ترور پارلمانی


01

آنچه دیروز در شرق تهران رخ داد، هرچند در خبرهای هسته‌ای و 5+1 گم شد اما نشانه کوچکی از قدرت زیاد گروهی را نشان میدهد که برای رسیدن به خواسته خود دست به هر کاری میزنند و کوچکترین هتک حریمی، با پاسخی از جنس گلوله داده میشود.

قتل مرحوم صفدر آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت و تجارت به جز اشارات کوچکی که در وهله اول میتواند داشته باشد اشاره به یک موضوع دیگر دارد و آن چیزی نیست جز دادگاه رییس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد .

دادگاهی که با شکایت  مجلس شورای اسلامی(پارلمان) برگزار خواهد شد و در روز پنجم آذر محمود احمدی نژاد پس از 8 سال اتهام زنی باید در جایگاه متهم پاسخگو قاضی باشد و شاید این دادگاه قرار بود تا آغازی باشد برای رسوایی شخصی که روزگاری همه را رسوا میکرد.

اما با این تهدید بزرگی که صورت گرفته تنها اتفاقی که در این دادگاه روی خواهد داد (البته اگر برگزار شود) برگزاری یک جلسه تبلیغاتی مجانی برای شخصی است که آرزوی بازگشته به قدرت را درسر میپروراند.

تصاویر/ تشییع مرحوم صفدر رحمت آبادی
وزیر اطلاعات در محل سوءقصد به «صفدر رحمت آبادی» حضور یافت

واحدی: پذیرش شروط شورای هماهنگی، یعنی سقوط جمهوری اسلامی


دویچه وله : مجتبی واحدی با بررسی بیانیه اخیر «شورای هماهنگی راه سبز امید» می‌گوید: «در بیانیه به آزادی شهروندان برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود اشاره شده ولی کاش اعلام می‌شد همه گروه‌ها بتوانند کاندیدا معرفی کنند.»

«شورای هماهنگی راه سبز امید» با انتشار بیانیه‌ای «مقدماتی» درباره انتخابات دور نهم مجلس و با تحلیل شرایط کنونی ایران، سه گزینه «مشارکت بی قید و شرط» ، «تحریم بی قید و شرط» و «مشارکت مشروط» را بررسی کرده است.

شروط و استاندارد شورای هماهنگی راه سبز امید در مورد انتخابات سالم چنین عنوان شده است، «آزادی تمامی شهروندانی که در حوادث پس از انتخابات ۸۸ بازداشت شده‌اند،کوتاه شدن دست نظامیان از عرصه رقابت‌ها و هرگونه دخالت در مهندسی انتخابات، پایان بخشیدن به حبس موسوی و کروبی، پایان دادن به سانسور و فشار علیه رسانه‌ها، فعالیت آزاد احزاب و تشکل‌های صنفی سیاسی و نهادهای غیر دولتی، لغو نظارت استصوابی و عدم خشونت و تامین امنیت جانی و مالی احزاب، نامزدها و رأی دهندگان.

در یکی از بندهای این بیانیه آمده است: «تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، ‏عقیدتی و قومی باید بتوانند بدون احساس زور و تحمیل در انتخابات فعال شوند و به نامزدهای مورد نظر ‏خود رای دهند و به خاطر رای خود مورد بازخواست و تهدید و محرومیت واقع نشوند.»

مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در گفت‌و‌گو با دویچه وله هدف از انتشار این بیانیه را حساس شدن جامعه به تحولات سیاسی و مورد توجه قرار گرفتن حساسیت جامعه از طرف حاکمیت می‌خواند و می‌گوید: «در این بیانیه کاملا مشخص است که شورای هماهنگی راه سبز امید نه فضای جامعه را فضای انتخاباتی می‌‌داند و نه حاکمیت را آماده برگزاری انتخابات.» به گفته آقای واحدی این بیانیه بیشتر از آن‌که تبیین شروط شرکت در انتخابات باشد، شفاف‌سازی فضای عمومی جامعه است.

تفاوت شروط محمد خاتمی با شروط شورای هماهنگی راه سبز امید

اوایل تیر ماه ۹۰، محمد خاتمی رئیس‌جمهور پیشین ایران نیز شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات دوره نهم مجلس را مشروط به تحقق کامل «برگزاری انتخابات سالم، آزادی زندانیان، ایجاد فضای باز، سالم و امن سیاسی» کرده بود. بیانیه اخیر شورای هماهنگی راه‌ سبز امید چه تفاوتی با شروط پیش‌تر مطرح شده محمد خاتمی دارد؟

مجتبی واحدی در پاسخ به این سوال می‌گوید: «این بیانیه چند تفاوت عمده با صحبت‌های محمد خاتمی دارد. یک تفاوت این‌که آقای خاتمی به هیچ‌وجه معترض نظارت استصوابی نشده بود. نظارت استصوابی بزرگ‌ترین فریبی است که حاکمیت از سال ۶۸ شروع کرد. دیگر آن که آقای خاتمی به صراحت درباره عدم دخالت نظامیان در انتخابات صحبت نکرده بود. مسئله آخر که آقای خاتمی در صحبت‌های خود به آن اشاره نکرد، جمله دو پهلویی است که در این بیانیه آماده است. در این بیانیه به آزادی همه شهروندان و همه تفکرات برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود اشاره شده است. اشاره مستقیم به این نکته نشده که همه شهروندان بتوانند کاندیدا داشته باشند. ای کاش اعلام می‌شد، همه گروه‌ها بتوانند بدون هیچ محدودیتی کاندیدا معرفی کنند.»

به اعتقاد مجتبی واحدی این بیانیه نشان می‌دهد که «شورای هماهنگی راه سبز امید» هم هیچ امیدی به برگزاری انتخابات آزاد ندارد. آقای واحدی می‌گوید: « این بیانیه نشانه دریافت پیام عمومی جامعه توسط «شورای هماهنگی راه سبز امید» است. ادعای حاکمیت در دو سال اخیر این است که با حذف گروه‌های مخالف و حتی گروه‌‌های اصلاح‌طلب و به قول آقای خامنه‌ای با حذف گروه‌های چپ اول انقلاب، گفتمان انقلاب را احیا کرده‌اند. پذیرش این شرط‌ها یعنی سقوط جمهوری اسلامی و به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی به هیچ وجه زیر بار شروط این بیانیه نخواهد رفت. پذیرش این بیانیه یا حتی پذیرش بخشی از این بیانیه از طرف حاکمیت یعنی بازگشت به دوران احیای گفتمان مورد ادعای آقای خامنه‌ای.»

در بیانیه اخیر «شورای هماهنگی راه سبز امید» درباره مشارکت بی قید و شرط در انتخابات امده است: «جریان حاکم، بر مبنای برگزاری انتخاباتی مهندسی شده با نتایج از پیش معین در صدد نمایش تکثر صوری و رقابت ظاهری به اصطلاح پرشور است. لذا از هم اکنون براساس سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن، ارسال پیام و دادن چراغ سبز و وعده به برخی افراد را آغاز کرده است، تا شاید با ایجاد تفرقه میان جبهه گسترده منتقدان، زمینه چنین نمایشی را فراهم آورد. روشن است که ورود به انتخابات از چنین موضع ضعیف و عاری از هر گونه قدرت، هیچ گونه دستاورد و نتیجه مثبتی برای پیشبرد اصلاح امور، چه در سطح حاکمیت و چه در سطح جامعه نخواهد داشت.»

شورای راه سبز امید، «تحریم بی قید و شرط اصل هر گونه انتخابات» را نیز بی‌ثمر دانسته و «مشارکت مشروط» را به عنوان تصمیم این شورا برای مواجهه با انتخابات آتی معرفی کرده است.

بیانیه شماره ده شورای هماهنگی راه سبز امید در حمایت مجدد از جنبشهای آزادیخواه


به گزارش کلمه:
چکیده : جنبش سبز مردم ایران با تمام وجود، خود را در شادی پیروزی هایتان شریک و در مصائب و دشواری هایتان همدل می دانند. مردم ما از پیروزی جنبش های مردمی تونس و مصر شادمانند، از سرکوب بی رحمانه و غیر انسانی مردم بحرین، لیبی و سوریه در رنجند و اخبار تلاش های تحسین برانگیز مردم یمن را به دقت دنبال می کنند.

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه جدید خود ضمن حمایت مجدد از جنبشهای آزادی خواه در منطقه اعلام کرد: ” ما از تلاش ها و جنبش های یکدیگر درس های فراوانی یادگرفته و می گیریم که شاید مهم ترین آنها ناکامی خودکامگان در مقابل همبستگی مردم آزادیخواه و عدالتجو، ضرورت صبر و استقامت و از خودگذشتگی و تکیه بر عقلانیت جمعی برای رسیدن به پیروزی، حفظ استقلال و اتکای به نیروی مردم و پای بندی به منافع ملی به منظور پاسداشت از دستاوردهای حرکت های مردمی، و بسط آگاهی در میان اقشار مختلف مردم باشد.”

به گزارش کلمه، متن کامل بیانیه شماره ده شورای هماهنگی راه سبز امید به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام به ملت های بپاخواسته منطقه

مردم ما با وجود دشواری هایی که به علت سانسور شدید اخبار مربوط به جنبش های حق طلبانه شما برای دستیابی به ابعاد گسترده آن دارند، با همه شما آزادیخواهان و حق طلبان که برای رسیدن به جامعه ای آزاد و عادلانه تلاش می کنید همراهند، چرا که خود نیز نزدیک به یک قرن است که در این راه مبارزه می کنند و نزدیک دوسال است که در جنبشی که با انتخاب مشی مسالمت جویانه و غیرخشونت طلبانه به دنبال دستیابی به حقوق اساسی خویش است، شرکت دارند. دهها شهید، صدها زندانی، هزاران مجروح، تاوان جنبش حق طلب و اعتراضی است که مطالبات انسانی و خواست های مشروع ایرانیان را تعقیب می کند. سبزهای ایران از حاکمان بر این کشور می خواهند که به حق تعیین سرنوشت ملت وبه ارده و خواست شهروندان احترام بگذارند، سرکوب و خشونت و ارعاب و تمامیت خواهی را کنار نهند، و به جای بر باد دادن ثروتهای ملی و ظرفیتهای انسانی آن، زمام امور کشور را اختیار شایستگان منتخب مردم قرار دهند.

جنبش سبز مردم ایران با تمام وجود، خود را در شادی پیروزی هایتان شریک و در مصائب و دشواری هایتان همدل می دانند. مردم ما از پیروزی جنبش های مردمی تونس و مصر شادمانند، از سرکوب بی رحمانه و غیر انسانی مردم بحرین، لیبی و سوریه در رنجند و اخبار تلاش های تحسین برانگیز مردم یمن را به دقت دنبال می کنند. این جنبش با تاکید بر ضرورت حمایت از حق تعیین سرنوشت همه انسانها و ملتها فارغ از ملیت، مذهب، ایدولوژی و گرایش سیاسی، سیاستهای دو گانه اقتدار گرایان حاکم بر ایران در قبال جنبشهای دموکراسی خواهی در منطقه و به ویژه حمایت انها از سرکوب مردم سوریه رامحکوم می کند.

همه ما از حکومت هایی رنج می بریم که شباهت های قابل توجهی به یکدیگر دارند: به نام مردم و خواسته ها و آرمان های (دینی، ملی، عربی، ضد صهیونیستی و …) مردم به قدرت رسیده اند و در طول زمان به حاکمانی خودکامه تبدیل شده اند، بر مناصب مادام العمر و غیرپاسخگو تکیه زده اند، هرگونه انتقاد و مخالفت را به”بیگانه” و ” دشمن خارجی” دشمنان منتسب می کنند، و به جای تلاش برای درک تغییرات و تحولاتی که در جوامعشان رخ داده، به سرکوب و ارعاب شهروندان خویش می پردازند.

اما ما از تلاش ها و جنبش های یکدیگر درس های فراوانی یادگرفته و می گیریم که شاید مهم ترین آنها ناکامی خودکامگان در مقابل همبستگی مردم آزادیخواه و عدالتجو، ضرورت صبر و استقامت و از خودگذشتگی و تکیه بر عقلانیت جمعی برای رسیدن به پیروزی، حفظ استقلال و اتکای به نیروی مردم و پای بندی به منافع ملی به منظور پاسداشت از دستاوردهای حرکت های مردمی، و بسط آگاهی در میان اقشار مختلف مردم باشد.

همراهان جنبش سبز مردم ایران دست همه شما را از دور می فشارند و برایتان آرزوی موفقیت و کامیابی می کنند.

۲۳اردیبهشت ۱۳۹۰

بیانیه شماره ۹ شورای هماهنگی راه سبز امید در حمایت از حرکتهای دانشجویی


کلمه : شورای هماهنگی راه سبز امید در نهمین بیانیه خود که در حمایت از حرکتهای دانشجویی صادر کرده با اشاره به ناتوانی صاحبان قدرت در درک اهمیت جایگاه، معنا و تأثیر اندیشه تاکید کرد: به فرض که بتوان با توسل به زور دهان ها را از گفتن حقیقت، گوش ها را از شنیدن عقیده و چشم ها را از دیدن واقعیت بازداشت، خودکامگان را به دنیای بزرگ اندیشه ها راهی نیست، و دانشگاه، مهد اندیشه هاست.

شورای هماهنگی راه سبز امید، در این بیانیه ضمن محکوم کردن سرکوب دانشگاهیان، طرحها و اقداماتی که موجب افول سطح علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور می شوند، از حرکتهای اعتراضی مسالمت امیز و خودانگیختة دانشجویان حمایت کرد.

متن بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از شش سال اجرای مدیریت پادگانی بر دانشگاه ها و اعمال سیاست های نسنجیده و تکرار برنامه های شکست خورده، حاکمیت شرایط امنیتی روزافزون، مهندسی نیروی انسانی در سطح هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان، اینک نتایج زیانبار این شیوه نادرست چنان بر همگان آشکار شده که دانشجویان، این پیشتازان حرکت های مصلحانه در همه جوامع و از جمله جامعه ما، تصمیم به ابراز مجدد اعتراض و مقاومت در برابر وخامت روزافزون وضعیت دانشگاه ها گرفته اند.

دانشجویان عزیز هر روز شاهد اخراج، بازنشستگی اجباری و محدودیت طرح مسائل و مشکلات موجود بوسیله استادانشان که بخشی از نخبگان فکری و سرمایه های علمی کشور هستند می باشند. احضار پیاپی دانشجویان، محرومیت موقت یا دائم از تحصیل، گرفتن تعهدهای شفاهی و کتبی مبنی بر عدم هرگونه فعالیت سیاسی، در کنار وضعیت اسفبار امکانات رفاهی، خوابگاه های غیراستاندارد، تغذیه نامطلوب، جلوگیری از هرگونه فعالیت اجتماعی که تحت نظر نهادهای وابسته به حکومت نباشند، تنزل کیفیت آموزشی ناشی از افزایش بی رویة سهمیه های خاص در مبدأ ورودی مقاطع مختلف تحصیلی، تنها نمونه هایی از چهرة تأسفبار دانشگاه های ما هستند.

جالب اینجاست که مدیریت پادگانی، تمامی مشکلات را ناشی از «اسلامی نبودن» دانشگاه ها می داند و راه حل را در تغییر مواد آموزشی، تک جنسیتی کردن دانشگاه ها و تزریق اساتید همفکر و همسو با دولتمردان در هیئت علمی دانشگاه ها می جوید. آیا از نهادی مانند دانشگاه که اصلی ترین مرکز دانش و پژوهش در کشور است انتظار نمی رود که اتخاذ اینگونه تصمیم ها پس از طی فرایندهای علمی و کارشناسی توسط صاحبنظران موجود در مراکز دانشگاهی صورت پذیرد؟ آیا تک جنسیتی کردن اقتدارگزایانه دانشگاه هابدون مشورت با دانشجویان و اساتید به مثابه اهانت به شعور دانشجویان و صغیر فرض کردن آنها در تنظیم روابط اجتماعی شان نیست؟ آیا با صرف تغییر نام فرار مغزها به مهاجرت نخبگان، مسئلة جدی از دست رفتن سرمایه های عظیم انسانی و اجتماعی که معادل میلیاردها تومان در سال است می توان سرپوش نهاد؟ آیا با تشکیل کرسی های آزاداندیشی فرمایشی، می توان خسارت های جبران ناپذیر ناشی از جلوگیری از شکل گیری فضای نقادانه باز و آزادی اندیشه را جبران نمود؟

مشکل بزرگ صاحبان قدرت این است که در درک اهمیت جایگاه، معنا و تأثیر اندیشه ناتوانند. به فرض که بتوان با توسل به زور دهان ها را از گفتن حقیقت، گوش ها را از شنیدن عقیده و چشم ها را از دیدن واقعیت بازداشت، خودکامگان را به دنیای بزرگ اندیشه ها راهی نیست، و دانشگاه، مهد اندیشه هاست.

شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن محکوم کردن سرکوب دانشگاهیان,طرحها و اقداماتی که موجب افول سطح علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور می شوند، از حرکتهای اعتراضی مسالمت امیز و خودانگیختة دانشجویان حمایت و از همه دانشگاهیان عزیز دعوت می کند در این حرکتهای مدنی مسالمت آمیز، شرکت نمایند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: