آیت‌الله دستغیب: وای به حال علمایی که در مقابل این‌همه تخلف از شرع و قانون سکوت می‌کنند/ آقای موسوی کار مجلس خبرگان را انجام داد


سایت کلمه:
چکیده : چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟

آیت الله دستغیب با انتقاد از سکوت اعضای مجلس خبرگان و علما و بزرگان در قبال ظلم‌های حاکمیت، گفت: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟

موسوی چون دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد به حصر برده شد

کروبی و موسوی خواستار مطالبات بر حق مردم بودند؛ آمریکایی و اسرائیلی خوانده شدند

ایشان همچنین تصریح کرد: آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولین هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هیچ یک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. این نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همین دستگاه خودتان بوده اند صحیح نیست، خوب خودتان انقلاب کردید و خودتان همراه امام بودید و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کردید و این دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمریکایی و اسرائیلی شدند؟! وظیفه شما اعضای خبرگان است که این تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانید و تذکر دهید نه اینکه با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کنید.

به گزارش وب‌سایت حدیث سرو، این مرجع تقلید در ادامه جلسات تفسیر قرآن خود و در تفسیر آیات شصت و نهم تا هفتاد و پنجم سوره مبارکه غافر، گفت: تکذیب قرآن خود بر دو شعبه است؛ یکی تکذیب لفظی قرآن و دیگری تکذیب عملی آن بدین معنی که انسان عملا به دستورات قرآن و احکام اسلام اعتنایی ندارد و با توجیهاتی که برای خود درست می کند، پا روی عمل به دستورات این کتاب آسمانی می گذارد.

ایشان ادامه داد: یکی از مصادیق کتاب هم ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند. یعنی کسانی که نسبت به این حضرات ظلم کردند؛ یعنی مولا علی (ع) را خانه نشین کردند و خلافت ایشان را غصب کردند و ایشان و ائمه بعد از ایشان را به شهادت رساندند به زودی کیفر کردارشان را خواهند دید که چگونه گردنهایشان با غُل و زنجیر بسته می شود و در آتش دوزخ معذّب خواهند بود.

شرک ورزیدن به خدا برای علما و بزرگان خیلی خطرناک است

آیت الله دستغیب در ادامه با اشاره به خطرات ریاست و شهرت خصوصا برای علما و بزرگان گفت: شرک ورزیدن به خدایتعالی یعنی اینکه انسان موثر را غیر خدا بداند و به غیر خدا دلبسته شود و این مطلب بخصوص برای علما و بزرگان خیلی خطرناک است و پناه برخدا انسان را در سراشیبی سقوط قرار می دهد. ریاست و شهرت باعث دور شدن انسان از مقصد اصلی که همان معرفت خدایتعالی است می شود؛ یک همچین اشخاصی چه بسا خود را اهل علم می دانند و خود را به عنوان مجتهد و مرجع مردم نیز معرفی می کنند اما در واقع چون به دنبال تهذیب درون و معرفت خدایتعالی نبودند و ریاست و قدرت را دستاویز خود کردند، برای خدایتعالی شریک قائل شده اند.

خلفای عباسی با این توجیه که امیرالمونین هستند گروه گروه انسان های بی گناه را به قتل رساندند

ایشان ادامه داد: خیلی از این خلفای عباسی نماز می خواندند و حتی امام جمعه هم بودند ولی مع ذلک در موقع خودش گروه گروه انسانهای بی گناه را به قتل رساندند و از هیچ جنایتی فروگذار نبودند و به توجیهات مختلف که ما امیر المومنین هستیم و خلیفه واجب الاطاعة، به مردم ظلم می کردند و راه طغیان و سرکشی را در پیش گرفتند و در عمل خود را همردیف خدایتعالی می دانستند و همه را ملزم به پیروی از دستورات خود می کردند؛ روز قیامت به یک همچین اشخاصی گفته می شود: اَینَ ما کُنتُم تُشرکُون: آن شریکان که براى خدا مى‏پنداشتید کجا هستند؟

افرادی که در دستگاه ظلمه هستند موفق به توبه نمی شوند

این مرجع تقلید در ادامه با اشاره به این مطلب که افرادی هم که در دستگاه ظلمه هستند و فرمانبرداری می کنند و یا به نحوی ولو با سکوت خود، راضی به اعمال آنها هستند، گفت: وقتی حضرت امام سجاد(ع) را در غل و زنجیر کردند درست است که ظاهرا این غُل و زنجیرها بر گردن حضرت است اما باطنا این غُل و زنجیرها دامنگیر این اشخاص ظالم است یعنی گردن کسی که این کار را کرده و همچنین کسانی که این عمل را می بینند و دفاعی از حق نمی کنند. یک همچین اشخاصی معلوم هم نیست که موفق به توبه شود.

چرا علما در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟

مگر موسوی و کروبی چه گناهی کرده اند باید ماه ها در حبس باشند؟

این عضو مجلس خبرگان در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اظهار تاسف از سکوت علما و بزرگان گفت: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟ خوب این دو بزرگوار زحمات زیادی را برای انقلاب کشیده اند و مورد نظر حضرت امام خمینی (ره) بودند. آقایان و علمایی که لباس پیغمبر بر تن دارید و عمامه به سر هستید؛ این سکوت شما یعنی رضایت به وضع موجود.

مجلس خبرگان باید تخلفات صورت گرفته را تذکر دهد

چطور است لباس پیامبر بر تن کرده اید و دم فروبسته اید؟

ایشان در ادامه با اشاره به نقش خطیر مجلس خبرگان گفت: از جمله کسانی که باید صحبت کنند و فریاد دادخواهی مردم را به سمع بزرگان برسانند شما اعضای مجلس خبرگان رهبری هستید که باید نسبت به تخلفات صورت گرفته توسط زیر مجموعه رهبری، از سپاه و بسیج و اطلاعات و صداوسیما و… تذکر دهید. غالب شما فقه و اصول خوانده اید و لباس مقدس پیامبر(ص) را به تن کرده اید و بعضی هم خود را مفسر قرآن می دانید چطور می شود که اطلاع از این همه اعمال خلاف شرع و قانون دارید و آن وضع شکنجه های کذایی در زندانها به سمع مبارکتان می رسد و دم فرو بسته اید؟! الله اکبر، اگر اطلاع داریم و حرف نمی زنیم وای بحالمان و اگر هم نمی دانیم باز هم وای بحالمان. نامه حضرت امام سجاد ع که به عالمی به نام زُهری می نویسد را بخوانیم و به خود بیاییم. حضرت به یک همچین شخصی که اهل فقه است و محل رجوع مردم است به عنوان نصیحت و خیرخواهی می فرماید: “خدا ما و تو را از فتنه ها نگه دارد وبتو از دوزخ ترحم کند، تو امروز به وضعی افتادی که سزاست هر که تو را بدان حال ببیند برایت طلب رحمت کند بتحقیق که بار نعمت خدا بدوش تو سنگین شده که به تو بدنی سالم و عمری دراز داده، حجت های خدا بر تو استوار است که قرآن را می دانی و فقه دینش را خوانده ای.”

آیت الله دستغیب ادامه داد: بعد در ادامه حضرت می فرمایند: “بدانکه کمترین کتمان حق و سبکترین باری که بر دوش داری این است که به وحشت ظالم انس گرفتی و راه گمراهی را با نزدیکی خودت به او و اجابت دعوت او برایش هموار کردی، وه چه می ترسم که فردای قیامت بهمراه خائنان گرفتار گناه خود باشی و از اینکه هر چه بگیری برای اعانت با ظلمه مسوول از آن باشی،تو مالی را گرفتی که از آن تو نیست از آن دستی که گرفتی و به کسی نزدیک شدی که باحدی حق او را رد نکرده و تو هم با تقرب به او هیچ باطلی را رد نکردی، تو دوست داشتی کسی را که با خدا می جنگد، آیا چنان نیست که تو را دعوت کردند و قطبی ساختند برای چرخاندن ستم خود و تو را نردبان گمراهی خود نمودند. در دل عوام جای گرفتی و آنها به دور تو جمع شدند و از رای تو پیروی کردند، اگر چیزی را حلال دانستی، حلال دانستند و اگر حرام دانستی حرام دانستند.”

موسوی کار خبرنگان را انجام داد اما ایشان در حصر است و بزرگان هم اعتراضی نکردند

با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کردید

این مرجع تقلید ادامه داد: این بنده خدا آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولین هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هیچ یک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. این نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همین دستگاه خودتان بوده اند صحیح نیست، خوب خودتان انقلاب کردید و خودتان همراه امام بودید و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کردید و این دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمریکایی و اسرائیلی شدند؟! وظیفه شما اعضای خبرگان است که این تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانید و تذکر دهید نه اینکه با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کنید.

شما که عالم هستی سکوتت فایده ای ندارد

وی افزود: در همین قضایای اخیر مسجد قبا که سه نفر از طلاب ما را تبعید کردند؛ یکی از دوستان ما برای دادخواهی خدمت یکی از علما رسید و گفته بود: ما نمی خواهیم که از ما دفاع کنید و حرف بزنید ولی بدانید که ما می خواهیم حجت را برای شما تمام کنیم و در پیشگاه خدایتعالی عذری نداشته باشیم؛ ما کسانی هستیم که آمدیم با شوق و ذوق در این لباس مقدس و درس خواندیم و چیز یاد گرفتیم و متوجه حق شدیم، حال که به حق عمل کردیم اینطور با ما برخورد کردند. این دوست ما گفت: این عالم پس از شنیدن این سخنان سرش را به زیر انداخته بود و چیزی نگفت. خوب شما که عالم هستی و عمری درس فقه و اصول خوانده ای این سکوتت فایده ای ندارد و باید صحبت کنید و تذکر دهید. سلام وصلوات خدا بر حضرت امام زین العابدین (ع). در عین حالیکه پدرش را به شهادت رساندند و اهل بیت پیامبر را به اسارت بردند ولی مع ذلک بر روی منبر می رود و حقایق را می فرماید؛ مقصود این است که آقایان به خود بیایند و این سکوت خود را بشکنند.

Advertisements

فیلم سخنرانی آیت الله امجد در اعتراض به حکومت +لینک دانلود


فیلم سخنرانی آیت الله امجد در اعتراض به حکومت

لینک دانلود

سایت اطلاع رسانی آیت الله امجد از دسترس خارج شد

یک روز بعد از انتشار نامه آیت الله محمود امجد به مردم ایران ، سایت اطلاع رسانی ایشان که توسط جمعی از دوستدارانشان اداره می شد از دسترس خارج شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آیت الله امجد روز گذشته در پیامی اعلام کرد: امروز بی قانونی و اعمال خودسرانه و هتک حیثیت مردم بیداد می کند و آن قدر رواج یافته که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را بر نمی انگیزد .

ایشان اعلام کرد مظلومان کشته می شوند ، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می شود ، آزادیهای قانونی و ابتدایی که حق اولیه ی هر انسان است سلب می شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار ، قربانی می گیرد دروغ و عوام فریبی ، ریاست می کند اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی ، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح .

بعد از انتشار این سخنان که همراه با دستخط و صدای این استاد اخلاق در تارنمای ایشان منتشر شد این تارنما از دسترس خارج شد.

ویدیو سخنرانی شجاعانه آیت الله دستغیب در مورد تقلب در انتخابات و ضرب و شتم مردم پس از آن + لینک دانلود

نوه آيت‌الله منتظری: شهادت می‌دهم هاله سحابی به قتل رسيد


رادیو زمانه : حامد منتظری در مطلبی بر فيس‌بوک خود نوشته است حاضر است در هر دادگاهی شهادت دهد که هاله سحابی با ضربه يکی از مأموران امنيتی به قتل رسيده است.

حامد منتظری، نوه آيت‌الله منتظری، بر صفحه‌ فيس‌بوک خود نوشته است در جريان مراسم خاک‌سپاری عزت‌الله سحابی شاهد ضربه يک مأمور امنيتی به هاله سحابی بوده که سبب مرگ وی شده است.

حامد منتظری نوشته است: «اينجانب حامد منتظری به حکم صريح آيه قرآن کريم گواهی و شهادت می‌نمايم که در جريان تشييع پيکر مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی شاهد ضربه‌ای به بالاتنه خانم هاله سحابی بودم که پس از آن خانم هاله سحابی به حالت غش بر زمين افتاد و فرد ضارب بلافاصله خود را در ميان مأمورين نيروی انتظامی و لباس شخصی که در پشت سر او بودند کشيده و از صحنه فرار نمود.»

نوه آيت‌الله منتظری افزوده است: «اين‌که آيا خود ضربه باعث فوت ايشان شده باشد يا شوک حاصل از ضربه و اين‌که در هر يک از اين موارد چه نوع قتلی رخ داده است قابل تشخيص اينجانب نيست اما به‌طور حتم ضربه در فوت ايشان تأثير داشته است و لذا به صراحت می‌توان گفت که خانم هاله سحابی به قتل رسيده است.»

حامد منتظری در پايان نوشته خود اعلام کرده است که حاضر به تکرار شهادت فوق در هر دادگاه صالحه‌ای است.

حجت‌الاسلام احمد منتظری، پدر حامد منتظری نيز که در مراسم خاک‌سپاری عزت‌الله سحابی حضور داشت پيش از اين همين سخنان فرزندش را گفته بود.

احمد منتظری در گفت‌وگو با تارنمای جنبش راه سبز (جرس)، عنوان کرد: «من که در چند متری ايشان بودم، از قول تمام حضار که در کنار وی بودند متوجه شدم که يکی از چند مأموری که قصد داشت تصوير بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش (هاله) بود بگيرد، با کشيدن آن تصوير از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمين کرد. بلافاصله نيز وی را به همراهی يک پزشک به بيمارستان منتقل کردند، که متاسفانه ايشان درگذشتند.»

اين در حالی است که منابع دولتی ايران علت مرگ خانم سحابی را «ايست قلبی» اعلام کرده‌اند و مخالفان را متهم به «دروغ‌گويی» می‌کنند.

پيکر هاله سحابی، با اصرار مأموران امنيتی شامگاه چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ در ميان تدابير امنيتی در لواسان دفن شد.

مخالفان حکومت ايران می‌گويند «خانواده سحابی قصد تشييع جنازه هاله را داشتند اما مأموران امنيتی با توسل به زور، پيکر وی را از خانواده گرفته و جنازه را برای دفن به لواسان منتقل کردند.»

شاهدان عينی گفته‌اند با وجود محدوديت‌ها، در مراسم تدفين هاله سحابی، نزديک به دو هزار نفر از مردم شرکت داشتند اما مأموران لباس‌شخصی برخی از شرکت‌کنندگان را از جمعيت جدا کرده و به محل‌های نامعلومی منتقل کردند.

روز گذشته نيز نيروهای امنيتی از برگزاری مراسم بزرگداشت عزت‌الله سحابی جلوگيری کرده و به شرکت‌کنندگان حمله کردند.

آن‌ها گروهی از شرکت‌کنندگان را بازداشت کرده و مادران صلح را که در آن‌جا حضور داشتند مورد ضرب‌وشتم قرار دادند.

عزت‌الله سحابی، رئيس شورای فعالان ملی مذهبی از گروه‌های منتقد جمهوری اسلامی، روز سه‌شنبه ۱۰ خرداد در سن ۸۱ سالگی در بيمارستان مدرس تهران درگذشت.

هاله سحابی، فعال اجتماعی و عضو «مادران صلح»، از زندانيان سياسی ايران بود. وی ۱۴ مردادماه ۸۸ در ميدان بهارستان و در تجمعی که در مخالفت با برگزاری مراسم تحليف محمود احمدی‌نژاد در خيابان‌های اطراف مجلس، برگزار شده بود بازداشت شد.

پس از مدتی بازداشت، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» به تحمل دو سال زندان و پرداخت جريمه نقدی محکوم گشته و طی روزهای اخير موفق شده بود برای ديدار با پدر بيمارش از زندان مرخصی بگيرد.

با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟


گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟

مهندس عزت الله سحابی نیمه شب گذشته درگذشت



سحام نیوز: مهندس عزت الله سحابی، کهنه کار سیاسی و رییس شورای فعالان ملی مذهبی، که عمر خود را صرف مبارزه با استبداد و در تلاش برای آبادانی و آزادی ایران سپری کرده بود، نیمه شب گذشته با زندگی وداع کرد.

مهندس عزت الله سحابی فرزند شادروان دکتر یدالله سحابی، متولد ۱۳۰۹ در تهران است.

او مبارزات خود را در سالهای دهه ۲۰ و در دورهٔ دانشجویی و ملی شدن صنعت نفت آغاز کرد و با به وقوع پیوستن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نهضت مقاومت ملی پیوست.

سحابی در سال ۱۳۴۰ و با شروع به کار نهضت آزادی ایران به این گروه پیوست و در سال ۱۳۴۲ همراه دیگر اعضا و رهبران نهضت محاکمه شد و به شش سال زندان محکوم شد. او بار دیگر به خاطر مبارزات خود در سال ۱۳۵۰ به زندان افتاد و تا نزدیکی روزهای انقلاب در زندان ماند.

بعد از پیروزی انقلاب، مدتی به علت مرخصی مهندس بازرگان از دبیرکلی نهضت آزادی، برای انجام وظایف نخست وزیری، سرپرستی نهضت آزادی را بر عهده داشت تا زمانی که به عنوان رئیس سازمان برنامه بودجه در دولت مشغول به کار شد. او بعد از استعفای دولت موقت، با سران نهضت آزادی دچار اختلاف شد و با ۱۲ تن دیگر از جمله محمد بسته نگار، مرحوم محمدعلی رجایی و محمدمهدی جعفری از نهضت آزادی جدا شدند.

سحابی به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس اول شورای ملی (اسلامی) انتخاب شد و در سالهای بعد در پروژه‌های ملی با دولت‌های وقت همکاری داشت.

سال ۱۳۶۹ مهندس عزت الله سحابی توسط تیم سعید امامی در وزارت اطلاعات بازداشت و به شدت شکنجه شد تا جایی که در برنامهٔ هویت مجبور به اعتراف علیه خود و یارانش شد. در سالهای دهه ۷۰ او به انتشار نشریه ایران فردا پرداخت و در سال ۱۳۷۶ به درخواست شادوران دکتر یدالله سحابی به همراه دکتر ابراهیم یزدی و دکتر حبیب الله پیمان نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدند که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند.

او در سال ۱۳۷۸ و بعد از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم به عنوان سخنران به کنفرانس برلین دعوت شد و پس از بازگشت چند ماهی در بازداشت بود. پس از این او در اسفند ۱۳۷۹ در جلسه شورای فعالان ملی مذهبی، به حکم قاضی حداد و توسط اطلاعات سپاه به جرم براندازی نظام جمهوری اسلامی بازداشت شد و مدت‌ها تحت شکنجه روانی قرار گرفت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد. او خود این دورهٔ زندان از زندان‌های ۱۵ سالهٔ خود را سخ‌ترین دوره دانسته است.

او در سال ۱۳۸۷ به علت سال‌ها تلاش در عرصه مطبوعات برنده جایزه قلم طلایی از سوی انجمن آزادی مطبوعات ایران شد.

دختر مهندس سحابی، هاله سحابی، که در جریان اعتراضات به تحلیف محمود احمدی‌نژاد بازداشت شده بود، هم اکنون در حال گذراندن حکم دو سال حبس خود است.

با اینکه پس از زندان آخر او به شدت شکسته شده بود به طوری که با کمک عصا راه می‌رفت، از دغدغه‌های فردای ایران دست برنداشت و تلاش خود را لحظه‌ای برای فردای ایران متوقف نکرد.

وب سایت خبری-تحلیلی «سحام نیوز» این فقدان بزرگ را به خانواده ایشان، همرزمان و عموم مردم ایران تسلیت می‌گوید.

سرزمینی که قدرت در آن ممنوع است


انگار نفرین شده‌ایم ، خودمان خودمان را نفرین کرده‌ایم، از بدعهدی‌ای که با بزرگان کرده‌ایم ، با مصدق ، امیرکبیر ، لطفعلی خان زند و … یا خود زجرشان دادیم و یا تنها نظاره‌گر. گویی با نگاه کردن و دست روی دست گذاردن مشکلات حل می‌شود.

نمی‌دانم دقیقا از کجای تاریخ شروع شد ، این طلسم شاهان ضعیف که از خود قوی‌تر و باهوش‌تر را نمی‌پذیرفتند و می‌کشتند ، نمی‌دانم از کجا شروع شد این حسادت‌های بی‌پایان ، این که تنها یک نفر باید بفهمد، آن ترس معروف از فهمیدن من و تو.

قصه‌ی دعوای احمدی‌نژاد و خامنه‌ای که هر دو منفور قلب‌ها گشته‌اند ، قصه‌ی غصه‌ی هزار ساله‌ی ایران است . شاه نمی‌خواهد قدرتش را با کسی تقسیم کند ، حتی با دست پرورده خودش ، این همان است که باعث شد نادر شاه افشار پسرش را کور کند.

وقتی صحبت‌های احمد توکلی را می‌خواندم گریه کردم به حال ایرانم که چنین سست عنصرانی در مسند قدرتش قرار داردند. وقتی صحبت از موسوی شد اعتراف کرد که خواستگاه اجتماعی‌اش بسیار عظیم‌تر از احمدی‌نژاد است و چون این پایگاه عظیم تهدیدی برای خامنه‌ای بوده ، رای به احمدی‌نژاد داده، اما توضیح نداده که چگونه کسی که پایگاه اجتماعی‌اش بزرگتر بوده رای کمتری آورده؟

بازنده اعلام می‌شود ، به زندان می‌افتد ، چرا که مردم او را بیشتر قبول دارند.

و همانگونه که امیرکبیر در حمام جان داد و مصدق زجرکش شد ، تاریخ دوبار تکرار می‌شود.
و اینجا ما باز داریم همان کاری را می‌کنیم که قبلا کردیم یا نظاره‌گر یا خود آتش بیار معرکه . و البته این مختص ما نیست که خاتمی نیز سر را در برابر استبداد خم کرده است.

شاهی که روزی هاشمی را با خاتمی حذف کرد و با احمدی‌نژاد خاتمی را ، حالا تنهایی دارد احمدی‌نژاد را حذف می‌کند، پسری که خودش او را بزرگ کرد .
در این برهه که نزدیکان احمدی‌نژاد یکی پس از دیگری دستگیر می‌شوند خبر بازداشت 30 جاسوس امریکا پخش می‌شود که در واقع همان نزدیکان احمدی‌نژاد هستند.
این بازی که از دعوای وزارت اطلاعات شروع شد و به حذف احمدی‌نژاد ختم خواهد شد و البته روزی به حذف خامنه‌ای ، تکرار این رباعی است که :

آن قصر که جمشید در او جام گرفت…………..آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر………………دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: