فصل الخطاب من این انتخابات است


با نزدیکی انتخابات نهمین دروه مجلس شورای اسلامی ایران، صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها برای شرکت یا عدم شرکت در آن بالا گرفته است.

آنچه این انتخابات را با انتخابات سایر دوره‌ها متمایز کرده است اقدامات وحشیانه دولت و حکومت با مردم معترض به انتخابات و زندانی کردن دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 است . زندانیانی که آنها حتی اجازه‌ی ملاقات با خانواده خود و یا نامه نگاری را ندارند ، حقوقی که حتی زندانیان خطرناک از آن بهره‌مندند.

در این حال عده‌ای که ما آنان را با نام اصلاح‌طلب می‌شناسیم بر سر دو راهی قرار گرفته‌اند.

اینان در حالی که یاران سابق خود را در بند می‌بینند ، طمع قدرت آنان را به شرکت در انتخابات وا می‌دارد و حکومت از آن به بهترین نحو استفاده می‌کند.

حکومت به این اصلاح‌طلبان هشدار داده که تنها راه عبور از فیلتر شورای نگهبان اعلام برائت از دو نامزد ریاست جمهوری در بند یعنی آقایان موسوی و کروبی و نیز اعلام برائت از مردمی است که در اعتراضات شرکت داشتند .

با این شرایط گفته شده در بالا آنان که خود را بیشتر به حکومت وابسته‌تر می‌بینند تا مردم ، با اعلام برائت از مردم هر روز به شورای نگهبان پیام می‌فرستند که خواهان ماندن در قدرتند و میخواهند در انتخابات شرکت کنند.

اما من خطاب به این اصلاح‌طلبان می‌گویم که سر خم کردن در مقابل انتخابات نمایشی حکومت فصل الخطاب من است و هر کس به هر شکل و هر نام که داشته اگر برای تایید انتخابات دروغین حکومت حرکت کند دیگر از مردم نیست و فرقی با احمدی‌نژاد و خامنه‌ای خونخوار ندارد.

اینان حتی گناهشان بیشتر است چرا که با این کار وجهه‌ی جنایات حکومت را مقبول جلوه می‌دهند و مردم معترض را خاطی و مجرم قلمداد می‌کنند. مردمی که همواره از اینان حمایت کرده‌اند.

اگر قرار بر این باشد که بین موسوی و کروبی در بند و این شیفتگان قدرت کسی را انتخاب کنم مطمئنا موسوی و کروبی انتخاب من خواهند بود.

Advertisements

سرزمینی که قدرت در آن ممنوع است


انگار نفرین شده‌ایم ، خودمان خودمان را نفرین کرده‌ایم، از بدعهدی‌ای که با بزرگان کرده‌ایم ، با مصدق ، امیرکبیر ، لطفعلی خان زند و … یا خود زجرشان دادیم و یا تنها نظاره‌گر. گویی با نگاه کردن و دست روی دست گذاردن مشکلات حل می‌شود.

نمی‌دانم دقیقا از کجای تاریخ شروع شد ، این طلسم شاهان ضعیف که از خود قوی‌تر و باهوش‌تر را نمی‌پذیرفتند و می‌کشتند ، نمی‌دانم از کجا شروع شد این حسادت‌های بی‌پایان ، این که تنها یک نفر باید بفهمد، آن ترس معروف از فهمیدن من و تو.

قصه‌ی دعوای احمدی‌نژاد و خامنه‌ای که هر دو منفور قلب‌ها گشته‌اند ، قصه‌ی غصه‌ی هزار ساله‌ی ایران است . شاه نمی‌خواهد قدرتش را با کسی تقسیم کند ، حتی با دست پرورده خودش ، این همان است که باعث شد نادر شاه افشار پسرش را کور کند.

وقتی صحبت‌های احمد توکلی را می‌خواندم گریه کردم به حال ایرانم که چنین سست عنصرانی در مسند قدرتش قرار داردند. وقتی صحبت از موسوی شد اعتراف کرد که خواستگاه اجتماعی‌اش بسیار عظیم‌تر از احمدی‌نژاد است و چون این پایگاه عظیم تهدیدی برای خامنه‌ای بوده ، رای به احمدی‌نژاد داده، اما توضیح نداده که چگونه کسی که پایگاه اجتماعی‌اش بزرگتر بوده رای کمتری آورده؟

بازنده اعلام می‌شود ، به زندان می‌افتد ، چرا که مردم او را بیشتر قبول دارند.

و همانگونه که امیرکبیر در حمام جان داد و مصدق زجرکش شد ، تاریخ دوبار تکرار می‌شود.
و اینجا ما باز داریم همان کاری را می‌کنیم که قبلا کردیم یا نظاره‌گر یا خود آتش بیار معرکه . و البته این مختص ما نیست که خاتمی نیز سر را در برابر استبداد خم کرده است.

شاهی که روزی هاشمی را با خاتمی حذف کرد و با احمدی‌نژاد خاتمی را ، حالا تنهایی دارد احمدی‌نژاد را حذف می‌کند، پسری که خودش او را بزرگ کرد .
در این برهه که نزدیکان احمدی‌نژاد یکی پس از دیگری دستگیر می‌شوند خبر بازداشت 30 جاسوس امریکا پخش می‌شود که در واقع همان نزدیکان احمدی‌نژاد هستند.
این بازی که از دعوای وزارت اطلاعات شروع شد و به حذف احمدی‌نژاد ختم خواهد شد و البته روزی به حذف خامنه‌ای ، تکرار این رباعی است که :

آن قصر که جمشید در او جام گرفت…………..آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر………………دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

سیدمحمد خاتمی: راهکار برای تعیین تکلیف، همه‌پرسی و انتخابات آزاد است


جرس: سید محمد خاتمی با انتقاد از شرایط موجود تصریح کرد: اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم، اما تندروهایی بوده و هستند که فقط به انحصار می اندیشند و نه تنها اصلاح طلبان را بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند.

وی با اشاره به تحولات منطقه اظهار داشت: محور تمام تحولات و مسائلی که در خاورمیانه شکل گرفته است نیز همین است که آنان می خواهند بر سرنوشت خویش حاکمیت داشته باشند. آنها می گویند: ما حکومت استبدادی مادام العمر نمی خواهیم. ما دیکتاتوری نمی خواهیم، ما انتخابات آزاد و آزادی احزاب و تشکل ها و جوامع را می خواهیم. ما می خواهیم ظلم و استبداد و وابستگی نباشد.
اگر جمهوری اسلامی همانگونه بود که مردم می خواستند و اگر معیارها و ارزشهایی که از جمله در قانون اساسی ما منعکس است با دقت بیشتری مورد توجه و عمل قرار گرفته بود و اگر شبهه تعارض میان آزادی های اساسی و دینداری رفع می شد آیا امروز تمام مردم منطقه نمی گفت، حکومت اسلامی می خواهیم؟ و می دانیم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در عرصه تحولات و انقلاب های منطقه حضور دارند مسلمانند.

خاتمی با ابراز نگرانی از شرایط موجود ادامه داد: واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده می شود. از اصطکاک میان شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.
برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف می کند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه می دهد.
ما می گوییم این جو مسموم درمان شود. هر منتقدی برانداز و عامل دشمن به حساب نیاید و اگر فضا تلطیف و تعدیل شود بسیاری از مسائل حل خواهد شد.

به گزارش وبسایت سید محمد خاتمی، جمعی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و ایثارگران با سیّد محمّد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند. در این دیدار که در آستانه ایام فاطمیه برگزار شد رئیس جمهوری سابق ایران ضمن بزرگداشت مقام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها با اشاره به اینکه در ماه جمادی دوم به مناسبت ایام فاطمیه و نیز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نام و یاد آن بانوی بزرگوار بیشتر فضای جامعه را معطر می کند برکت وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را برای اسلام و بشریت بی نظیر دانست.

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار در پی می آید:
ادامهٔ مطلب »

آیت الله بیات زنجانی: من آزادی را «فوق حق» می‌دانم / در سکولاریسم، ضدیتی با دین وجود ندارد


چکیده :
» آزادی اگرچه به گفته آقایان یكی از «حقوق طبیعی» است اما من آزادی را “فوق حق” می‌دانم. من آزادی را مقوّم ذات انسان می‌دانم. سلب آزادی از انسان، سلب حقی از انسان نیست، بلکه مسخ هویت انسانی‌ست. آزادی را نمی‌شود از انسان گرفت چراکه گرفتن آزادی، گرفتن دین و گرفتن بشریت است. بشر اگر آزاد نبود، خلیفه نبود. او اگر آزاد نبود، انبیا برای او فرستاده نمی‌شدند. 124 هزار پیامبر برای بشر آمده كه تنها به او بگوید كه تو آزاد هستی.

حكومت «مصنوع بشری» است و نازل شده‌ی آسمانی نیست. انسان یک زمانی چوب و صندلی می‌سازد، یک زمان هم یک نظام سیاسی می‌سازد.

من بی‌شک یک حكومت دینی درست را بر حكومت غیردینی ترجیح می‌دهم. به همین دلیل هم از قانون اساسی جمهوری اسلامی دفاع می‌كنم اما نه با این تفسیر من درآوردی كه برخی آقایان اعلام می‌كنند. با این وجود باید به عنوان یك دل‌سوز بگویم که اگر حكومت دینی خدای ناکرده خوب عمل نكند، جامعه به سوی لائیك شدن پیش خواهد رفت، در حقیقت تبدیل به ضد دین می‌شود. منظور من از لائیسم، سکولاریسم نیست چراکه در سکولاریسم، ضدیتی با دین وجود ندارد، و سکولارها تنها می‌خواهند که نهاد سیاست مقید به دین نباشد. اما اگر یک حكومت دینی خوب نباشد، ممكن است جامعه را به سوی جای بدتری سوق دهد و جامعه به سمت لائیك شدن پیش رود و بواسطۀ بد عمل کردن حکومت، مردم نه سکولار که لائیک شوند و دیگر به سمت دین نروند که باید از آن روز به خدای عالم پناه برد. » ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: