ترور پارلمانی


01

آنچه دیروز در شرق تهران رخ داد، هرچند در خبرهای هسته‌ای و 5+1 گم شد اما نشانه کوچکی از قدرت زیاد گروهی را نشان میدهد که برای رسیدن به خواسته خود دست به هر کاری میزنند و کوچکترین هتک حریمی، با پاسخی از جنس گلوله داده میشود.

قتل مرحوم صفدر آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت و تجارت به جز اشارات کوچکی که در وهله اول میتواند داشته باشد اشاره به یک موضوع دیگر دارد و آن چیزی نیست جز دادگاه رییس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد .

دادگاهی که با شکایت  مجلس شورای اسلامی(پارلمان) برگزار خواهد شد و در روز پنجم آذر محمود احمدی نژاد پس از 8 سال اتهام زنی باید در جایگاه متهم پاسخگو قاضی باشد و شاید این دادگاه قرار بود تا آغازی باشد برای رسوایی شخصی که روزگاری همه را رسوا میکرد.

اما با این تهدید بزرگی که صورت گرفته تنها اتفاقی که در این دادگاه روی خواهد داد (البته اگر برگزار شود) برگزاری یک جلسه تبلیغاتی مجانی برای شخصی است که آرزوی بازگشته به قدرت را درسر میپروراند.

تصاویر/ تشییع مرحوم صفدر رحمت آبادی
وزیر اطلاعات در محل سوءقصد به «صفدر رحمت آبادی» حضور یافت

هاله سحابی به شهادت رسید؛ در اثر ضرب و شتم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی



جرس: هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش در اثر ضرب و شتم عوامل امنیتی جمهوری اسلامی به شهادت رسید.

به گزارش جرس، هاله سحابی صبح امروز در صف جلو تشییع کنندگان پیکر مهندس سحابی به رفتار خشونت آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی اعتراض کرده، مورد حمله آنان قرارمی گیرد.

گزارش منابع موثق جرس از تهران و لواسان حاکی است، ماموران مانع طی مسیر برای تشییع پیکر مهندس سحابی شده اند. هاله سحابی که دسته گلی بدست داشته و جلوی همه حرکت می کرده با ممانعت ماموران مواجه می شود. ولی او می گوید باید از همین مسیر تشییع جنازه صورت گیرد. با مقاومت او ماموران با وارد آوردن ضربات لگد و … به شدت او را مضروب می کنند .او بیهوش می افتد .

هاله سحابی به بیمارستان محلی منتقل می شود؛ اما متاسفانه معالجات بی حاصل مانده، دختر ارشد مهندس سحابی به شهادت می رسد.

هاله سحابی، 55 ساله قرآن پژوه، همکار مطبوعاتی نشریه چشم انداز ایران و از فعالان حقوق زنان در ایران بود. وی عضو «مادران صلح» ایران بود و در جریان حوادث پس از انتخابات، در روز تحلیف احمدی نژاد مقابل مجلس شورا، بازداشت و روانه زندان شد. سحابی پس از بازداشت موقت، در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاکمه و به دو سال حبس محکوم گردید. وی تا دو هفته پیش که با وی اجازه مرخضی داده شد، در زندان اوین محبوس بود.

مراسم عزاداری هاله سحابی اعلام می شود فریدون سحابی برادر مرحوم سحابی و عموی هاله در گفت و گوی تلفنی هق هق گریه اجازه صحبت به او را نمی دهد تنها میگوید : شنیدم هاله فوت کرده . خانه سحابی ها در عزاست . همه در بهت و ناباوری و غرق در ماتم اند . صدای شیون از هر گوشه شنیده می شود. ساعتی قبل خانواده سحابی رسما اعلام کردند که هاله سحابی به رحمت خدا رفت و از جمعیت حاضر خواستند که خانه را ترک کنند تا برای مراسم خاکسپاری هاله سحابی برنامه ریزی اولیه را انجام دهند. همچنین مهندس صباغیان از اعضای نهضت آزادی ایران تحت تاثیر وضعیت پیش آمده دچار فشار فلبی و تهوع شده و به بیمارستان منتقل می شود.

هاله سحابی، فرزند زندانی عزت الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی مذهبی، شرط مقامات زندان برای نوشتن تعهدنامه برای آمدن به مرخصی را رد کرد. بپس از تشدید بیماری آقای سحابی، خانواده هاله سحابی که هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان می گذراند برای او تقاضای مرخصی کردند، اما مقامات زندان شرط مرخصی را، نوشتن تعهدنامه اعلام کرد. اخبار تکمیلی ارسال می شود.

سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی به مناسبت ۱۲ فروردین


هاشمی رفسنجانی:صدای متحجرین مخالف ” جمهوریت” الان بلندتر شده است

قسمت اول:

قسمت دوم:

هاشمی رفسنجانی:صدای متحجرین مخالف ” جمهوریت” الان بلندتر شده است

*بسم الله الرحمن الرحیم

از اینکه با وجود کسالت ، فرصتی را برای مصاحبه با دومین گاهنامه الکترونیکی پایگاه اطلاع رسانی با عنوان / امام ، جمهوری اسلامی ، اسلام و مردم / که به مناسبت گرامیداشت سی و یکمین سالروز عید بزرگ استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی (۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸) تدارک دیده شده را ، قرار دادید ، متشکریم و سوالات خود را به خلاصه ترین شکل ممکن در دو بخش : مرور وقایع سال ۵۸ و تحلیل میدان سیاسی کشور در سالجاری را ارائه می کنم:

مستحضر هستید اگر ما ۲۲ بهمن ۵۷ را «عید پیروزی نهضت اسلامی» بنامیم و تجلیلش کنیم ،در واقع ۱۲ فروردین ۵۸ را باید به عنوان «عید استقرار نظام»ارج بنهیم،در همین راستا سوالات ابتدایی مصاحبه با محوریت آن ایام زینت می بخشیم.

فاصله تاریخی بسیار کوتاهی بین ۲۲ بهمن ۵۷ و ۱۲ فروردین ۵۸ وجود دارد که این فاصله با توجه به اعتمادی که مردم به حضرت امام داشتید نوعی عدم طلب رفراندوم مجدد را تداعی می‌کند. حضرت عالی به عنوان یکی از معدود چهره‌هایی که همزمان درسال ۵۸ و امروز در سال ۸۸ نقش‌آفرینی موثری در عرصه نظام دارید، چه تحلیلی از رجوع حضرت امام در آن فاصله کوتاه و در آن ایام بخصوص به رفراندوم در رابطه با همه پرسی ۱۲ فروردین ۵۸ ارائه می‌فرمایید؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدالله‌والسلام‌علی‌رسول‌الله و آله
بله، آنطور که شما گفتید مردم خودشان انقلاب کرده‌بودند؛ رهبری امام را با دل و جان پذیرفته‌بودند، مشکلی هم نداشتند که با شورای انقلاب مدتها کار بکنند، ولی امام یک «نظر خاصی» داشتند و معتقد بودند که ما هرچه زودتر کار کشور را به دست خود مردم بدهیم،» بهتر» است. مردم «خودشان» تصمیم بگیرند،» خودشان «فکر کنند، «خودشان» اجرا کنند و با نظام همراهی کنندو برایشان روشن باشد که کار، کار خودشان است، یعنی همان‌که روح اسلام است و همان‌که امروز دنیا مدعی است حکومت «مردم بر مردم» است. این سوالی که شما می‌کنید، همان ماههای بعد از پیروزی معمولاً خارجیهایی که پیش ما می‌آمدند مطرح می‌کردند. می‌گفتند انقلابها معمولاً سالها می‌گذرد تا نظامشان را و قانون اساسی‌شان را بنویسند و تصویب کنند. چرا شما اینقدر عجله کردید، باید تجربه بدست می‌آوردید و نظامهای دنیا را بیشتر مطالعه می‌کردید. ما هم جوابمان همین بود که این خواست امام بود. امام در اولین صحبتی که در موقع نصب مهندس بارزرگان به نخست‌وزیری موقت کردند ،همین ماموریت را به ایشان دادند که ایشان این دوره موقت را اداره کنند، مجلس تشکیل دهند و قانون اساسی را به تصویب برسانند. درست همین‌ها را می‌خواستند در زمان معین و کوتاه انجام دهند. بله، اگر صبر می‌کردیم شاید پخته‌تر از این می‌توانستیم قانون اساسی را بنویسیم که احتیاج به بازنگری بعد از ۱۰ سال نباشد. ولی فواید اینکه زود خود مردم را متصدی کار خودشان بکنیم بیشتر بود. اعتماد به مردم را خوب نشان داد. تجربه ما در این رابطه موفق بود. بعداً هم فرصت شد که قانون اساسی را تا آنجا که مایل بودیم اصلاح بکنیم.

*شبهه بزرگی بر حقیقت شاهکار فلسفه سیاسی حضرت امام به نام «جمهوری اسلامی» از سوی برخی در جایگاههای متفاوت در ادوار مختلف ایراد شده، و آن مبتنی بر این‌نکته قرار گرفته که حضرت امام رحمه‌الله بر روشی «غیر» از جمهوری اسلامی برای اداره کشور معتقد بودند. اما بنا به مصالحی در آن ایام به جمهوری اسلامی «رضایت» دادند. حضرت عالی به عنوان یکی از منادیان قدیمی اندیشه سیاسی حضرت امام چه پاسخی بر این شبهه دارید؟

من نمی‌دانم کسانی که می‌گویند ایشان روش دیگری در نظر داشتند به چه استدلال می‌کنند و آن چه بوده؟ ما که چنین چیز مشخصی ندیدیم. ما قبل از پیروزی انقلاب هروقت بحث از شکل حکومت می‌شد، می‌گفتیم اصل حکومت مهم است، شکل آن را مردم باید انتخاب کنند. ما در این مورد چیزی از امام نشنیده‌بودیم جز بحثهای ولایت فقیه ایشان. ایشان از سال ۴۸ در نجف بحث ولایت فقیه را شروع کردند. مدتی طول کشید، بعد هم چاپ و منتشر شد. خب، معلوم شد که ایشان در همین نظام جمهوری «ولایت فقیه» را پذیرفته‌اند و این همان‌چیزی بود که بعداً بعد اسلامی قضیه بود. اینکه شما می‌گویید قبلاً نظریه دیگری بوده و عوض شده، من خبر ندارم.

*حضرت عالی به طور معمول همواره تاکید می‌کنید بر اینکه جمهوری‌اسلامی از سوی دو دشمن بخصوص –دو اندیشه- تهدید می‌شود. یک اندیشه که ریشه در سکولاریسم دارد و یک اندیشه که ریشه در تحجر دارد. هرکدام از اینها به صورت دو خط موازی یک هدف مشترک را تعقیب می‌کنند. تحلیل حضرتعالی از این منظربه جهت به کار گیری عنوان «جمهوری‌اسلامی» برای غلبه همزمان براین دو اندیشه از سوی حضرت امام چگونه‌است؟

آن موقع‌ها همین بحثها بود. یعنی همان موقع وقتی می‌خواستیم نظاممان را شکل بدهیم و رفراندوم کنیم. در سوالی که باید از مردم بکنیم. در شورای انقلاب بحث می‌شد. جمعی می‌گفتند که فقط جمهوری، بعضی می‌گفتند جمهوری دموکراتیک، بعضی می‌گفتند جمهوری اسلامی. چون این در شعارهای مردم آمده بود و کسانی که در صحنه‌ها حاضر بودند و شعار می‌دادنداستقلال آزادی جمهوری‌اسلامی ونهایتاً می‌خواستیم به رای مردم بگذاریم..کسی هم تا آن موقع مخالفت نمی‌کرد. اسمهای دیگری هم بود. وقتی که بحثهایمان را خدمت حضرت امام بردیم ایشان گفتند که ما جمهوری اسلامی را به رای می‌گذاریم. همین کار را هم کردند. یعنی با نظر ایشان بود. در آن موقع ایشان هنوز آنطور نبودند که در این‌گونه مسائل نخواهند دخالت کنند، نظرشان را می‌دادند کسی هم با نظر ایشان مخالفت نمی‌کرد. اکثریت شورا هم همین را می‌خواستند. منظور ما هم همین بود. یعنی هم باید در چارچوب اسلام باشد، هم جمهوری باشد، یعنی باید رای مردم باشد. چون فرض ما براین بود که ملت ما مسلمان است، انقلابمان اسلامی است و شروع نهضت هم برپایه اسلام بود، خواست مردم هم همین بود. ما می‌خواستیم هم مردم را داشته‌باشیم و هم اسلام را. مردم هم همین را می‌خواستند و رای بالایی هم دادند.

*به نظر حضرت عالی آیا در این سالها تجلیل شایسته‌ای که در شان روز جمهوری‌اسلامی باشد در رسانه‌ها انجام می‌شود ویا نوعی غفلت در این رابطه صورت گرفته‌است؟

همین طور که می‌بینید من سرماخوردگی دارم و کسانی که صدای مرا می‌شنوند حتما آن را احساس می کنند ولی حضورم به جهت » اهمیت » موضوع است که البته باید در همین قسمت از بینندگان به همین سبب عذرخواهی کنیم.
در مورد سوال شما، خب، وضع خیلی روشن است، نه، از اول هم این‌گونه بنا گذاشته نشده بود. یعنی از سالهای اول هم مراسم ۱۲ فروردین خیلی محدود، ولی ۲۲ بهمن خیلی وسیع برگزار می‌شد. شاید هم منطقی باشد. اینکه در فاصله کوتاهی ۲ جشن به آن بزرگی گرفته‌شود، مردم خسته می‌شوند. ما معمولاً همان مراسم ۲۲ بهمن را بزرگ و مردمی می‌خواهیم. میخواهیم مردم باشند. حالا اگر آنها در روز جمهوری هم بخواهند این کار را بکنند، کسی منعشان نمی‌کند. ولی به نظر می‌رسد که همین مقدار جاذبه دارد.

*آیا خاصمان دیروزحضرت امام(ره) و بالاخص لفظ جمهوری اسلامی را همچنان فعال می‌بینید؟ و چه توصیه‌ای برای مردم و نسل جوان در تقابل با ترفندهای پیچیده آنها دارید؟

بله می‌بینم. در آن زمان هم اینها بود. یعنی عده‌ای جمهوری بدون اسلام می‌خواستند که آنها هم خودشان سکولار نبودند ولی می‌گفتند همین کلمه کافی است. عده‌ای هم بودند که خیلی صریح می‌گفتند، تحجر همان موقع هم بود. بعضیها موافق جمهوریت هم نبودند، منتها صدای آنها خیلی رسا نبود، چون آنها در انقلاب شرکت نداشتند. اما آن طرفی‌ها زیاد بودند. الان در داخل ایران صدای متحجرین مقداری از آنها بلندتر شده‌است. گرچه در فضای جهانی شاید آن صداها بلندتر باشد. ولی بله، با یک مقدار تفاوت همین جورها بود. راه ما همان جمهوری اسلامی است. در چارچوب اسلام و با نظر مردم.

*سال ۱۳۸۸ را با برخی از اتفاقات و حوادث ناگوار پشت سر گذاشتیم و در این زمان با حضرت عالی از سال ۱۳۵۸ سخن گفتیم. تلاشهای بسیاری بر شبیه سازی تاریخی این ۲ سال در حال حاضر صورت گرفته است. تحلیل حضرت عالی راجع به صحت و سقم این تلاشها چیست؟ آیا به راستی فضای سیاسی سال ۸۸ جمهوری اسلامی منطبق با فضای سال ۵۸ است؟

فکر نمی‌کنم این تشبیه درست باشد. آنهایی که الان به عنوان معترض یا منتقد در خیابانها آمدند و صحبت کردند اکثریت قاطع‌شان وفادار به نظام هستند. یعنی جمهوری اسلامی و قانون اساسی را با همه موازین آن قبول دارند. بله، گروههایی هم در میان اینها شعارهای دیگری می‌دهند و خواسته دیگری دارند. از این جهت شاید شبیه همان زمان باشد. آن زمان هم اگر یادتان باشد وقتی که دریای مردم به طرف میدان آزادی می‌رفت، اکثریت راه امام را داشتند و همین استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را می‌خواستند. عده معدودی هم بودند که پلاکاردهای محدود حزبی و فرقه‌ای خودشان را داشتند، کسی هم مخالفت نمی‌کرد. بعد از انقلاب هم بودند. درانتخاباتی که حق حضور داشتند، شرکت کردند و فهمیدند که آرایشان محدود است. به نظرم از این جهت حالا هم همین‌طور است. اکثریت جمهوری اسلامی را می‌خواهند و اعتراض آنها هم از انتخابات شروع شد که این اعتراض در واقع یک نوع اصلاح است ولی با اصل مخالفتی ندارند.

*حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی !
جنابعالی در حالی در حال عبور از نیمه دهه هفتم عمر خویش هستید که نهضت اسلامی به رهبری امام در گذر از قدمت ی بالغ بر نیم قرن و» جمهوری اسلامی» با فرا رسیدن ۱۲ فروردین سال۱۳۸۹ به سی ویکمین سال عمر پرافتخار خویش وارد خواهد شد ،از این رو از جنابعالی خواهشمندیم به جهت فرا رسیدن ایام » نوروز» و سال نو خطاب به » مردم» کلامی کوتاه ارائه فرمایید؟

«سال جدید را که به زودی آغاز می‌شود و سی و یکمین بهار انقلاب هم هست را خدمت تمامی مردم، ایرانیهای داخل کشور و کسانی که در کشورهای دیگر نوروز را جشن می‌گیرند تبریک عرض می‌کنم، به‌خصوص به وفاداران به انقلاب که هم سال نو را در پیش رو دارند و هم ۳۰ سال کار اساسی و افتخاراتی که پشت سر دارند. یکی از افتخارات ما این است که ایرانیها سابقه خوبی در تمدن جهانی دارند و یکی از افتخاراتمان همین است که بهترین روز و بهترین ساعت را از لحاظ طبیعی برای سال نو انتخاب کرده‌اند. سلیقه ایرانیها به‌گونه‌ای است که بعد از گذشت هزاران سال سازمان ملل که از همه نوع سلیقه و از همه کشورها در آنجا جمع هستند به خود اجازه می‌دهد قطعنامه‌ای بگذارند و نوروز را یک فصل جهانی برای نو شدن دنیا معرفی کنند و به کشورهایی که در آن روز جشن می‌گیرند تبریک بگویندو ضمناً همه ما که نوروز را جشن می‌گیریم در تهیه این قطعنامه موثر بودیم. دنیا هم از آن استقبال کرد. این موضوع برای نشان دادن سابقه تمدن مردم ایران یک نشان بسیار خوب و افتخارآمیزی است.»

شباهت قتل هاشمی و فروهر ;تکرار قتلهای زنجیره ای


امروز خبری در روزنامه‌های ایران منتشر شد که یادآور 10 ، 11 سال پیش بود:
یکشنبه اول آذر 88 : کشتاري فجيع در غرب تهران؛ اين پرونده جنجالي جديدي است که از نخستين ساعات شامگاه يکشنبه دستگاه قضايي را به خود مشغول کرد. مقتولان يک زن و شوهر هستند که بسياري از ايرانيان خانواده آنها را مي شناسند؛ سيدمرتضي هاشمي فرزند نخستين فرمانده کميته انقلاب اسلامي و همسر 26ساله اش به نام آتنا ملکي.
آتنا ملکي 26ساله و سيدمرتضي هاشمي 30ساله فرزند شهيد سيدمجتبي هاشمي با ضربات متعدد چاقو و قطع عناصر حياتي گردن به قتل رسيده اند. ( سرهایشان را بردیده‌اند ).

10 سال قبل روزنامه صبح امروز در سال ۷۸ در یادداشتی به قلم اکبر گنجی نوشت: یکم آذرماه ۷۷ داريوش فروهر، دبيركل حزب ملت ايران و وزير كار دولت موقت در كنار همسرش پروانه، در منزل شخصي واقع در خيابان هدايت، با ۲۵ ضربه كارد كشته شدند. دوازدهم آذر ۱۳۷۷ جسد محمد مختاری، نويسنده و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران، پس از آنكه يك هفته از ناپديدشدن وي مي گذشت و در حالی که آثار خفگي در گردن او مشهود بود، سر از پزشکی قانونی درآورد. هجدهم آذر ۱۳۷۷ نامه همسر محمدجعفر پوينده نويسنده ومترجم و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران منتشر شد كه خبر از ناپديدشدن وي مي داد. چهار روز بعد پيكر بي جان وی نیز درحالي كه علايم خفگي به دور گردنش ديده مي‌شد در اطراف شهريار پيدا شد.

آیا دوباره رییس بزرگ احساس خطر کرده‌است و ماشین ترور را روشن نموده‌ است ؟
آیا باید منتظر قتل‌های دیگر باشیم ؟
راستی اگر فرضیه درست باشد ، چرا اینبار روشنفکران نیستند که هدف قرار می‌گیرند ؟
آیا رییس بزرگ سر منشا حوادث اخیر را در خیانت خودی‌ها می‌داند ؟
چرا قتل داریوش فروهر و همسرش اینقدر به قتل مرتضی هاشمی و همسرش شباهت دارد؟
چرا دقیقا اول آذر ؟
هدف ترساندن چه گروهی است ؟ این کدها چه کسانی را نشانه گرفته ؟
آیا مانند روسیه ولادیمیر پوتین هر روز باید منتظر  قتل مشکوک اشخاص معروف باشیم؟

قتلها فجیع کهریزک و سپس خودکشی پزشک کهریزک ، قتل مرتضی هاشمی، به هر حال همه و همه خبر از تصفیه‌ی استالینی می‌دهد .
استالین سه بار در دوران حیاتش دست به تصفیه‌ی حزب کمونیسم زد و جالب است که تصفیه‌ی سوم ، در واقع کشتار فرمانده‌هان ( فاتحان ) نبرد لنینگراد بود که در وفاداریشان به کشور هیچ شک و شبهه‌ای نبود ولی در وفاداریشان به استالین چرا !!!
اینجا بود که استالین بزرگتر و مهمتر از کشور شد و آنجا بود که با جمله‌ی معروف ،شرایط فعلی ، ملاک تصمیمگیری ماست ، فرمان ترور و اعدام آنها را در سالروز انقلاب 1917 صادر کرد.
همین چند ماه پیش بود که سردار جعفری در پاسخ به اینکه موسوی نخست وزیر امام است یا اینکه خواهر و همسر شهید باکری از طرفدارن موسوی هستند ،گفت : به فرموده‌ی امام ملاک وضعیت فعلی افراد است . گویی همه درسهایشان را خوب بلدند.
و به قول هگل تاریخ هموراه دوبار تکرار می‌شود بار اول تراژدی و بار دوم کمدی
تکرار تاریخ همیشه شیرین است چرا که می‌دانی انتهایش چه می‌شود

فرزند و عروس اولين رئيس کميته انقلاب را سربريدند

لینک مرتبط : تکثیر تاسف‌برانگیز «سعید امامی» پس از یازده سال
لینک مرتبط : فرمانده سعید امامی فرمان می‌دهد

سعید امامی، مردی که با داروی نظافت خودکشی کرد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: