اکبر گنجی: ما به مردم دروغ می‌گفتیم؛ ۹ بهمن ۱۳۸۵



چکیده : ما دروغ می‌گفتیم، ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه ۱۵۰ هزار زندانی سیاسی دارد و این دروغ بود، و امروز باید بابت این دروغ، یعنی خودمان و همه کسانی که این دروغ را گفته‌اند باید خودشان را نقد بکنند. ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه صمد بهرنگی را کشت، ما به دروغ گفتیم حکومت شاه صادق هدایت را کشت،‌ ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه دکتر شریعتی را کشت. همه‌ی این دروغها را گفته‌ایم، آگاهانه هم گفته‌ایم. اینها باید نقد بشود. کسی که با روش دروغ بخواهد پیروز بشود، بعد هم که به قدرت برسد دروغ می‌گوید،‌ برای نگهداشتن قدرت دروغهای وسیع‌تر و بزرگتر می‌گوید. این روشها باید نقد بشود. روش مهم است، روشها باید کاملا اخلاقی و کاملا انسانی باشد و ما روشهایمان اخلاقی نبوده. چیزی را که نشده، آگاهانه بیاییم دروغ بگوییم، بگوییم ما فعلا با این رژیم در حال مبارزه هستیم و می‌خواهیم خرابش کنیم،‌ با این بعدا دمکراسی نمی‌شود درست کرد، آزادی و حقوق بشر نمی‌شود درست کرد. این مبنای دیکتاتوری و پایه‌نهادن دیکتاتوری‌ست. (اکبر گنجی، ۹ بهمن ۱۳۸۵)

متن کامل این گفت‌وگو که در سال در رادیو زمانه منتشر شد را در زیر بخوانید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامهٔ مطلب »

نگاهی دیگر: سمت و سوی نزاع آیت الله خامنه‌ای و محمود احمدی نژاد



اکبر گنجی : یکم- طرح مسأله: نزاع‌های اخیر ایران میان رهبری و رئیس جمهوری، نزاع بر سر منابع کمیاب قدرت، ثروت، معرفت و منزلت اجتماعی است. پرسشی که اذهان بسیاری را به خود معطوف کرده، این است: طرفین چه اهدافی را دنبال کرده و تا کجا پیش خواهند رفت؟

محمود احمدی نژاد تا کنون همواره مورد حمایت آیت الله خامنه ای بوده است

دوم- اهداف آیت الله خامنه‌ای: رهبری که خود محمود احمدی‌نژاد را بالا آورد و حمایت‌های کم نظیر خود را معطوف به او ساخت، اینک با مسأله‌ای مواجه شده است.

فرایند سلطانی کردن قلمروهای متفاوت در طی ۲۲ سال گذشته بسط و تعمیق یافت.

هر فرد و گروهی که سودای «حاکمیت دوگانه» در سر می‌پرورد، حذف و یا به حاشیه رانده شد.

اما گویی این بار کسی که «نزدیک‌ترین دیدگاه به رهبری» به شمار می‌رفت، بیرق حاکمیت دوگانه را بر گنبد سلطانیسم برافراشته است.

در این شرایط، برای حل مسأله ولی فقیه چه راه‌هایی را می‌خواهد طی کند؟

۱-۲- حفظ احمدی‌نژاد کم قدرت در دو سال باقی مانده: رهبری به دنبال آن است تا با کاهش حوزه نفوذ محمود احمدی‌نژاد، دو سال باقی مانده ریاست جمهوری او بی‌دردسر طی شود.

رئیس جمهوری که دیگر در حوزه سیاست خارجی نتواند با لفاظی علیه اسرائیل و هولوکاست و آمریکا و نامه نگاری با پاپ و رئیس جمهوری آمریکا برای خود در منطقه خاورمیانه کسب شهرت نماید، اما این هدف فقط با محدود سازی فعالیت آقای احمدی‌نژاد در قلمرو سیاست خارجی به دست نمی‌آید.

۲-۲- تبدیل وزارت اطلاعات به سازمان اطلاعات زیر نظر رهبری: نه تنها حوزه نظامی، که اطلاعات و امنیت نیز قلمرو انحصاری رهبری باید باشد.

وزارت اطلاعات در نظام سلطانی هم وقتی زیر نظر قوه مجریه است، حداقلی از نظارت مجلس موجود را بر خود دارد.

اما با تبدیل به سازمان زیر نظر ولی فقیه، این نظارت به کلی از بین خواهد رفت و قدرت سلطان باز هم افزایش خواهد یافت.

نزاع کنونی «فرصت» مناسبی برای ولی فقیه پدید آورده تا پیروانش تحت عنوان «ضرورت بی‌طرفی و غیر جناحی بودن امنیت و اطلاعات»، طرح تبدیل وزارت اطلاعات به سازمان اطلاعات را تبلیغ کنند.

گویی ولی فقیه بی‌طرف بوده و هیچ‌گاه در طول سه دهه گذشته جناحی عمل نکرده است.

۳-۲- حذف یاران اصلی احمدی‌نژاد و در رأس آن‌ها مشایی: حذف «اتاق فکر» رئیس جمهوری و حلقه اتصال او با امام زمان و عالم غیب مهم‌ترین رکن این طرح است.
ادامهٔ مطلب »

به سوی شکستن اراده علی خامنه‌ای – اکبر گنجی


رادیو فردا : فروپاشی و سقوط یک رژیم علل متعددی دارد. از میان آن علل، یکی نقش کلیدی دارد و در نبود آن، رژیم خودکامه می‌تواند همچنان به کار خود ادامه دهد. این عامل اساسی، «توانایی» و «اراده» سرکوب است. رژیم استبدادی، برای بقا، نیازمند آن است که از یک سو، توانایی سرکوب سیستماتیک کارآمد داشته باشد، و از سوی دیگر، واجد خواست و اراده سرکوب باشد.

بدین ترتیب، رژیم جباری که مخالفان بی‌شماری دارد، اگر «بخواهد» و «بتواند» مخالفان خود را به طور کارآمد و سیستماتیک و وحشیانه سرکوب کند، به حیات خود ادامه خواهد داد.

برای فروپاشی، علاوه بر علل دیگر، رژیم باید یا فاقد توانایی سرکوب باشد، یا فاقد اراده کافی برای سرکوب باشد، و یا هر دو (فقدان توانایی و فقدان آمادگی). مخالفانی که به دنبال فروپاشی رژیم حاکم‌اند، باید یکی از این دو، و یا هر دو، را ناکارآمد و متزلزل سازند.

ایران از منظر این متغیر مهم در چه وضعیتی قرار دارد؟ گویی سلطان علی خامنه‌ای از توانایی سرکوب بهره‌مند است. یعنی دارای سازمان سرکوب کارآمدی است که مطابق میل او مخالفان را به طور سیستماتیک سرکوب می‌کند.

به این متغیر باید در نوشتار مستقلی پرداخت. نوشتار کنونی صرفاً ناظر به «اراده» سرکوب سلطان علی خامنه‌ای است. پیش فرض مقدماتی ما این است: سلطان علی خامنه‌ای اراده‌ای کافی و قوی برای ماندن در قدرت دارد. او به شدت «می‌خواهد» که رژیم سلطانی فقیه‌سالار را حفظ کند.

یکم: شواهد مدعا/پیش فرض

برخی از شواهد این مدعا به قرار زیر است:

۱-۱) پس از تعیین آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر، در خرداد ۱۳۶۸، او در اولین دیدار اعضای هیئت دولت مهندس میرحسین موسوی با وی، «نظریه رعب» خود را با آنها در میان می‌گذارد. براساس تلقی علی خامنه‌ای از قرآن و تاریخ اسلام، یک اقلیت فداکار با ارعاب و ترور توانست اکثریت خاموش را دور خود گرد آورد و بر آنها حکومت کند.

علی خامنه‌ای به اعضای کابینه مهندس موسوی گفت: «حکومت باید متکی بر یک جمع فداکار باشد. اکثریت مردم در حکومت خاموشند. یک جمع فداکار می‌تواند از طریق ایجاد رعب حکومت را پایدار نگاه دارد».
ادامهٔ مطلب »

در انتظار سومین گریه علی خامنه‌ای – اکبر گنجی


رادیو فردا : دو حرکت اعتراضی تاکنون علی خامنه‌ای را به گریه در «محراب و منبر» واداشته است. اولی حرکت اعتراضی دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بود و دومی ۱۰ سال بعد، در حرکت اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ اتفاق افتاد.

او در سخنرانی ۲۱ تیر ۷۸ به پاره کردن عکس خود اشاره کرد، و در حالی که می گریست، این گونه به سخنانش پایان داد:

«آخرین جمله را هم به امام و مقتداى خودمان ولىّ‌عصر ارواحنافداه عرض کنیم: اى سید و مولاى ما! پیش خداى متعال گواهى بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده‌ایم. بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راهِ پُرافتخار و پُرفیض و پُربهجت، جان خودم را تقدیم کنم»[۱].

خطبه‌های نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ را نیز با چشمان گریان، با این سخنان پایان داد:

«یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می‌دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما تویى؛ صاحب این کشور تویى؛ صاحب این انقلاب تویى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما»[۲].

به چند ملاحظه زیر توجه کنید:

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: