از حجتیه تا مصباحیه – بخش سوم: و اینك آخرالزمان


mesbah ahmadi mashaieساختار شكنی زوج احمدی نژاد – مشایی و حلقه یاران اطراف آنها، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، اگرچه كشور را در تلاطمات سیاسی داخلی و بین المللی گرفتار كرده است اما بدون شك گام مؤثری است در جهت نیل كشور به مدل مطلوب مورد نظر تشكیلات مصباحیه چرا كه برای هر تغییر بنیادینی نیاز به درهم شكستن ساختار فعلی احساس می شود. در این بین آنچه نباید فراموش كرد این است كه دولت احمدی نژاد از نظر آیت الله مصباح یزدی دولت دوران گذار است نه دولت شرایط مطلوب و عملكرد این دولت نیز به همین ترتیب در بسیاری از موارد تاكتیكی است نه اعتقادی. اما مدل نهایی و مطلوب مصباح یزدی را شاید در بهترین تعریف بتوان یك «آریستوكراسی دینی» دانست كه نه در جستجوی صدور اندیشه های انقلابی به دنیا بلكه در جستجوی ثبات در داخل و فراهم آوردن زمینه ظهور بدور از هرگونه ماجراجویی بین المللی است.ا
حنیف علی پور

مصباح یزدی و پدیده احمدی نژاد – مشایی

ایده های متمایز مصباح یزدی حلقه اتصالی است كه او را به عنوان تئوریسین دولت محمود احمدی نژاد مطرح می كند. اگر محمود احمدی نژاد در مناظرات انتخاباتی به تخطئه دهه های گذشته انقلاب اسلامی می پردازد، پشتوانه تئوریك این حركت مدل مطلوبی است كه به عقیده وی و همفكرانش و در صدر آنها آیت الله مصباح یزدی، جمهوری اسلامی باید از شرایط موجود به سمت آن گذار كند. مصباح یزدی نه در جستجوی تثبیت نظام در شرایط فعلی بلكه در جستجوی تحول آن به سمت مطلوب مورد نظر خود است و مأموریت احمدی نژاد را دقیقاً می توان منطبق بر این رویكرد ارزیابی كرد: ساختارشكنی

اما در سیاست خارجی نیز آیت الله مصباح یزدی بی نظر نیست و اتفاقاً حضور شخصی نظیر اسفندیار رحیم مشایی در دولت و قرابت عجیب او با محمود احمدی نژاد نیز از همین منظر قابل درك است. اگر مصباح یزدی در منابر شخصیتی بیگانه ستیز از خود به نمایش می گذارد اما از طرف دیگر شاگردان تراز اول وی همگی تحصیل كرده مغرب زمین هستند و در جای خود در زمینه تعاملات بین المللی نیز نظرات متمایزی نسبت به سایر علمای حوزه دارد:
» در فرقه هاي ديني ديگر نيز اين نكته وجود دارد كه زماني يك انسان برتري پيدا خواهد شد كه يك عنصر جهاني خواهد بود. اگر برخي از خصوصياتي كه ما به آن اعتقاد داريم راحذف كنيم مفهوم مهدويت گسترش پيدا مي كند و ديگر اختصاص به شيعه اثني عشري نخواهد داشت بلكه آن را مي توان توسعه داد و در تمام دين ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشيم. » (سخنراني اختتاميه آيت الله مصباح يزدي در دومين همايش دکترين مهدويت –١٧ شهریور ١٣٨۵ )
بدین ترتیب می توان علت اخوت روزافزون بین احمدی نژاد و مشایی با وجود تفاوت عمیق بین مواضع آنان را درك كرد. اگر محمود احمدی نژاد را نماینده وجهه بیگانه ستیز مصباح یزدی در منابر عمومی بدانیم، اسفندیار رحیم مشایی بدل وجهه متفاوتی از اوست كه جهانی شدن تشیع را حتی به قیمت عدول از برخی اصولش، گامی به سوی ظهور و حكومت امام غائب (عج) قلمداد می كند:ا

ا»معتقدم برای آمدن حضرت حجت، لازم نیست در كره زمین همه مسلمان باشند. ما به این نتیجه رسیدهایم كه برای آماده كردن جهان برای ظهور حضرت، نمیتوانیم از ادبیات دینی استفاده كنیم، چون همزبانی ایجاد نمیكند. باید سراغ ادبیات مشترك انسانی برویم و به این دلیل باید از ادبیاتی همه فهم مانند عدالت، ظلمستیزی، مهرورزی و یگانهپرستی استفاده كنیم.» (اسفندیار رحیم مشایی)

ساختار شكنی زوج احمدی نژاد – مشایی و حلقه یاران اطراف آنها، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، اگرچه كشور را در تلاطمات سیاسی داخلی و بین المللی گرفتار كرده است اما بدون شك گام مؤثری است در جهت نیل كشور به مدل مطلوب مورد نظر تشكیلات مصباحیه چرا كه برای هر تغییر بنیادینی نیاز به درهم شكستن ساختار فعلی احساس می شود. در این بین آنچه نباید فراموش كرد این است كه دولت احمدی نژاد از نظر آیت الله مصباح یزدی دولت دوران گذار است نه دولت شرایط مطلوب و عملكرد این دولت نیز به همین ترتیب در بسیاری از موارد تاكتیكی است نه اعتقادی. اما مدل نهایی و مطلوب مصباح یزدی را شاید در بهترین تعریف بتوان یك «آریستوكراسی دینی» دانست كه نه در جستجوی صدور اندیشه های انقلابی به دنیا بلكه در جستجوی ثبات در داخل و فراهم آوردن زمینه ظهور بدور از هرگونه ماجراجویی بین المللی است.
«هرگاه مردم به امام رويكرد كنند، اين مشروعيت عينيت مييابد و مردم در واقع ناصر ولي هستند نه ناصب و مشرع او.»
این جمله آیت الله محمد تقی مصباح یزدی مبنای اختلاف بین او و برخی دیگر از فقها و روحانیون است كه این روزها می توان بروز عینی این اختلاف را در مواضع سیاسی آنها ملاحظه كرد. وقتی شیخ محمد یزدی یك هفته پس از خطبه های نماز جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی در مقام پاسخگویی به برخی سخنان وی بر آمد، این اختلاف كه طی سالهای گذشته به صورت ملایم تر و گاه و بی گاه رخ می نمود، ناگهان به عرصه پر تب و تاب مجادلات سیاسی كشیده شد.ا
انتخاب یا انتصاب
بحث نظری بین طرفداران دو نظریه «انتخاب» و «انتصاب» سابقه ای طولانی دارد كه در این بین آیت الله مصباح یزدی را باید دو آتشه ترین طرفدار نظریه انتصاب (كشف) دانست تا جایی كه در برخی موارد نظرات او حتی با همفكرانش و دیگر موافقین این نظریه نیز متفاوت و به نوعی منحصر به فرد است.
اگرچه رهبر معظم انقلاب اسلامی از ورود نظری به این بحث خودداری نموده اند اما در سخنرانیهای ایشان به روشنی بر منتخب بودن رهبری از جانب مردم تأكید شده است:
«حتی مقام رهبری هم بنا بر نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی ما که ملهم از دین و اسلام است با انتخاب مردم انجام میگیرد. این مردمند که عالیترین مقام کشور … یعنی رهبر را انتخاب میکنند، آنها میخواهند تا رهبر، رهبر شود…همه در نهایت به انتخاب مردم برمیگردند.» (مقام معظم رهبری- خطبه های نماز جمعه تهران- دوازدهم آبان ماه ١٣٦١)
در میان كسانی كه به روشنی از نظریه انتخاب پشتیبانی می كنند، یكی از شاخص ترین چهره های سیاسی بدون شك آیت الله هاشمی رفسنجانی است:
«بعضي ها روي نظريه كشف تأكيد كرده و مي گفتند: نقش ما اين است كه آن چيزي را كه در واقع متعيّن است ، كشف كنيم . ولي من فكر مي كنم ممكن است در هر زماني تعداد زيادي از فقها باشند كه صلاحيت داشته باشند، ولي نهايتاً بايد يكي از آن ها انتخاب شود، يا در فرض شورايي بودن ، بايد سه يا پنج نفررا از ميان آن تعداد زياد انتخاب كرد. لذا راهكار عقلايي اين است كه افراد متخصص دراين امر، آنها را تعيين كنند. البته معلوم نيست كه هميشه آن كسي كه اصلح است ،انتخاب شود. ممكن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد; يعني اكثريت اعضاي مجلس خبرگان به يك فرد رأي بدهند، اما در عين حال فرد اصلحي هم در جامعه وجود داشته باشد.در چنين صورتي طرفداران نظريه كشف چه مي گويند، آنها بايد بپذيرند فردي كه انتخاب شده ، ولي امر واقعي نيست من از هيچ دليلي برداشت نمي كنم كه در عصر غيبت چنين تعيّني وجود داشته باشد.» (روایت هاشمی رفسنجانی از آخرین روزهای حیات امام- فصلنامه حكومت اسلامی)
اگرچه مراجعی نظیر آیات عظام جوادی آملی، صافی گلپایگانی و مكارم شیرازی نیز در دایره مدافعین نظریه انتصاب الهی ولی فقیه و كشف او توسط خبرگان قرار می گیرند، اما محمد تقی مصباح یزدی را به دلیل مواضع بارز سیاسی اش و همچنین برخی نظریات جانبی منحصر بفردش باید از دیگران متمایز كرد. مصباح یزدی چهره ایست كه بیش از همه به این بحث پرداخته و همواره برعدم اصالت انتخاب مردم در نظام حكومتی اسلام تأكید كرده است:
«اصل تشريع حكومت و حاكميت فقيه از طرف خداوند و امام زمان(عليه السلام) است و همچنين تعيين شخص آن هم بايد به نوعي به امام زمان(عليه السلام) و اجازه آن حضرت انتساب پيدا كند امّا تحقّق و استقرار حاكميت و حكومتش بستگي به قبول و پذيرش مردم دارد.» (محمد تقی مصباح یزدی- نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه- صفحه ٦٩)
اما اعتقاد به نظریه كشف اگرچه آشكارترین و رسانه ای ترین وجه نظریات مصباح یزدی است، لیكن آنچه او را متمایز می كند بخشهای دیگری از نظریات اوست. به عنوان نمونه نظر وی در مورد مخالفت با ولی فقیه:
«در اجراي حكومت، ولي فقيه مشروعيت حكومت خود را از خدا ميگيرد، وقتي حكمي بر طبق احكام الهي صادر شد، هيچ كس حق مخالفت ندارد و مخالفت با او به معناي شرك به خداست.» (محمد تقی مصباح یزدی- سخنرانی در مسجد مهدیه همدان- مرداد ماه ١٣٨١)
وقتی این سخنان را در مقابل نظر سایر مراجع و فقها قرار دهیم متمایز بودن افكار مصباح یزدی رخ می نمایاند:
«عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه، اعم از اين كه بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد، در عصر غيبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دين اسلام نميشود.» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری- بخش استفتائات)
«ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول مذهب ميباشد. با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احكام فقهي از ادّله شرعي استنباط ميشوند و كسي كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است.» (همان)
از نظر آیت الله مصباح یزدی جایگاه مردم در مدل مطلوب حكومت اسلامی نه مشروعیت بخشیدن یا حتی انتخاب ولی فقیه بلكه عینیت بخشیدن به حكومت ولی فقیه است كه مشروعیت و انتخاب او به گونه ای منتسب به خداوند است. اما راهكار تعیین رهبر از نظر وی نیز جالب توجه است. مصباح یزدی سه گزینه به عنوان راهكار این امر معرفی می كند. اول تعیین با مراجعه مستقیم به آراء عمومی، دوم تعیین رهبر با نظر خبرگان و سوم تعیین رهبر توسط رهبر پیشین. نكته جالبی كه از نظریات مصباح یزدی استفاده می شود این است كه وی در یك حالت آرمانی و مطلوب راهكار سوم را ترجیح می دهد اما با توجه به شرایط زمانی راهكار دوم را پیشنهاد می كند:
«علي رغم نتايج خوب و مثبتي كه تعيين رهبر بعدي توسّط رهبر قبلي ممكن است به همراه داشته باشد امّا به دليل برخي ملاحظات جانبي سزاوار است كه از آن صرف نظر كنيم.» (محمد تقی مصباح یزدی- نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه- صفحه ١٤١)
این ملاحظات جانبی از دیدگاه مصباح یزدی تبلیغ و توطئه دشمنان و دگراندیشان داخلی و خارجی و متهم كردن نظام اسلامی به دیكتاتوری و فامیل سالاری است.
مطابق نظر آیت الله مصباح یزدی، خبرگان همچنانكه ولی فقیه نصب شده از جانب خدا را كشف و اعلام می كنند، عزل وی نیز در صورت خروج از عدالت از جانب خداوند صورت می گیرد و تنها تشخیص و اعلام این عزل به عهده خبرگان است. از آنجاییكه آیت الله اختیارات ولی فقیه را فراتر از حیطه قوانین مصوب می داند معتقد است با وجود عدم پیش بینی انحلال مجلس خبرگان توسط ولی فقیه در قوانین، این عمل در دایره اختیارات ولی فقیه قرار می گیرد و اگر هم زمانی ولی فقیه و خبرگان متقابلاً عزل و انحلال یكدیگر را اعلام نمایند آن حكمی نافذ است كه تقدم زمانی بر دیگری داشته باشد. (همان- صفحات ١۵٧ و ١۵٨)ا

از مدل موجود تا مدل مطلوب

اما اگر نظریات مصباح یزدی را در یك سطح عمیق تر مطالعه كنیم متوجه خواهیم شد هدف اساسی او از پشتیبانی نظریه «انتصاب»، سوق دادن ملایم نظام به سمت مدل مطلوبی است كه در ذهن دارد چراكه از جایی به بعد نظریات او از شرایط كنونی نظام فراتر می رود. مصباح یزدی همواره جمهوریت را یك ابزار برای نفی سلطنت دانسته كه در صورت لزوم می تواند كنار نهاده شود. از نظر وی برای استقرار و بقای حكومت اسلامی ملاك رأی اكثریت مردم نیست بلكه حتی اگر اقلیت هم توانایی حمایت و حفظ حكومت را داشته باشند، حكومت اسلامی باید مستقر گردد:

» شايد يك شرايطي پيش بيايد كه ما بايد اصلا نظام پارلماني را عوض كنيم» (گفتمان مصباح، ص ٦٦٣)

« براي حفظ حكومت كميت ملاك نيست. ملاك اين است كه تعدادي از افراد از امام(ع) يا ولايت فقيه مشروع حمايت كنند كه بتوانند حكومت را حفظ كنند. گاهي ممكن است با ٩٠ درصد و گاهي با ٨٠ درصد و گاهي با ۵٠ يا ٤٠ درصد. او مامور است كه حكومت اسلامي را حفظ كند.» (روزنامه ايران، ١٠ آذر ٧٩)

» وقتي حكومت اسلامي صحيح تشكيل شد، مسوول آن حكومت بايد از اين حكومت تا آخرين لحظه دفاع كند. حكومت حقي است، بايد اين حكومت وجود داشته باشد. آن كساني كه مخالفت ميكنند؛ آنها آشوبگرند، ضدرژيماند، هيچ رژيمي ضد خودش را تحمل نميكند، حق ندارد تسليم زورگويان بشود. تا كي؟ تا آنجا كه قدرت دارد… پس وقتي حكومت حق تشكيل شد، مادامي كه يار و ياور دارد، رئيس حكومت بايد از نظام دفاع كند. پس از تشكيل حكومت اسلامي صحبت از رفراندوم، راي اكثريت و اين حرفها براي تغيير حكومت اسلامي نيست. چون وقتي حكومت حق و الهي تشكيل شد بايد از آن دفاع كرد كار تا هر جا بكشد… پس بعد از اينكه حكومت اسلامي در اين قطعه از زمين خدا به نام كشور امام زمان(عج) تشكيل شد، هر كس مخالفت با حكومت اسلامي كند، محكوم است و بايد با او مبارزه كرد؛ كم باشند يا زياد.» (هفتهنامه پرتو سخن، ٣٠ خرداد ٨٠، ش ٨٣)

در مدل مطلوب مصباح یزدی نهادهایی نظیر خبرگان و شورای نگهبان (كه كشف ولی فقیه یا تطبیق قوانین با شرع مقدس را بر عهده دارند) نه با انتخاب عمومی، كه با انتخاب توسط روحانیون در شهرها و استانهای مختلف، غربال می شوند. وی گرچه در شرایط حاضر چندان این نكته را رسانه ای نمی كند اما در گوشه و كنار مكتوبات و سخنان وی می توان آن را یافت مثلاً در جایی كه به بحث انتخابات خبرگان می پردازد:
» خبرگاني كه در نهايت ميخواهند وليّ فقيه را معيّن كنند خودشان به دو طريق ممكن است انتخاب شوند. يكي اين كه در هر شهري كه چند فقيه وجود دارد آنان از ميان خودشان يك نفر را كه شايسته تر ميدانند معرّفي ميكنند و در مرحله بعد در سطح استان چنين انتخابي صورت بگيرد و در نهايت عدّهاي به اين ترتيب براي مجلس خبرگان معرّفي شوند. راه ديگر اين است كه در هر استان يا در هر شهري، اين افراد را از طريق انتخابات عمومي تعيين كنيم زيرا با توجّه به اين كه معمولاً تعداد فقها و افرادي كه در حدّ اجتهاد باشند زياد نيست و گاهي در يك شهر حتّي يك نفر هم كه در اين حدّ باشد يافت نميشود، لذا درست است كه عموم مردم خودشان متخصّص در فقه و اجتهاد نيستند امّا با توجه به اين كه تعداد اين افراد در هر شهر يا هر استان بسيار اندك است ميتوانند با كمي تحقيق و پرس وجو بفهمند چه فرد يا افرادي شايستگي بيشتري از ديگران دارند.» (محمد تقی مصباح یزدی- نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه- صفحه)

از حجتیه تا مصباحیه – بخش دوم :  نئوحجتیه
از حجتیه تا مصباحیه – بخش اول : خروج از حقانی

.::: بیشتر بخوانیم :::.
یوسفی اشکوری: بحث رهبری مجتبی خامنه‌ای خیال‌بافی است

Advertisements

از حجتیه تا مصباحیه – بخش دوم: نئوحجتیه


Mesbah an«[این] انتخابات مشحون به كرامات و معجزات بود… عنایت حضرت ولی‌عصر(عج) یار ملت ایران بود كه چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است كه این نفحه الهی كه در این زمان در جامعه ما دمیده شد و آثارش در علاقه بیشتر مردم به دین و اندیشه‌های اسلامی ظهور یافته، مرتبه‌ای از مراتب چیزی است كه در زمان پیامبر اسلام(ص) تحقق پیدا كرد و انشاءالله اثر كاملش در زمان ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) تحقق خواهد یافت…» (گفتمان مصباح- ص 882 – 881)
«مردم به یك فردی كه هیچ امتیازی از نظر ظاهر و قیافه، پول و حتی سیادت ندارد،‌ علاقه‌مند می‌شوند و به او رای می‌دهند…
خانمی را سراغ دارم كه برای پیروزی آقای احمدی‌نژاد نذر كرده 40 زیارت عاشورا، 40 زیارت جامه كبیره، 40 زیارت آل‌یاسین و 14 ختم قرآن كریم بخواند. چند نفر از خانم‌ها 140 هزار صلوات نذر كردند و چقدر تضرعات، گریه‌ها، زاری‌ها و توسلات عجیب و غریب تا اینكه یك كسی پیروز شود… دیشب یكی از دوستان حاضر در جلسه نقل كرد؛ قبل از برگزاری مرحله اول انتخابات به محضر یكی از علمای اهواز رسیدم. ایشان گفت: نگران نباشید، احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور می‌شود. ایشان گفته بود كه شخصی شب بیست‌وسوم ماه رمضان در حال احیا، پیش از نیمه شب به خواب می‌رود. در خواب به او ندا می‌شود كه بلند شو برای احمدی‌نژاد دعا كن، وجود مقدس ولی‌عصر(عج) دارند برای احمدی‌نژاد دعا می‌كنند. می‌گویند من حتی اسم احمدی‌نژاد را نشنیده بودم و اصلا او را نمی‌شناختم. خود ایشان [محمود احمدی‌نژاد] نیز در تاریخ دهم دی ماه قاطعانه گفته بود كه من رئیس‌جمهور خواهم شد.» (گفتمان مصباح- ص 883 – 882)

این جملات محمد تقی مصباح یزدی در كوران انتخابات 1384 را باید آغاز موجی دانست كه هر روز با اظهار نظرهای رسمی و شایعات غیر رسمی گسترده تر شد و تا آنجا پیش رفت كه در قالب ادعای معروف هاله نور به مناظرات انتخاباتی دور بعد هم كشیده شد.
تأكید افراط گونه بر فراهم كردن زمینه ظهور حضرت ولی عصر (عج) در كنار بزرگنمایی مسئله بهائیت (در حالی كه این موضوع امروزه اصلاً در ابعاد پیش از انقلاب اسلامی وجود ندارد) از جمله عوامل اساسی است كه مدعیان ارتباط مصباح یزدی با انجمن حجتیه به عنوان دلیلی بر صحت ادعای خود به آن اشاره داشته اند. در كنار آن باید شبهات مربوط به موضع گیری مصباح یزدی در مورد جشن نیمه شعبان سال 1356 را نیز اضافه كرد كه البته از جانب خود وی انكار شده است.
اینكه ارتباط مصباح یزدی با انجمن حجتیه تا چه حد صحت تاریخی داشته باشد چندان اهمیت ندارد اما آنچه مهم است این نكته است كه وی خواسته یا ناخواسته اصولی را از تفكر حجتیه وام گرفته است و با توجه به خصوصیت مصباح یزدی در اتخاذ مشی تاكتیكی، می توان این وام گیری را هم یك تاكتیك ارزیابی كرد. تاكتیكی كه بدون شك كمك شایانی به تشكیل استخوان بندی مریدان امروز او داشته است.
انجمن خيريه حجتيه مهدويه به سال 1332 به تلاش حاج شيخ محمود (تولائى مشهور به) حلبی فعاليت خود را آغاز كرد. اساسنامه انجمن حاوى اصولى بود كه چهارچوب فعاليت آن را مشخص مى‏كرد: تبليغ دين اسلام و مذهب جعفرى و دفاع علمى از آن، تشكيل كنفرانس‏ها و سمينارهاى علمى و دينى در نقاط مختلف كشور با رعايت مقررات عمومى، چاپ و پخش جزوات و نشريه‏هاى علمى و دينى با رعايت قوانين مطبوعاتى كشور، تاسيس كلاس‏هاى تعليم و تدريس اخلاق و معارف اسلامى با رعايت مقررات عمومى، ايجاد كتابخانه و قرائت‌خانه و اماكن ورزشى با رعايت قوانين مربوطه، انجام امور خيريه عمومى و مساعدت فرهنگى موسسات اسلامى و اخذ تماس با مجامع بين‌المللى با نظر مقامات ذى‌صلاحيت و… در تبصره دوم اين اساسنامه تاكيد شده بود كه «انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتى را كه در زمينه‏هاى سياسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، برعهده نخواهد داشت»
انجمن حجتیه همواره بر مشی غیر سیاسی تأكید داشت و به همین جهت هم دست كم تا 17 شهریور 1357 با موج انقلاب همراه نشد. مشی انجمن كه می توان یك دلیل آن را سرخوردگی شیخ محمود حلبی از فعالیتهای سیاسی دوران جوانی اش دانست، این بود كه تشكیل حكومت اسلامی در دوران غیبت ناممكن و عبث است. همین مشی بود كه موجب اصطكاك انقلابیون با انجمن حجتیه گردید و كار تا جایی بالا گرفت كه با اشاره غیر مستقیم امام خمینی (ره)، شیخ محمود حلبی در سال 1362 كلیه فعالیتهای انجمن حجتیه را تعطیل اعلام كرد.
اما انجمن حجتیه كه در آن دوران از هواداران قابل توجهی خصوصاً در بین متدینین تحصیل كرده برخوردار بود، هواداران خود را حفظ كرد و ایده های شیخ محمود حلبی دچار همان تطوری گشت كه شاید بتوان مشابه آن را در ماركسیسم مشاهده كرد. هواداران ایده حلبی از جهاتی نظیر موعودگرایی افراطی و بهائی ستیزی به وی وفادار ماندند اما به دلیل حضور در ساختار قدرت و فعالیت سیاسی، مشی غیر سیاسی انجمن را كنار نهادند. به گونه ای همانطور كه لنین حاضر به انتظار كشیدن برای فروپاشی خود به خود سرمایه داری نشد و تصمیم گرفت انقلاب را سزارین كند، نسل دوم هواداران حجتیه نیز ترجیح دادند به جای انتظار ظهور، به زمینه سازی عملی برای ظهور با حضور فعال در عرصه سیاسی بپردازند. این فرصتی بود كه به محمد تقی مصباح یزدی اجازه داد با مطرح كردن ایده های جذاب برای این طیف، كه می توان آنها را «نئو حجتیه» نامید، به سازماندهی آرام و پی گیر تشكیلاتش بپردازد.
مصباح یزدی پس از مؤسسه در راه حق، به تأسیس مؤسسه باقر العلوم (ع) اقدام كرد كه در واقع محلی بود برای تكمیل تحصیلات كسانی كه در مؤسسه در راه حق مراحل مقدماتی را طی كرده بودند. با افزایش گستره فعالیت، مؤسسه باقر العلوم نیز پس از چند سال به مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تبدیل گشت. مؤسسه ای كه در سال 1374 مورد تأیید وزارت علوم قرار گرفت و مؤسس آن در همان سال از جانب مقام معظم رهبری به مدیریت مؤسسه انتخاب شد.
تأكید مصباح یزدی بر كار تشكیلاتی دقیق و همچنین سیاست حركت با چراغ خاموش موجب گشت مؤسسه وی تا سالها به فعالیت كادرسازی و تربیت نیرو اهتمام ورزد و خود مصباح یزدی نیز در این سالها عزلت گزینی كرد و از ورود به مباحث سیاسی تا دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی خودداری نمود:
«احتياج به يك گروه متشكل يا به يك تعبيري به يك شبكه فرهنگي دارد [داريم]. حقيقتش اين است كه ما در حوزه، عادت نكرده‌ايم به اينكه يك چنين تشكل‌هايي با اهداف فرهنگي براي فعاليت‌هاي درازمدت داشته باشيم… البته يك تشكلي از فارغ‌التحصيلان مدرسه منتظريه [حقاني] هست كه بعد از انقلاب تشكيل شد و گويا جلسات ماهيانه دارد و داراي بركاتي است. ولي آن نيز اساساً براي يك هدف فرهنگي خالص تشكيل نشده است » (سخنان محمد تقی مصباح یزدی دراولين نشست انجمن فارغ‌التحصيلان موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)- سال 1379)
اما ثمره این سالهای كناره جویی از قدرت آنقدر شیرین بود كه ارزش صبر كردن داشته باشد. تربیت شدگان مصباح یزدی به آرامی در مراكز علمي، فرهنگي، سياسي، نظامي و اقتصادي نفوذ كردند. برخی به مراكز اسلامی اروپا و امریكا رفتند و صاحب مسئولیت شدند نظیر «مرتضي آقاتهراني» كه به «مركز بزرگ اسلامي نيويورك رفت ، «مركز تعليمات اسلامي واشنگتن» نیز در اختيار «سيدمحمدرضا حجازي» و «مركز بزرگ اسلامي تگزاس در شهر هيوستون» 12-10 سالي در اختیار «محمدناصر سقاي بي‌ريا» دیگر شاگردان مصباح یزدی قرار گرفت. شاگردان ديگر او هم همچون «محمدجواد زارعان، محمود نمازي، محمد فنايي‌اشكوري، ابوالحسن حقاني، سيدمحمدكاظم مصباح‌موسوي، حميد كثيري، ابوالفضل ساجدي، سيداحمد رهنمايي، عباسعلي شاملي، علي مصباح‌يزدي و محمدعلي شاملي» ديار غرب را درك كرده اند و به تحصیل در آنجا اهتمام ورزیده اند.

انجام «طرح ولایت» با همكاري «بسيج دانشجويي و سپاه پاسداران» كه تاكنون دانش آموخته های فراوانی از بین معلمین، اساتید دانشگاه و دانشجویان پرورش داده، در كنار همكاری با نهادهای نظیر دبیرخانه ائمه جمعه و مراكز نظامی نظیر سپاه، بسیج و ارتش، نقش به سزایی درگسترش كمی دایره نفوذ شاگردان مصباح داشته است.
«مراكزي مستقل از موسسه، متقاضي كمك هستند؛ از جمله دفاتر نهاد نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها جهت تدريس و يا ايراد سخن و يا پرسش و پاسخ در دانشگاه‌ها و دبيرخانه ائمه جمعه به منظور تصدي امر امامت جمعه در مراكز استاني و شهرستاني و ساير نهادها از جمله بسيج، سپاه و ارتش كه از موسسه تقاضاي همكاري داشته و دارند.» (سيداحمد رهنمايي– عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره))
«حضور بنده در اين جلسه براي اين است كه بگويم آن دوستان و عزيزاني كه در اين موسسه مبارك دوره‌يي را گذرانده‌اند، ما مي‌توانيم از وجود آنها استفاده كنيم و امامت جمعه شهري و منطقه‌يي را آقايان اداره كنند.»
«اگر ائمه جمعه تصميم بگيرند روي يك موضوعي در خطبه‌ها تاكيد كنند، حتماً چه در ابعاد سياست داخلي و چه خارجي تاثيرگذار است. امروز اين شبكه در حقيقت نماد روحانيت كشور به يك معنا است.»
«11 هزار نيرو در ستادهاي نماز جمعه داريم كه هيچ حزب و هيچ تشكيلاتي يك چنين نيرويي را ندارند.»
این سخنان سيدرضا تقوي، رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه، در هشتمین نشست انجمن فارغ التحصیلان مؤسسه امام خمینی (ره)، به نوعی بیانگر برنامه ریزی دقیق مصباح یزدی برای حضور فعال در صحنه سیاسی پس از دوران كادرسازی است و البته همین انجمن فارغ التحصیلان كه تاكنون نشستهایش علاوه بر تقوی، میزبان سخنرانانی نظیر حسين شريعتمداري، غلامحسين الهام، عزيزي (سخنگوي اسبق شوراي نگهبان)، علي‌اكبر ولايتي، حسن عباسي، محسن قرائتي و محسن قمي (نماينده وقت مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها) بوده است، با دریافت مجوز از كميسيون ماده 10 احزاب در سال 1380 رسماً به يك تشكل سياسي تبدیل شد تا نقطه عزیمت جدی و عینی تشكیلات مصباح یزدی به عرصه مناسبات روز سیاسی باشد. البته مصباح یزدی چند سال پیش از آن با موضع گیریهای سیاسی به آرامی شروع به مطرح كردن نام خود و ورود به عرصه سیاسی كشور كرده بود و از آن جمله سخنرانیهای پیش از نماز جمعه وی در دوران سید محمد خاتمی را به علت مواضع جنجالی اش تقریباً همه به یاد دارند.
گسترش همزمان نفوذ تشكیلات مصباح یزدی در نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز از یكسو و نهادهای مرتبط با توده مردم از سوی دیگر باعث شد كه در آستانه انتخابات سال 1384 محمود احمدی نژاد با اینكه تنها حامی جدی وی در حوزه علمیه مصباح یزدی بود، بتواند گوی سبقت را از دیگران برباید و روی كار آمدن دولت نهم نیز از سوی دیگر با هم افزایی موجب رشد بیش از پیش دایره نفوذ تشكیلات گردید. بسیاری از مدرسین و صاحبان مسئولیت در مؤسسه محمد تقی مصباح یزدی امروز چهره های شناخته شده ای هستند. كسانی نظیر كدخدايي (سخنگوي شوراي نگهبان)، غلامحسين الهام، پرويز داوودي، مرتضي آقا تهراني (مدرس اخلاق هيات دولت نهم)، محمدناصر سقاي بي‌ريا (مشاور محمود احمدی نژاد)، منوچهر محمدي (معاون وزير امور خارجه دولت نهم) و ….
اما اینكه محمد تقی مصباح یزدی ورای تاكتیكها و مهره چینی های سیاسی در جستجوی چیست نكته ایست كه شاید باید در مركز ديگري به‌نام «دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي» جستجو كرد. این مركز كه زیر نظر موسسه امام خمینی(ره) قرار دارد، مستقیماً توسط مصباح‌ يزدي مديريت مي‌شود و در منزل قديمي وی مستقر است. این دفتر در واقع بازویی پژوهشی است كه به بسط و تئوریزه كردن نظریات مصباح یزدی در باب مدل مطلوب حكومت اسلامي و شاخصه‌هاي آن می پردازد. مدل مطلوبی كه تشكیلات مصباحیه با برنامه ریزی دقیق و روشی گام به گام، سعی در هدایت كشور به سمت آن دارد.
حنیف علی پور

ادامه دارد

از حجتیه تا مصباحیه – بخش اول: خروج از حقانی

.::: بیشتر بخوانیم :::.
تاریخچه‌ قانون اساسی و معضل ولایت «مطلقه» فقیه
چهره این جنایتکار را به خاطر بسپارید! معرفی یکی دیگر از مزدوران رژیم؛ اسمال تیغ زن یکی از متجاوزان به زندانی ها
موج یقه‌آبی‌ها پس از موج سبز؟

استفتاء از آیت‌الله سیستانی در مورد مظالمی که به امر آقای خامنه‌ای بر مردم ایران می‌رود
جلالی: صادق لاریجانی بر آزادی تعدادی از بازداشت‌شدگان تاکید کرد (بی بی سی)
مشکل اساسی حکومت اسلامی با علوم انسانی ریشه ای قدیمی دارد
دانشگاه حوزه علمیه می شود

دفتر کروبی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد
مسئولیت هراتفاق نا گواری برای خانواده بازداشت شدگان با آقای مرتضوی است / برخی مسئولان قضایی در صدد پاک کردن صورت مسئله هستند

کروبی در نامه ای به ضرغامی خواستار شد:
تنظیم برنامه تلویزیونی برای پاسخگویی به اظهارات قاضی مقدمی

کروبی با انتقاد از بداخلاقی برخی رسانه ها تاکید کرد :‌
آقایانی که مرا متهم می کنند درباره عملکرد خود و همفکرانشان بیاندیشند / تشکیل کمیته ویژه از سوی رییس قوه قضاییه گامی مثبت است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: