میدان گازی مشترک ایران و انگلیس بازگشایی می شود؟/فرجام شراکت 36 ساله


Rhumخبرآنلاین: وال‌استریت ژورنال در روزهای گذشته خبری را منتشر کرده که توسعه میدان گازی مشترک ایران بریتیش پترولیوم در دریای شمال به دلیل تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا فعلا متوقف شده است. هر چند این خبر تازه‌ای نیست و تقریبا 4 سال پیش نیز بی‌پی از تعلیق و توقف فعالیت‌ها در بزرگترین میدان گازی توسعه‌نیافته در انگلستان خبر داده بود، اما به نظر می‌رسد این خبر این بار حاوی خبرهای تازه‌ای در حوزه نفت و گاز است.

در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی که هنوز دفاتر شرکت کالای نفت در انگلیس و کانادا پابرجا بود، فعالیت‌های مشترکی میان شرکت ملی نفت ایران و برخی شرکت‌های بزرگ نفتی از جمله بریتیش پترولیوم انجام می‌شد که گاهی به خدمات فنی- مهندسی ختم می‌شد و گاهی از این سطح فراتر رفته و به شراکت در میدان‌های نفتی نیز می‌انجامید که یکی از این موارد مشارکت ایران با بی‌پی در توسعه میدان گازی رام یا رهام(Rhum) است. سهم ایران در این میدان گازی که در 400 کیلومتری شهر ابردین در سواحل اسکاتلند در دریای شمال قرار دارد، 50 درصد است و 50 درصد دیگر در اختیار شرکت بریتیش پترولیوم قرار دارد. هر چند که این میدان در سال 1977 کشف شده، اما به دلیل مشکلات فنی از جمله بالا بودن دمای و فشار گاز موجود در آن، توسعه آن بارها به تاخیر افتاده بود. ظرفیت تولید این میدان گازی نیز 5.9 میلیون متر مکعب در روز است که تنها بخش کوچکی از تولیدات شرکت بی‌پی را تشکیل می‌دهد.

دی ماه سال 84 بود که شرکت بریتیش پترولیوم اعلام کرد پس از 28 سال، بهره‌برداری، تولید و صادرات گاز از بزرگترین میدان توسعه نیافته گاز انگلیس به نام رام آغاز شده تا روزانه نزدیک به 6 میلیون مترمکعب گاز از آن استحصال و تولید شود. اما این اتفاق چند سالی بیشتر ادامه نداشت، چرا که تحریم‌ها موجب شد تا بی‌پی از توسعه این میدان مشترک منصرف شود و تاسیسات موجود در جزیره‌ای در شمال شرقی اسکاتلند را ترک کند تا با شرکت نفتی ثبت شده ایران در بریتانیا فعالیت مشترکی نداشته باشد.

هر چند که در تمام این سال‌ها بی‌پی تلاش کرد تا نظر اتحادیه اروپا را برای معافیت توسعه این میدان جلب کند، اما این اتفاق روی نداد تا اینکه چندی پیش روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف از نزدیک شدن انگلیس به دریافت معافیت برای میدان گازی مشترک با ایران خبر داد و نوشت: کابینه انگلیس امیدوار است با برداشته شدن تحریم‌ها در مورد میدان گازی رهام در دریای شمال که به صورت مشترک در مالکیت دولت ایران و شرکت بی‌پی است، تولید گاز انگلیس که به تازگی کاهش یافته، مجددا افزایش یابد.

شرکت بی‌پی، اوایل امسال هشدار داد تعطیل باقی ماندن عملیات اکتشاف در این میدان به‌مدت طولانی همچنین تهدیدی را در مورد بسته شدن پیش از موعد یک میدان دیگر، به‌نام بروس که از همان زیرساخت‌ها استفاده می‌کند، به وجود می‌آورد. میدان گازی بروس، حدود 3 درصد تولید گاز انگلیس در دریای شمال را به‌عهده دارد. بر اساس این گزارش وزرای کابینه انگلیس اکنون می‌گویند به دریافت معافیت از تحریم‌ها که اجازه بدهد تولید گاز در میدان رهام از سر گرفته شود و آینده میدان بروس تضمین شود نزدیک شده‌اند.

با توجه به کاهش تولید گاز در دریای شمال، و افزایش نگرانی‌ها در مورد بالا رفتن قیمت، انگلیس بیش از پیش به واردات گاز احتیاج پیدا کرده است. زمزمه‌ها در مورد معافیت این میدان گازی از تحریم‌ها پس از آن شنیده می‌شود که علائمی از بهبود روابط ایران و انگلیس پس از روی کار آمدن دکتر حسن روحانی در ایران مشاهده شده است. اتحادیه اروپا هفته‌های گذشته اعلام کرد که این میدان گازی می‌تواند بر اساس یک بخشنامه شورای اتحادیه اروپا که در دسامبر 2012 تصویب و طی آن مقررات قبلی در مورد اقدامات محدودیت‌زا علیه ایران اصلاح شد، از تحریم‌ها معاف شود.

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که گفت‌وگوها بر این مسئله متمرکز شده که آیا دیگر شرکت‌ها نظیر بانک‌هایی که تراکنش‌های مالی مرتبط با این میدان را انجام می‌دهند نیز از این معافیت بهره‌مند می‌شوند یا خیر؟

هر چند که مدیران نفت ایران از صحبت کردن درباره این میدان طفره می‌روند، اما به نظر می‌رسد در حال حاضر این میدان مشترک جزئی از اموال شرکت نیکو به شمار می‌رود که فعلا بنا به دلایلی که از دیدگاه آنها موجه است، سکوت بهترین راهکاری است که باید در پیش گرفته شود.

 

 

 

Advertisements

ترور پارلمانی


01

آنچه دیروز در شرق تهران رخ داد، هرچند در خبرهای هسته‌ای و 5+1 گم شد اما نشانه کوچکی از قدرت زیاد گروهی را نشان میدهد که برای رسیدن به خواسته خود دست به هر کاری میزنند و کوچکترین هتک حریمی، با پاسخی از جنس گلوله داده میشود.

قتل مرحوم صفدر آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت و تجارت به جز اشارات کوچکی که در وهله اول میتواند داشته باشد اشاره به یک موضوع دیگر دارد و آن چیزی نیست جز دادگاه رییس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد .

دادگاهی که با شکایت  مجلس شورای اسلامی(پارلمان) برگزار خواهد شد و در روز پنجم آذر محمود احمدی نژاد پس از 8 سال اتهام زنی باید در جایگاه متهم پاسخگو قاضی باشد و شاید این دادگاه قرار بود تا آغازی باشد برای رسوایی شخصی که روزگاری همه را رسوا میکرد.

اما با این تهدید بزرگی که صورت گرفته تنها اتفاقی که در این دادگاه روی خواهد داد (البته اگر برگزار شود) برگزاری یک جلسه تبلیغاتی مجانی برای شخصی است که آرزوی بازگشته به قدرت را درسر میپروراند.

تصاویر/ تشییع مرحوم صفدر رحمت آبادی
وزیر اطلاعات در محل سوءقصد به «صفدر رحمت آبادی» حضور یافت

واحدی: پذیرش شروط شورای هماهنگی، یعنی سقوط جمهوری اسلامی


دویچه وله : مجتبی واحدی با بررسی بیانیه اخیر «شورای هماهنگی راه سبز امید» می‌گوید: «در بیانیه به آزادی شهروندان برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود اشاره شده ولی کاش اعلام می‌شد همه گروه‌ها بتوانند کاندیدا معرفی کنند.»

«شورای هماهنگی راه سبز امید» با انتشار بیانیه‌ای «مقدماتی» درباره انتخابات دور نهم مجلس و با تحلیل شرایط کنونی ایران، سه گزینه «مشارکت بی قید و شرط» ، «تحریم بی قید و شرط» و «مشارکت مشروط» را بررسی کرده است.

شروط و استاندارد شورای هماهنگی راه سبز امید در مورد انتخابات سالم چنین عنوان شده است، «آزادی تمامی شهروندانی که در حوادث پس از انتخابات ۸۸ بازداشت شده‌اند،کوتاه شدن دست نظامیان از عرصه رقابت‌ها و هرگونه دخالت در مهندسی انتخابات، پایان بخشیدن به حبس موسوی و کروبی، پایان دادن به سانسور و فشار علیه رسانه‌ها، فعالیت آزاد احزاب و تشکل‌های صنفی سیاسی و نهادهای غیر دولتی، لغو نظارت استصوابی و عدم خشونت و تامین امنیت جانی و مالی احزاب، نامزدها و رأی دهندگان.

در یکی از بندهای این بیانیه آمده است: «تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، ‏عقیدتی و قومی باید بتوانند بدون احساس زور و تحمیل در انتخابات فعال شوند و به نامزدهای مورد نظر ‏خود رای دهند و به خاطر رای خود مورد بازخواست و تهدید و محرومیت واقع نشوند.»

مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در گفت‌و‌گو با دویچه وله هدف از انتشار این بیانیه را حساس شدن جامعه به تحولات سیاسی و مورد توجه قرار گرفتن حساسیت جامعه از طرف حاکمیت می‌خواند و می‌گوید: «در این بیانیه کاملا مشخص است که شورای هماهنگی راه سبز امید نه فضای جامعه را فضای انتخاباتی می‌‌داند و نه حاکمیت را آماده برگزاری انتخابات.» به گفته آقای واحدی این بیانیه بیشتر از آن‌که تبیین شروط شرکت در انتخابات باشد، شفاف‌سازی فضای عمومی جامعه است.

تفاوت شروط محمد خاتمی با شروط شورای هماهنگی راه سبز امید

اوایل تیر ماه ۹۰، محمد خاتمی رئیس‌جمهور پیشین ایران نیز شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات دوره نهم مجلس را مشروط به تحقق کامل «برگزاری انتخابات سالم، آزادی زندانیان، ایجاد فضای باز، سالم و امن سیاسی» کرده بود. بیانیه اخیر شورای هماهنگی راه‌ سبز امید چه تفاوتی با شروط پیش‌تر مطرح شده محمد خاتمی دارد؟

مجتبی واحدی در پاسخ به این سوال می‌گوید: «این بیانیه چند تفاوت عمده با صحبت‌های محمد خاتمی دارد. یک تفاوت این‌که آقای خاتمی به هیچ‌وجه معترض نظارت استصوابی نشده بود. نظارت استصوابی بزرگ‌ترین فریبی است که حاکمیت از سال ۶۸ شروع کرد. دیگر آن که آقای خاتمی به صراحت درباره عدم دخالت نظامیان در انتخابات صحبت نکرده بود. مسئله آخر که آقای خاتمی در صحبت‌های خود به آن اشاره نکرد، جمله دو پهلویی است که در این بیانیه آماده است. در این بیانیه به آزادی همه شهروندان و همه تفکرات برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود اشاره شده است. اشاره مستقیم به این نکته نشده که همه شهروندان بتوانند کاندیدا داشته باشند. ای کاش اعلام می‌شد، همه گروه‌ها بتوانند بدون هیچ محدودیتی کاندیدا معرفی کنند.»

به اعتقاد مجتبی واحدی این بیانیه نشان می‌دهد که «شورای هماهنگی راه سبز امید» هم هیچ امیدی به برگزاری انتخابات آزاد ندارد. آقای واحدی می‌گوید: « این بیانیه نشانه دریافت پیام عمومی جامعه توسط «شورای هماهنگی راه سبز امید» است. ادعای حاکمیت در دو سال اخیر این است که با حذف گروه‌های مخالف و حتی گروه‌‌های اصلاح‌طلب و به قول آقای خامنه‌ای با حذف گروه‌های چپ اول انقلاب، گفتمان انقلاب را احیا کرده‌اند. پذیرش این شرط‌ها یعنی سقوط جمهوری اسلامی و به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی به هیچ وجه زیر بار شروط این بیانیه نخواهد رفت. پذیرش این بیانیه یا حتی پذیرش بخشی از این بیانیه از طرف حاکمیت یعنی بازگشت به دوران احیای گفتمان مورد ادعای آقای خامنه‌ای.»

در بیانیه اخیر «شورای هماهنگی راه سبز امید» درباره مشارکت بی قید و شرط در انتخابات امده است: «جریان حاکم، بر مبنای برگزاری انتخاباتی مهندسی شده با نتایج از پیش معین در صدد نمایش تکثر صوری و رقابت ظاهری به اصطلاح پرشور است. لذا از هم اکنون براساس سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن، ارسال پیام و دادن چراغ سبز و وعده به برخی افراد را آغاز کرده است، تا شاید با ایجاد تفرقه میان جبهه گسترده منتقدان، زمینه چنین نمایشی را فراهم آورد. روشن است که ورود به انتخابات از چنین موضع ضعیف و عاری از هر گونه قدرت، هیچ گونه دستاورد و نتیجه مثبتی برای پیشبرد اصلاح امور، چه در سطح حاکمیت و چه در سطح جامعه نخواهد داشت.»

شورای راه سبز امید، «تحریم بی قید و شرط اصل هر گونه انتخابات» را نیز بی‌ثمر دانسته و «مشارکت مشروط» را به عنوان تصمیم این شورا برای مواجهه با انتخابات آتی معرفی کرده است.

فصل الخطاب من این انتخابات است


با نزدیکی انتخابات نهمین دروه مجلس شورای اسلامی ایران، صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها برای شرکت یا عدم شرکت در آن بالا گرفته است.

آنچه این انتخابات را با انتخابات سایر دوره‌ها متمایز کرده است اقدامات وحشیانه دولت و حکومت با مردم معترض به انتخابات و زندانی کردن دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 است . زندانیانی که آنها حتی اجازه‌ی ملاقات با خانواده خود و یا نامه نگاری را ندارند ، حقوقی که حتی زندانیان خطرناک از آن بهره‌مندند.

در این حال عده‌ای که ما آنان را با نام اصلاح‌طلب می‌شناسیم بر سر دو راهی قرار گرفته‌اند.

اینان در حالی که یاران سابق خود را در بند می‌بینند ، طمع قدرت آنان را به شرکت در انتخابات وا می‌دارد و حکومت از آن به بهترین نحو استفاده می‌کند.

حکومت به این اصلاح‌طلبان هشدار داده که تنها راه عبور از فیلتر شورای نگهبان اعلام برائت از دو نامزد ریاست جمهوری در بند یعنی آقایان موسوی و کروبی و نیز اعلام برائت از مردمی است که در اعتراضات شرکت داشتند .

با این شرایط گفته شده در بالا آنان که خود را بیشتر به حکومت وابسته‌تر می‌بینند تا مردم ، با اعلام برائت از مردم هر روز به شورای نگهبان پیام می‌فرستند که خواهان ماندن در قدرتند و میخواهند در انتخابات شرکت کنند.

اما من خطاب به این اصلاح‌طلبان می‌گویم که سر خم کردن در مقابل انتخابات نمایشی حکومت فصل الخطاب من است و هر کس به هر شکل و هر نام که داشته اگر برای تایید انتخابات دروغین حکومت حرکت کند دیگر از مردم نیست و فرقی با احمدی‌نژاد و خامنه‌ای خونخوار ندارد.

اینان حتی گناهشان بیشتر است چرا که با این کار وجهه‌ی جنایات حکومت را مقبول جلوه می‌دهند و مردم معترض را خاطی و مجرم قلمداد می‌کنند. مردمی که همواره از اینان حمایت کرده‌اند.

اگر قرار بر این باشد که بین موسوی و کروبی در بند و این شیفتگان قدرت کسی را انتخاب کنم مطمئنا موسوی و کروبی انتخاب من خواهند بود.

اظهارات بی نظیرمجتبی واحدی: آقای خاتمی این خیانت است +فیلم + لینک دانلود


اظهارات بی نظيرمجتبی واحدی: آقای خاتمی اين خيانت است

لينک دانلود

مجتبي واحدي(مشاور ارشد آقاي کروبي):
چه آقاي خامنه اي و آقاي خاتمي بخواهند يا نخواهند ملت به آزادي و آرمان هايشان خواهند رسيد

مجتي واحدي:اگر قرار به مصالحه بود، آقاي موسوي و کروبي که نسبت به آقاي خاتمي بسيار نزديک تر به نظام بودند و حکومت حتي منت آنها را هم مي کشيد!

مجتبي واحدي: آقاي خاتمي من به صراحت مي گويم اين (صحبت و قصد شرکت در انتخابات آينده و دلسرد کردن مردم) خيانت به آرمان هاي ملت است و اصلاح طلب واقعي هيچ گاه دست از آرمان هاي ملت نمي کشد

گيرم که براي آقاي خامنه اين تنور انتخابات را داغ کرديد! چه هدفي را دنبال مي خواهيد کنيد؟بياييد به مردم بگوييد!

مجتبي واحدي:من به صراحت و با افتخار مي گويم که به هيچ وجه اصلاح طلب نيستم! چون ديگر اصلاحات در اين نظام که جائر و ظالم و ديکتاتور است بي معنيست

چرا تونس توانست، ولی ایران نتوانست؟



جلال ایجادی : در تونس دیگر تصاویر زین‌العابدین بن‌علی در خیابان‌ها دیده نمی‌شود. پیش ازاین تمام فروشگاه‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها از عکس‌های این دیکتاتورآرایش شده بودند و هیچکس قادر نبود به آن‌ها نگاه چپ کند. به‌ندرت کسی انتقاد ملایم و با احتیاطی را بیان می‌کرد. هرکس نارضایتی و خشم خویش را پنهان می‌کرد و در خود فرومی‌ریخت. امروز راننده تاکسی و دانشجو و کارگر و روشنفکر و بقال یک حرف را مرتب تکرار می‌کنند: دزد رفت.

من که چندین سال است برای تدریس به دانشگاه تونس می‌روم اولین‌بار است که این وضع روحی و روانی بی‌سابقه را مشاهده می‌کنم. آن‌ها شادند و درعین حال نگران؛ زیرا انتخابات صورت نگرفته و مشکلات بی‌کاری برای جوانان و رکود اقتصادی بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد. من ایرانی که مانند هر شهروند ایرانی شاهد پیکار مردم علیه خلافت خامنه‌ای و دولت متقلب محمود احمدی‌نژاد بودم، در این سفر این پرسش برایم پیش می‌آید: چرا تونس توانست ولی ایران نتوانست؟

زین‌العابدین بن‌علی پس از حبیب بورقببه از سال ۱۹۸۷ با حمایت نظامی‌ها سر کار آمد وبا اقدامات زنش لیلا طرابولسی و خانواده‌اش قدرت سیاسی را به انحصار کشاند و اقتصاد کشور را در دست خود متمرکز کرد.

زین‌العابدین بن‌علی با تغییر قانون اساسی محدود بودن ریاست جمهوری به دو دوره را تغییر داد و به این ترتیب راه ماندن در قدرت برای همیشه را هموار کرد.

او بر همه چیز تسلط داشت. از۳۵۰ بنگاه اقتصادی کشور ۲۸۵ شرکت متعلق به زین‌العابدین بن‌علی و خانواده‌اش بود. تمامی طرح‌های اقتصادی و مالی زیر نظر مستقیم آن‌ها قرار گرفته بود و با پرداخت «سهم» و اجازه آن‌ها به جریان می‌افتاد. تمامی شرکت‌های خارجی با رشوه دادن به خانواده زین‌العابدین بن‌علی اجازه فعالیت می‌یافتند. تمامی شرکت‌های هوایی و بندر‌ها در کل کشور زیر کنترل این خانواده بودند. هر طرح هتل‌سازی با سهم دادن به این خانواده شکل می‌گرفت. تمامی نقل و انتقالات ملکی مهم با توافق این خانواده صورت می‌گرفت. افراد این خانواده دارای ششصد مالکیت بزرگ بودند و بیش از پنجاه حساب بانکی در خارج از کشور داشتند. فساد مالی و اقتصادی با استبداد شخصی زین‌العابدین بن‌علی نفس جامعه را گرفت. اقشار متوسط شهری، جوانان و دانشجویان، مدیران و کارکنان بخش خصوصی از این فضای آلوده و فشار مستمر خسته شده بودند و فقر و بی‌چیزی در مناطق روستایی بیداد می‌کرد. در شرایطی که رابطه نزدیکی میان تونسی‌ها با اروپا وجود داشت و استفاده از تکنولوژی اینترنتی به‌طور وسیع تقویت شده و سطح آموزش عمومی و خواست‌ها وسعت یافته بودند، به ناگهان از ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ لرزش اجتماعی شروع شد و یک‌ماه بعد یعنی در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ زین‌العابدین بن‌علی از کشورش فرار کرد.

تحلیل عمیق انقلاب تونس و تناقض‌های آن و خطرات احتمالی بعدی از حوصله این بحث خارج است و تنها در اینجا از نظر جامعه‌شناختی تطبیقی این پرسش را در هشت زمینه مورد بررسی قرار می‌دهم: چرا تونس توانست استبداد را بشکند ولی جنبش ایران نتوانست استبداد حاکم را منهدم کند؟

شعار مرکزی نقش حساسی ایفا می‌کند. در جنبش تونس از‌‌ همان ابتدا مردم یک شعار ساده ولی اساسی را به‌طور یگانه خواستار شدند. شعار تظاهرکنندگان به طور مستقیم زین‌العابدین بن‌علی را نشانه گرفت. شعار «بن‌علی، برو گمشو» استراتژی سیاسی را برای جبش توده‌ای روشن ساخت و جای تفسیر نگذاشت. در مصر هم خواست اساسی مردم رفتن مبارک بود. هرچند این نوع شعار بیانگر یک برنامه همه‌جانبه نیست ولی خواست پایان دادن به دیکتاتوری فردی را مشخص می‌کند. در ایران شعار «رای من کجاست؟»، اولین نشانه اعتراض علیه تقلب و خودسری حاکمان بود، ولی این شعار به سرعت به شعار علیه دیکتاتور اصلی خامنه‌ای، علیه نظام فاسد و مسئولان دزد و تبهکار تبدیل نشد. رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی پیوسته تبلیغ کردند که طرفدار حکومت اسلامی و قانون اساسی و خط امام خمینی بوده‌اند و از هرگونه حمله مستقیم علیه خامنه‌ای جلوگیری کرده‌اند. خواست آنان در حد تصحیح برخی جوانب حکومتداری حاکمان محدود باقی ماند. آن‌ها به نظام ایدئولوژیک آپارتاید اسلامی انتقاد نداشتند و قدرت مطلقه ولایت فقیه را به انتقاد آشکار نکشیدند. آن‌ها خود پیوندهای متعدد با کلیت نظام داشتند و از جدایی دین و قدرت سیاسی حمایت نکردند. به خشونت سی ساله حکومت اسلامی و تخریب زیست محیطی و سیاست خانمان‌سوز اتمی و سرکوب حقوق زنان اعتراض نکردند. خواست آنان قانون‌گرایی در درون نظام اسلامی بود. اینگونه جهت‌دهی سیاسی نتیجه‌ای جز سست کردن جنبش و نپرداختن به شعار اصلی، نتیجه دیگری نداشت. در دل مردم کینه نسبت به فاشیسم اسلامی و آزادی‌خواهی موج می‌زد ولی عمده شعارهای تکراری و پیشنهادی این رهبران در انحراف یا حاشیه باقی ماند و از جسارت و شفافیت برای دمکراسی و حقوق بشر و رد قاطع حکومت ولایت فقیه برخوردار نشد.

دستگاه سرکوب یکسان نیست. در تونس پلیس مدافع زین‌العابدین بن‌علی نیروی اصلی سرکوب بود. این نیرو از نظر کمی محدود بود و از تجهیزات مدرن و کافی برخوردار نبود و به علاوه ارتش تونس، در هماهنگی با برخی محافل نظامی آمریکا، از‌‌ همان ابتدا در سرکوب شرکت نداشت و طی انقلاب در رقابت با پلیس قرار گرفت و در عمل با جنبش همسویی نشان داد. زمانی که زین‌العابدین بن‌علی از ارتش خواست تا شلیک کند رهبری ارتش مخالفت کرد و این پایان کار بود. از یاد نباید برد که اکثر فرماندهان ارتش تونس در دانشکده و مدرسه نظامی در فرانسه تربیت شده‌اند و سیستم فکری آن‌ها همیشه با بینش زین‌العابدین بن‌علی یکسان نبود. در ایران بخش اساسی نیروهای نظامی محصول نظام و تربیت ایدئولوژیک حاکم است و فرماندهان پیوسته ایدئولوژیک عمل کرده‌اند و وفاداری نسبت به رهبری و حفظ همین نظام عمیق است. در زمان خیزش مردمی نیروی گسترده بسیجی‌ها و پاسداران و پلیس فعالانه علیه جنبش عمل کردند و ارتش هیچ واکنش مثبتی نسبت به مردم نشان نداد. دستگاه سرکوب بدون بحران در کنار و برای قدرت سیاسی موجود ایستاد و یکپارچگی خود را حفظ کرد.

این دستگاه سرکوب با همکاری شبکه مساجد و مداحان و جاسوسان فعال به شناسایی مستقیم و اینترنتی دست زد، به خشونت و ترور خیابانی روی آورد و با دستگیری بسیار گسترده، زندان‌ها را پر کرد. به این ترتیب سرسپردگی سران به ولایت فقیه و قدرت و استحکام نیروهای نظامی و پلیسی علیه تظاهرکنندگان بسیار بالا بود.

ترس حاکم در جامعه باید فروبریزد. همیشه بخشی از قدرت استبداد در ترس مردم است. در تونس خودسوزی یک فرد دستفروش در اعتراض به خشونت پلیسی، مردم را به خیابان کشید و نقطه مشخصی در خیابان حبیب بورقیبه در برابر وزارت کشور محل اعتراض مدام شید. تجمع انبوه مردم در این محل دلگرمی و همبستگی مردم را تقویت و ترس و هراس را از آن‌ها دور می‌کند. فقدان پراکندگی دیدارهای تظاهرکنندگان و قرار پی‌درپی درخیابان اصلی در قلب شهر نگرانی و اضطراب را پس زد و این نقطه آشنا روحیه جمعی را تقویت کرد.

در ایران مردم در اعتراض به تقلب و استبداد مردم جسارت‌های فراوانی نشان دادند و تظاهرات برای مدتی چندین مرکز اصلی را پرکرد. حکومت با استقرار نیروی سرکوب در همین مراکز و سازماندهی راهپیمایی طرفداران خود به مقابله با جنبش برخاست. گستردگی شهری و حملات بسیجی‌ها و تعقیب مبارزان در مناطق وسیع و قتل آن‌ها حتی در خیابان‌های فرعی تجمع یگانه را با دشواری‌های بسیار روبه‌رو ساخت. حکومت پیوسته کوشش کرد به مبارزان در محله‌های گوناگون درگیری و خشونت را تحمیل کند و از تجمع به هر قیمتی جلوگیری و در زندان‌ها به آن‌ها تجاوز کند و بکشد تا روحیه مردم را ناتوان و از نظر روان‌شناختی آن‌ها را متزلزل کند. این وضعیت دشوار، غلبه قطعی بر ترس را ناممکن می‌ساخت. وقتی میل به تغییر در فرد غلبه می‌یابد و پذیرش خطرآسان می‌شود، ترس به فراموشی سپرده می‌شود و خشم و جانبازی در رفتار انسانی به ماشین تخریب دستگاه حاکم تبدیل می‌شود.

فضای عمومی روانی جامعه عامل دیگری است. در تونس فضای جنبش و تمایلات منعکس در شعار‌ها رو به سوی آزادی و عدالت داشت و هیچگونه شعار مذهبی مطرح نبود. عرب‌های تونسی از اسلام تاریخی خود برای بیرون کردن مستبد استفاده نکردند و آن را به عنوان ایدئولوژی رهایی‌بخش و تسکین‌دهنده به کار نگرفتند. البته احتمال آن می‌رود که در مرحله دیگری این ایدئولوژی اسلامی دوباره مطرح شود. زیرا جامعه مبارزه برای سکولاریسم فکری را طی نکرده است، ولی در تونس در این انقلاب ضد دیکتاتوری، اسلام در فضای روحی راهپیمایان و خواست‌های مطرح شده مردم غایب بود.

در ایران جنبش اخیر با شعارهای گذشته فاصله زیادی گرفته بود ولی به علت تبلیغات افراد اسلام‌گرا شعارهای واپس‌گرا مانند الله‌اکبر و یا حسین و غیره زیاد تکرار می‌شد. بخشی از مردم به لحاظ عادت یا تنبلی ذهنی و ریشه‌های ذهنیت دینی یکسری شعارهای کهنه و غیر سکولار را تکرار می‌کردند. هرچند تمایلات لائیک و حتی ضد مذهب در سی‌ساله اخیر در برخی از بسترهای فکری رشد کرده است، ولی به‌هرحال روندهای روان‌شناختی مذهبی در اعماق جامعه عمل می‌کنند و این پدیده، هم نزد حاکمان است و هم در روان و رفتار محکومان حضور دارد.

نقش سندیکا‌ها و نهاد‌ها در اعتصاب‌های مردمی مهم است. در تونس سندیکای «اتحادیه عمومی زحمتکشان تونسی» که از سال ۱۹۴۶ به‌وجود آمده بود، علی‌رغم برخی سیاست‌های سازشگرایانه، در اعتصاب منطقه‌ای بسیار فعال بود و سیاست فلج‌سازی فعالیت اقتصادی منطقه‌ای وضع کشور را بحرانی‌تر کرد. این هم‌سویی با جنبش شهروندان رژیم زین‌العابدین بن‌علی را تحت فشار فزاینده قرار داد.

خانه وکلا، کانون روزنامه‌نگاران و نهادهای حقوق بشر و زنان، فعالانه وارد میدان مبارزه می‌شوند و علیه دیکتاتوری اعلامیه پخش می‌کنند. در ایران جنبش شهروندی از این جنبش اعتصابی زحمتکشان برخوردار نبود و حکومت خامنه‌ای از نظر اقتصادی زیر فشار قرار نگرفت. نهادهای دمکراتیک با اعلام رسمی و اطلاعیه‌های خود وارد میدان نشدند. برخی اعتصاب‌های پراکنده کارگری قادر نبودند خیزش تکمیلی دیگر بیافرینند. مردم در آذربایجان و کردستان و خراسان نتوانستند با مردم شهرهای دیگر هم‌قدمی نشان دهند. به این ترتیب عدم جنبش سندیکایی و کارگری در دل جنبش مبارزاتی و نبود تشکلات دمکراتیک و مدنی و فعالیت سازماندهی در جنبش ایران از کمبودهای اساسی آن به شمار می‌آیند.

حمایت متحدین بین‌َالمللی برای پایداری قدرت سیاسی با اهمیت است. رژیم زین‌العابدین بن‌علی هنگامی که جنبش به پا شد از حمایت محکم بین‌المللی برخوردار نبود. دولت فرانسه نزدیک‌ترین پشتیبان زین‌العابدین بن‌علی بود و آن‌هم به این دلیل که محافل سیاسی و دیپلماتیک فرانسه در مقابل خطر بنیادگرایان اسلامی بر حمایت از دستگاه زین‌العابدین بن‌علی تاکید کرد و به‌علاوه مناسبات اقتصادی، سیاسی و شخصی، وزیر فرانسه را برآن داشت تا چندروز پیش از سقوط دیکتاتور پیشنهاد ارسال کمک‌های پلیسی و نظامی کند. این خطای آشکار بلافاصله مورد انتقاد شدید در فرانسه قرار گرفت و دولت سارکوزی را مجبور به عقب‌نشینی کرد. در واقع نزدیکی به اروپا و پیوند‌های دوستی و خانوادگی بخشی از مسئولان سیاسی فرانسه با بدنه جامعه تونس رژیم زین‌العابدین بن‌علی را در شرایط نامطلوبی قرار داد.
دستگاه سیاسی زین‌العابدین بن‌علی سریع احساس تنهایی کرد و خود را از نظر متحدین بین‌المللی‌‌ رها شده تلقی کرد. در مورد حکومت اسلامی وضعیت دیگری است. علی‌رغم اختلاف‌های دیپلماتیک در زمینه فعالیت اتمی و منطقه‌ای، در زمان سیل مبارزاتی در ایران، غرب با تاخیر به انتقاد دست زد و روسیه و چین قاطعانه به حمایت از رژیم اسلامی پرداختند. فردای دهمین انتخابات ریاست جمهوری، احمدی‌نژاد برای ابراز تشکر و ادامه همکاری در زمینه اطلاعاتی و اتمی به روسیه می‌رود. علی‌رغم برخی منافع متفاوت بین روسیه، چین و ایران، این دو کشور قدرتمند به لحاظ اقتصادی و سیاسی، پشتیبان حاکمان در ایران و ماندگاری آنان بوده‌اند. احتیاط غرب، پشتیبانی روس‌ها و چینی‌ها و نیز حمایت فعال دولت سوریه و حزب‌الله از رژیم اسلامی روحیه بیشتری به ماموران برای سرکوب تظاهرات و شکنجه در زندان‌ها می‌داد.

نقش اسلام‌گرایان در جنبش اخیر مسئله قابل توجهی است. در زمان زین‌العابدین بن‌علی جریان بنیادگرای «النهضه» به رهبری «راشدغنوشی» مورد پیگرد قرارگرفت و تعداد زیادی از اعضایش زندانی شدند. بخش مهم رهبران این جریان به اروپا رفتند و در نتیجه در زمان انقلاب اخیر هیچ نقشی ایفا نکردند. فردای سقوط رژیم، رهبر این جریان به تونس برگشت و از آن زمان تلاش مهمی در جریان است تا در انتخابات بعدی جایگاه برجسته‌ای کسب کند. در شرایطی که هشتاد و پنج حزب جدید به وجود آمده و شناخت روشنی نسبت به این احزاب در میان مردم نیست، اسلام‌گرایان از فرصت استفاده کردند و گذشته خود را محور برای مبارزه انتخاباتی قرارداده‌اند و به طور مسلم این جریان در دوره جدید یکی از احزاب مهم صحنه سیاسی خواهد بود. هرچند این وضعیت نگرانی‌های بسیاری را در میان زنان و دمکرات‌ها برانگیخته است. ولی به‌هرحال در لحظه انقلاب شعار‌ها به گرد آزادی و عدالت و ضد دیکتاتوری دور می‌زد و به‌هیچ‌وجه شعارهای اسلامی مطرح نبود. بنابراین جنبش در خیابان و کارخانه نفس دمکراتیک می‌کشید و آلوده به اوهام مذهبی نشد.

در حال حاضر وضع مشابهی نیز در مصر با اخوان‌المسلمین وجود دارد. در ایران به لحاظ ویژگی انتخابات و کاندیداهای مذهبی، نیروهای اسلامی در راس قرارگرفتند. این امربه ناگزیر وابستگی ذهنی و دینی با تاریخ و تحولات دوران معاصررا به همراه داشت و خود را به روح جنبش تحمیل کرد. البته جنبش شهروندی توانست خود را رادیکال‌تر کند و حتی در بخش‌هایی تا خواست مرگ ولایت فقیه و شعار «جمهوری ایرانی» جلو رفت. در ضمن واقعیت این است که حضور این نیروهای مذهبی در راس، با سیاست و شعارهای مطرح شده‌شان، از شفافیت لازم علیه کل نظام ولایت فقیه جلوگیری کرد. این نیرو‌ها خواهان حکومت مذهبی بودند و متاسفانه ناتوانی نیروهای لائیک و دمکرات اجازه نداد تا خواست دمکراسی‌خواهی و دولت غیر دینی برجسته و پرقدرت در راهپیمایی‌ها جلوه کند. دانشجویان و جوانان و سایر شهروندان کشورنتوانستند با هوشمندی خویش از دادن شعارهای عقب‌مانده مذهبی اجتناب کنند. معنای ترقی در جامعه امروز ایران با رد قطعی انقلاب اسلامی، دولت دینی و قانون اساسی اسلامی مشخص می‌شود، ادامه دولت دینی جز استبداد چیز دیگری نخواهد بود. هر سیاست اسلامی متکی بر قرآن جز سقوط و پریشانی و اسارت معنای دیگری ندارد.

مسئله رهبری امر اساسی دیگر بود. در تونس شرایط دیکتاتوری مانع از آن بود تا برای هدایت جنبش اتحاد مشخصی شکل گیرد، ولی علی‌رغم دیکتاتوری، سه دسته سیاسی به طور معتدل و کم‌سو فعالیت داشتند: تشکل‌های چپ کمونیستی، تشکل‌های میانه‌رو دمکرات و تشکلات اسلامی. در زمان دیکتاتور برخی از این احزاب در تونس قدغن بودند، ولی اغلب نیرو‌ها در داخل کشور بودند و به طور حاشیه‌ای فعالیت سیاسی داشتند. در دوره برآمد جنبش، شخصیت‌ها، نهادهای حقوق بشری، برخی احزاب و سندیکاهای صنفی بلافاصله وارد عمل شدند و رابطه بین داخل کشور و اپوزیسیون خارج بسیار فعال شد. با فرار زین‌العابدین بن‌علی، هدایت سیاسی وارد دوره دشواری از مذاکرات و تقسیم قدرت بین جریان‌ها و شخصیت‌ها شد و نهادی به وجود آمد تا انتخابات جدید و قانون اساسی نوین را سازماندهی کند. در ایران شرایط به کلی متفاوت بود. در عرصه سیاسی و قانونی، هیچ حزب نیمه‌جانی موجود نبود، هیچ نهاد سیاسی یا صنفی در بستر تظاهرات ابراز وجود نکرد و تنها و تنها رهبری به اظهارات و اعلامیه‌های آقایان موسوی و کروبی خلاصه می‌شد که آن‌هم به مرور خاموش شد. خبررسانی از طریق تکنولوژی اینترنتی و برخی رسانه‌های خارجی به جنبش انرژی می‌رساند، ولی پراکندگی سیاسی وسیع شخصیت‌ها و گرایش‌های فکری سیاسی، دعوت به سکوت نسبت به سیاست‌های رهبری رسمی جنبش سبز و سرکوب سنگین جامعه توسط حکومت، امکان بروز یک رهبری مستقل و باز و دمکراتیک را ناممکن ساخت. در واقع اقشار متوسط شهری و گروه‌بندی‌های تحصیلکرده و روشنفکر و مدرن جامعه از رهبری ویژه خود محروم باقی ماندند.

تونس توانست دیکتاتوری زین‌العابدین بن‌علی را واژگون کند و امروز در برابر حجم سنگینی از دشواری‌ها قراردارد. مسئله مرکزی تونس این است که وضع کنونی چگونه به سوی ثبات سازمان یافته دمکراتیک سوق می‌یابد و مسئله مرکزی کنونی ما ایرانیان این است که چگونه از این استبداد سیاه دینی خارج شویم.

پی‌نوشت:
جلال ایجادی، استاد دانشگاه در فرانسه است.

آنچه اعراب دارند و ما نه !



ظرف 4 ماه گذشته خاورمیانه دچار تحولاتی شده است که در تاریخ تمدنی این سرزمین بی‌سابقه بوده است. تغییر حکومت‌های کشورهای عربی ظرف مدتی کوتاه و با سرعتی باورنکردنی هرگز اینچنین سابقه نداشته است . حتی در طول جنگ‌های ایران و عثمانی و یا ایران و روم که این کشورها دست به دست می‌شدند ، تغییر حکومت‌ها بیش از این طول می‌کشید.

این مسئله و ناکامی جنبش سبز از تغییر حکومت باعث شد تا به بررسی این تغییرات در خاورمیانه بپردازم.

در تمام کشورها از جمله ایران و مصر و تونس و لیبی ، اعتراضات با راهپیمایی و تظاهرات آغاز شد و در تمام این کشورها حکومت با به خشونت کشیدن این اعتراضات سعی در کنترل آن داشت.
در تمام این اعتراضات مردم بدون رهبری مشخص و دعوت احزاب به خیابانها آمدند.
مردم در آغاز تقاضای انتخابات آزاد را داشتند ، اما با مواجه شدن با خشونت حکومت ، سرنگونی حکومت را خواستار شدند.

اما در ادامه مسیر هر یک به صورتی متفاوت پایان پذیرفت.

شاخص‌ترین تغییر در خاورمیانه تغییر حکومت مصر به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور عربی و صاحب یک از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری بود. حکومت 30 ساله حسنی مبارک به گونه کم خشونت و با کناره‌گیری ارتش از مداخله و در ادامه کناره‌گیری حسنی مبارک از قدرت ضمینه‌ی گذار آرام به سمت حکومتی مردمی را آماده کرد.
تونس هم سرنوشتی تقریبا مشابه مصر داشت.

اما لیبی کشوری نفت خیز با جمعیتی کم و منابع سرشار بدون اتکا به مردم و بدون نیاز به آنان سرنوشتی خشونت‌بار را در پیش گرفت. جنگ داخلی انتخابی بود که قذافی در پیش گرفت و در ادامه دخالت ناتو برای کمک به مخالفان ، راهی جز کناره‌گیری و یا مرگ برای قذافی باقی نگذاشته است. هرچند همه می‌دانیم که گذار به دموکراسی پس از جنگ چندان آسان و قابل دسترس نیست و معمولا پس از جنگ داخلی حکومتی دیکتاتور بر سرکار خواهد آمد.

اما ایران ، کشوری که اعتراضات به انتخابات تقلبی در آن از دو سال پیش آغاز شد و همچون همه کشورهای یاد شده با دخالت نیروی نظامی به خشونت کشیده شد و موجب کشته شدن تعداد زیادی از جوانان گردید که ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی از معروف‌ترین‌های آن‌ها بودند و حتی خواهرزاده‌ی میرحسین موسوی نیز در بین شهدا بود.
اما آنچه باعث عقب‌نشینی مردم از خیابان‌ها گشت خشونت بی‌پایان نیروهای نظامی و عدم میل مردم به انقلابی دیگر بود. این جمله که یک نسل هیچ گاه دوبار انقلاب نمی‌کند حقیقتی است که در این دوره‌ی دوساله به خیلی از ما ثابت شد.

در واقع ما دوستدار تغییر هستیم اما خواهان آن نیستیم.
خواستار آزادی بودن با دوستدار آن بسیار تفاوت دارد ، اینکه حاضریم به خیابان بیاییم یا از پشت کامپیوتر خود آن را دنبال کنیم تفاوت خواستن و دوست داشتن است.

خیلی از ما خوانندگان زیادی را دوست داریم اما تنها به کنسرت تعداد محدودی از آنان می‌رویم. آهنگهای بسیاری را دانلود می‌کنیم و در ضبط ماشینمان میگذاریم اما حاضر به حمایت مالی از او نیستیم.

ما دوستدار این جنبش هستیم اما به آن کمکی نمی‌کنیم بلکه تنها از پشت کامپیوتر برای معترضان ،شهدا ، زندانیان ، مفقودین و خانوادهایشان دست می‌زنیم ، هورا می‌کشیم یا شاید هم افسوس می‌خوریم اما حرکتی نمی‌کنیم. حتی از بازگو کردن جنایات رژیم هراسانیم چرا که حاضر به پرداخت بهای آزادی ، تغییر و دموکراسی نیستیم .

آنچه اعراب دارند شجاعت است که ما نداریم .

آنچه اعراب دارند عمل است که ما تنها حرفش را می‌زنیم همچون شعار » اگر موسوی دستگیر بشه ، ایران قیامت میشه «.

آنچه اعراب دارند اعتماد به یکدیگر است که ما نداریم .

شاید وقتش باشد خود را با تاریخ باستانی خود گول نزنیم ما از نسل کوروش و داریوش ، رستم و سهراب نیستیم. ما خرد ابوعلی سینا ، ذکاوت امیرکبیر ، تدبیر کریم خان زند ، شهامت سورنا یا سیاست مصدق و جسارت ستارخان و باقرخان را به ارث نبردیم.

هی تویی که داری این مقاله رو می‌خونی ؛ یا تا آخر عمرت با ترس‌ات زندگی کن و خودت را برای یک عمر سرافکندگی در برابر مردمت ، فرزندانت و تاریخ آماده کن و یا پاشو و یک کاری کن تا به خودت ثابت کنی که برای آزادی خودت کاری کردی.
از یه اسکناس شروع کن چند خط شعار روش بنویس ، یا ماژیک رو بردار و برو به سمت اولین باجه تلفن.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: