايت از مهندس مير حسين موسوي
عکس : زنجيره انساني از تجريش تا راه آهن در حمايت از مهندس مير حسين موسوي

ریزش آرای احمدی نژاد به نفع کروبی


monazere karobi ahmadinejadمناظره جناب کروبی و احمدی نژاد ، همانطوری پیش رفت که انتظارش را داشتیم. باز اتهام و باز دروغ . حرفی در کار نبود ، بیشتر فحش بود . احمدی‌نژاد هی می‌گفت : « این قرمزه ماییم این آبیه شمایید » کروبی میگفت: » هاله نورت کجاست که ما نمی بینیم » و … . کروبی اگرچه زیاد کارشناسانه سخن نگفت ولی آراء متعلق به عوام رو از احمدی‌نژاد گرفت ، کارشناسان نیز که خود می‌دانند که احمدی‌نژاد در این چهار سال چه کرده است.
نمی‌دان چرا یاد مقاله‌ای از مسعود بهنود افتادم که در آن مقایسه‌ای کرده بود میان » سید ضیا » و دولت 90 روزه‌اش پس از مشروطه   با  » احمدی نژاد «.
دراین مقاله به خصوصیاتی از » سید ضیا » که بعدا شد » سید سیاه » اشاره دارد که بسیار شبیه به احمدی‌نژاد است. سید ضیا نیز همیشه ورد زبانش بود که » درشت‌ها را بگیرید » و معروف بود به انجام کارها بدون برنامه . یکی از شاهکارهای وی برقراری قانونی بود که بر طبق آن کسبه ( جز نانوایی و کله پز و حمامی ) باید کسب و کار را با طلوع آفتاب شروع کنند و با غروب آفتاب ببندند و در هنگام اذان ظهر باید دست از کسب و کار کشیده و در مقابل مغازه‌ی خود اذان بدهند در همان زمان نقل است از مدرس که گفته بود : تجسم کنيد ‏حال مارطوس ارمنی را با نگاه های غضب آلود ماموران نظميه که به توضيحات وی توجه نداشتند و می ‏گویند دستور رييس الوزراست.
از مردمی بودنش نیز این نیز این حرکت بود که هنگامه‌ای که در تهران سیل به را افتاد و قنات‌ها بندآمد ، سید خود پاچه بالا زد و به کمک مردم شتاف که بدین گونه محبوب دل مردم شد. از قانون‌هایش که نگو ، مثلا
داد زدن اطراف کوچه ها توسط طواف، دوره گرد، طبقی، کاسه بشقابی، قباارخلقی، قفل و کليدی، گردوئی و ‏ميوه فروش و امثال آن و همچنين تعارف و اصرار کسبه به مشتری و بفرما زدن چلوئی و آبگوشتی و غيره ‏ممنوع و همراه جريمه و مجازات است.[ جوک دعوت به نيمرو با حرکت دست و اشاره توسط صاحب مغازه ‏برای فرار از مجازات از همان زمان رايج شد]‏
کليه احزاب منحل می شود و تشکيل هر نوع جمعيت و دسته قدغن و متخلفين تحت تعقيب قانونی قرار می ‏گيرند.‏
تظاهرات مستانه ممنوع و متخلفين به سختی مجازات می شوند. عربده کشی و آواز خوانی در کوچه و خيابان اکيدا ممنوع است.‏
اجتماعات خيابانی قدغن و بيش از دو نفر نبايد با هم گفتگو کنند.‏
ارباب قلم و جرايد بايد زبان و قلم خود را از هتاکی به اين و آن نگهداری کنند.‏

وقتی هم عزل شد مردم به ستوه آمده از رفتنش شادمانی کردند . بعدها هم درخواب دیده بود که شخصی از وی پرسیده با این همه قدرت چه کسی تو را عزل کرد؟ و او گفت : پشگل فروشها . چرا که 2 عباسی برایشان عوارض تعیین کرده بود و تصور می‌کرد که اینها علیه‌اش طوطئه کرده‌اند.

این شباهت‌های احمدی‌نژاد و سید ضیا که بعدا شد سید سیاه و لحظه شماری مردم برای رفتن احمدی نژاد حکایت تکرارپذیر بودن تاریخ است یکبار به صورت تراژدی و دیگری کمدی آن است. مردم از حرف‌های صدتا یه غاز رییس جمهور خسته شده‌اند و در خیابان ها می‌گویند:
« دکتر برو دکتر» » اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه » یا که پیامک می‌فرستند که 22 خرداد روز پیروزی «چیز » بر «بی همه چیز » است.
احمدی نژاد و سیدضیا
همان خط انحرافی که با امام مشکل داشت شمارا هدایت می‌کند ; كروبي خطاب به احمدي‌نژاد

.::: بیشتر بخوانیم :::.
روابط فامیلی در دولت احمدی نژاد
احمدي‌نژاد و هاشمي رفسنجاني تمجيد 75، نگراني 78‌ و اتهام‌افكني 88
عقب‌نشینی احمدی‌نژاد در مناظره با کروبی؟

انتقاد شدید قالیباف از بی آبرو کردن شخصیت ها در مناظره ها
جلایی پور: خوشبختانه ساختمان بتون آرمه صدا و سيما محكم بود و با دروغ ها احمدی نژاد فرو نريخت
اتهامات تازه به احمدی‌نژاد
هشدار فرانسه و انزوای بیشتر ایران ; گزارش لوموند از دیدار متّكی با ساركوزی
کلیپ جالب تبلیغاتی برای محمود احمدی نژاد
عکس جالب از نشتن احمدی نژاد زیر شعار خلیج العربی و مقایسه با دوران موسوی
میرحسین موسوی در نامه به رهبر:مردم انتخاب خود را کرده اند
پاسخ مثبت رهبر انقلاب به نامه موسوی

ترس احمدی نژاد از موج سبز و سفید


monazereمناظره میر حسین و احمدی‌نژاد را دیدم ، چه بگویم ، واقعیت اینست که اگر رییس جمهوری در دور دوم نیاز به تبلیغات داشته باشد باید فهمید که در این چهار سال جز خراب کردن کار دیگری نکرده است.
بردن نام هاشمی رفسنجانی و پسرانش با عنوان‌ اشرافیت ، آن هم در تلویزیون چیز کمی نیست . این جور که پیداست احمدی‌نژاد به دنبال هجمه‌ی تبلیغاتی علیه خود است تا به قول جناب ابطحی خود را مظلوم نشان دهد و از این طریق رای بیاورد. مبارزه با مفاسد اقتصادی سخت‌تر از مبارزه با قتل‌های زنجیره‌ای نیست که احمدی‌نژاد فقط حرفش را میزند و تیم خاتمی عملش را کرد . چهار سال طول کشید تا احمدی‌نژاد آنچه مردم در کوچه و خیابان می‌گویند ، بگوید.
بزرگترین مشخصه‌ی این مناظره ، ترسیدن احمدی‌نژاد از موج سبز و سفید است که اینگونه قافیه را باخته است و به حمله دست می‌زند تا از موج اعتراضات به نفع خود استفاده کند.
این مناظره مطمئنا پس‌لرزه‌هایی خواهد داشت. باید منتظر بود دید که آیت‌ ا… خامنه‌ای در سخنرانی سالروز فوت آیت ا… خمینی چه می‌گوید و طرف چه کسی را می‌گیرد.
فعلا که شورای نگهبان تهدید به ابطال آرا در صورت تاثیر تخریب بر سرنوشت انتخابات می‌کند و عملا تکلیف را معلوم میکند . گویی سرنوشت انتخابات برگزیده‌ شدن دوباره‌ی احمدی نژاد است و اگر تغییر کند ، صندوق‌هایی باطل می‌شود تا سرنوشت تغییر نکند.
ولی چاره چیست ، باید آنقدر از این سد بتونی با آبراه و کانال آب بدزدیم تا که حضور سد را بی معنی کنیم ، شکستن یکباره سد خرابی به بار می‌آورد و شاید برای جبران خرابی مجبور شویم سد دیگری بسازیم .همچون انقلاب که سد شکستیم و تا توانستیم سد ساختیم و حالا گرفتار همین سدها هستیم.
متن کامل مناظره موسوی و احمدی نژاد
شوراي نگهبان: ابطال حوزه‌ها در صورت تخريب کانديداها

راستی نشان دادن عکس همسر میر حسین موسوی در زمان مناظره نشان دهنده چیست؟ پاسخش را اینجا بخوانید:
تهديد به نشرعكس خصوصي همسر ميرحسين موسوي

.::: بیشتر بخوانیم :::.
ابراهيم يزدي:  ديپلماسي هسته‌اي دولت نهم منفعل‌تر از هميشه بود
احمدي نژاد: در دولت هاي قبل حتي يك روزنامه مخالف را هم تحمل نكردند/ سوال سلام: آقاي احمدي نژاد در دادگاه روزنامه سلام چه مي كرديد؟
وقتي موسوي سران عرب را زير نام خليج فارس نشاند
عماد افروغ:  موسوی برنده اخلاقی و سیاسی مناظره بود
پاسخ کرباسچي به احمدي‌نژاد: آن 300 ميليارد شهرداري را چه کرديد؟
موضع ميرحسين درقبال قتل‌هاي زنجيره‌اي و ترور حجاريان چه بود؟
ادامه توقیف خودروهای حامیان میرحسین توسط پلیس راهور ناجا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: