واحدی: پذیرش شروط شورای هماهنگی، یعنی سقوط جمهوری اسلامی


دویچه وله : مجتبی واحدی با بررسی بیانیه اخیر «شورای هماهنگی راه سبز امید» می‌گوید: «در بیانیه به آزادی شهروندان برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود اشاره شده ولی کاش اعلام می‌شد همه گروه‌ها بتوانند کاندیدا معرفی کنند.»

«شورای هماهنگی راه سبز امید» با انتشار بیانیه‌ای «مقدماتی» درباره انتخابات دور نهم مجلس و با تحلیل شرایط کنونی ایران، سه گزینه «مشارکت بی قید و شرط» ، «تحریم بی قید و شرط» و «مشارکت مشروط» را بررسی کرده است.

شروط و استاندارد شورای هماهنگی راه سبز امید در مورد انتخابات سالم چنین عنوان شده است، «آزادی تمامی شهروندانی که در حوادث پس از انتخابات ۸۸ بازداشت شده‌اند،کوتاه شدن دست نظامیان از عرصه رقابت‌ها و هرگونه دخالت در مهندسی انتخابات، پایان بخشیدن به حبس موسوی و کروبی، پایان دادن به سانسور و فشار علیه رسانه‌ها، فعالیت آزاد احزاب و تشکل‌های صنفی سیاسی و نهادهای غیر دولتی، لغو نظارت استصوابی و عدم خشونت و تامین امنیت جانی و مالی احزاب، نامزدها و رأی دهندگان.

در یکی از بندهای این بیانیه آمده است: «تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، ‏عقیدتی و قومی باید بتوانند بدون احساس زور و تحمیل در انتخابات فعال شوند و به نامزدهای مورد نظر ‏خود رای دهند و به خاطر رای خود مورد بازخواست و تهدید و محرومیت واقع نشوند.»

مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در گفت‌و‌گو با دویچه وله هدف از انتشار این بیانیه را حساس شدن جامعه به تحولات سیاسی و مورد توجه قرار گرفتن حساسیت جامعه از طرف حاکمیت می‌خواند و می‌گوید: «در این بیانیه کاملا مشخص است که شورای هماهنگی راه سبز امید نه فضای جامعه را فضای انتخاباتی می‌‌داند و نه حاکمیت را آماده برگزاری انتخابات.» به گفته آقای واحدی این بیانیه بیشتر از آن‌که تبیین شروط شرکت در انتخابات باشد، شفاف‌سازی فضای عمومی جامعه است.

تفاوت شروط محمد خاتمی با شروط شورای هماهنگی راه سبز امید

اوایل تیر ماه ۹۰، محمد خاتمی رئیس‌جمهور پیشین ایران نیز شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات دوره نهم مجلس را مشروط به تحقق کامل «برگزاری انتخابات سالم، آزادی زندانیان، ایجاد فضای باز، سالم و امن سیاسی» کرده بود. بیانیه اخیر شورای هماهنگی راه‌ سبز امید چه تفاوتی با شروط پیش‌تر مطرح شده محمد خاتمی دارد؟

مجتبی واحدی در پاسخ به این سوال می‌گوید: «این بیانیه چند تفاوت عمده با صحبت‌های محمد خاتمی دارد. یک تفاوت این‌که آقای خاتمی به هیچ‌وجه معترض نظارت استصوابی نشده بود. نظارت استصوابی بزرگ‌ترین فریبی است که حاکمیت از سال ۶۸ شروع کرد. دیگر آن که آقای خاتمی به صراحت درباره عدم دخالت نظامیان در انتخابات صحبت نکرده بود. مسئله آخر که آقای خاتمی در صحبت‌های خود به آن اشاره نکرد، جمله دو پهلویی است که در این بیانیه آماده است. در این بیانیه به آزادی همه شهروندان و همه تفکرات برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود اشاره شده است. اشاره مستقیم به این نکته نشده که همه شهروندان بتوانند کاندیدا داشته باشند. ای کاش اعلام می‌شد، همه گروه‌ها بتوانند بدون هیچ محدودیتی کاندیدا معرفی کنند.»

به اعتقاد مجتبی واحدی این بیانیه نشان می‌دهد که «شورای هماهنگی راه سبز امید» هم هیچ امیدی به برگزاری انتخابات آزاد ندارد. آقای واحدی می‌گوید: « این بیانیه نشانه دریافت پیام عمومی جامعه توسط «شورای هماهنگی راه سبز امید» است. ادعای حاکمیت در دو سال اخیر این است که با حذف گروه‌های مخالف و حتی گروه‌‌های اصلاح‌طلب و به قول آقای خامنه‌ای با حذف گروه‌های چپ اول انقلاب، گفتمان انقلاب را احیا کرده‌اند. پذیرش این شرط‌ها یعنی سقوط جمهوری اسلامی و به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی به هیچ وجه زیر بار شروط این بیانیه نخواهد رفت. پذیرش این بیانیه یا حتی پذیرش بخشی از این بیانیه از طرف حاکمیت یعنی بازگشت به دوران احیای گفتمان مورد ادعای آقای خامنه‌ای.»

در بیانیه اخیر «شورای هماهنگی راه سبز امید» درباره مشارکت بی قید و شرط در انتخابات امده است: «جریان حاکم، بر مبنای برگزاری انتخاباتی مهندسی شده با نتایج از پیش معین در صدد نمایش تکثر صوری و رقابت ظاهری به اصطلاح پرشور است. لذا از هم اکنون براساس سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن، ارسال پیام و دادن چراغ سبز و وعده به برخی افراد را آغاز کرده است، تا شاید با ایجاد تفرقه میان جبهه گسترده منتقدان، زمینه چنین نمایشی را فراهم آورد. روشن است که ورود به انتخابات از چنین موضع ضعیف و عاری از هر گونه قدرت، هیچ گونه دستاورد و نتیجه مثبتی برای پیشبرد اصلاح امور، چه در سطح حاکمیت و چه در سطح جامعه نخواهد داشت.»

شورای راه سبز امید، «تحریم بی قید و شرط اصل هر گونه انتخابات» را نیز بی‌ثمر دانسته و «مشارکت مشروط» را به عنوان تصمیم این شورا برای مواجهه با انتخابات آتی معرفی کرده است.

آیت‌الله دستغیب: وای به حال علمایی که در مقابل این‌همه تخلف از شرع و قانون سکوت می‌کنند/ آقای موسوی کار مجلس خبرگان را انجام داد


سایت کلمه:
چکیده : چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟

آیت الله دستغیب با انتقاد از سکوت اعضای مجلس خبرگان و علما و بزرگان در قبال ظلم‌های حاکمیت، گفت: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟

موسوی چون دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد به حصر برده شد

کروبی و موسوی خواستار مطالبات بر حق مردم بودند؛ آمریکایی و اسرائیلی خوانده شدند

ایشان همچنین تصریح کرد: آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولین هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هیچ یک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. این نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همین دستگاه خودتان بوده اند صحیح نیست، خوب خودتان انقلاب کردید و خودتان همراه امام بودید و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کردید و این دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمریکایی و اسرائیلی شدند؟! وظیفه شما اعضای خبرگان است که این تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانید و تذکر دهید نه اینکه با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کنید.

به گزارش وب‌سایت حدیث سرو، این مرجع تقلید در ادامه جلسات تفسیر قرآن خود و در تفسیر آیات شصت و نهم تا هفتاد و پنجم سوره مبارکه غافر، گفت: تکذیب قرآن خود بر دو شعبه است؛ یکی تکذیب لفظی قرآن و دیگری تکذیب عملی آن بدین معنی که انسان عملا به دستورات قرآن و احکام اسلام اعتنایی ندارد و با توجیهاتی که برای خود درست می کند، پا روی عمل به دستورات این کتاب آسمانی می گذارد.

ایشان ادامه داد: یکی از مصادیق کتاب هم ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند. یعنی کسانی که نسبت به این حضرات ظلم کردند؛ یعنی مولا علی (ع) را خانه نشین کردند و خلافت ایشان را غصب کردند و ایشان و ائمه بعد از ایشان را به شهادت رساندند به زودی کیفر کردارشان را خواهند دید که چگونه گردنهایشان با غُل و زنجیر بسته می شود و در آتش دوزخ معذّب خواهند بود.

شرک ورزیدن به خدا برای علما و بزرگان خیلی خطرناک است

آیت الله دستغیب در ادامه با اشاره به خطرات ریاست و شهرت خصوصا برای علما و بزرگان گفت: شرک ورزیدن به خدایتعالی یعنی اینکه انسان موثر را غیر خدا بداند و به غیر خدا دلبسته شود و این مطلب بخصوص برای علما و بزرگان خیلی خطرناک است و پناه برخدا انسان را در سراشیبی سقوط قرار می دهد. ریاست و شهرت باعث دور شدن انسان از مقصد اصلی که همان معرفت خدایتعالی است می شود؛ یک همچین اشخاصی چه بسا خود را اهل علم می دانند و خود را به عنوان مجتهد و مرجع مردم نیز معرفی می کنند اما در واقع چون به دنبال تهذیب درون و معرفت خدایتعالی نبودند و ریاست و قدرت را دستاویز خود کردند، برای خدایتعالی شریک قائل شده اند.

خلفای عباسی با این توجیه که امیرالمونین هستند گروه گروه انسان های بی گناه را به قتل رساندند

ایشان ادامه داد: خیلی از این خلفای عباسی نماز می خواندند و حتی امام جمعه هم بودند ولی مع ذلک در موقع خودش گروه گروه انسانهای بی گناه را به قتل رساندند و از هیچ جنایتی فروگذار نبودند و به توجیهات مختلف که ما امیر المومنین هستیم و خلیفه واجب الاطاعة، به مردم ظلم می کردند و راه طغیان و سرکشی را در پیش گرفتند و در عمل خود را همردیف خدایتعالی می دانستند و همه را ملزم به پیروی از دستورات خود می کردند؛ روز قیامت به یک همچین اشخاصی گفته می شود: اَینَ ما کُنتُم تُشرکُون: آن شریکان که براى خدا مى‏پنداشتید کجا هستند؟

افرادی که در دستگاه ظلمه هستند موفق به توبه نمی شوند

این مرجع تقلید در ادامه با اشاره به این مطلب که افرادی هم که در دستگاه ظلمه هستند و فرمانبرداری می کنند و یا به نحوی ولو با سکوت خود، راضی به اعمال آنها هستند، گفت: وقتی حضرت امام سجاد(ع) را در غل و زنجیر کردند درست است که ظاهرا این غُل و زنجیرها بر گردن حضرت است اما باطنا این غُل و زنجیرها دامنگیر این اشخاص ظالم است یعنی گردن کسی که این کار را کرده و همچنین کسانی که این عمل را می بینند و دفاعی از حق نمی کنند. یک همچین اشخاصی معلوم هم نیست که موفق به توبه شود.

چرا علما در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟

مگر موسوی و کروبی چه گناهی کرده اند باید ماه ها در حبس باشند؟

این عضو مجلس خبرگان در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اظهار تاسف از سکوت علما و بزرگان گفت: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟ خوب این دو بزرگوار زحمات زیادی را برای انقلاب کشیده اند و مورد نظر حضرت امام خمینی (ره) بودند. آقایان و علمایی که لباس پیغمبر بر تن دارید و عمامه به سر هستید؛ این سکوت شما یعنی رضایت به وضع موجود.

مجلس خبرگان باید تخلفات صورت گرفته را تذکر دهد

چطور است لباس پیامبر بر تن کرده اید و دم فروبسته اید؟

ایشان در ادامه با اشاره به نقش خطیر مجلس خبرگان گفت: از جمله کسانی که باید صحبت کنند و فریاد دادخواهی مردم را به سمع بزرگان برسانند شما اعضای مجلس خبرگان رهبری هستید که باید نسبت به تخلفات صورت گرفته توسط زیر مجموعه رهبری، از سپاه و بسیج و اطلاعات و صداوسیما و… تذکر دهید. غالب شما فقه و اصول خوانده اید و لباس مقدس پیامبر(ص) را به تن کرده اید و بعضی هم خود را مفسر قرآن می دانید چطور می شود که اطلاع از این همه اعمال خلاف شرع و قانون دارید و آن وضع شکنجه های کذایی در زندانها به سمع مبارکتان می رسد و دم فرو بسته اید؟! الله اکبر، اگر اطلاع داریم و حرف نمی زنیم وای بحالمان و اگر هم نمی دانیم باز هم وای بحالمان. نامه حضرت امام سجاد ع که به عالمی به نام زُهری می نویسد را بخوانیم و به خود بیاییم. حضرت به یک همچین شخصی که اهل فقه است و محل رجوع مردم است به عنوان نصیحت و خیرخواهی می فرماید: “خدا ما و تو را از فتنه ها نگه دارد وبتو از دوزخ ترحم کند، تو امروز به وضعی افتادی که سزاست هر که تو را بدان حال ببیند برایت طلب رحمت کند بتحقیق که بار نعمت خدا بدوش تو سنگین شده که به تو بدنی سالم و عمری دراز داده، حجت های خدا بر تو استوار است که قرآن را می دانی و فقه دینش را خوانده ای.”

آیت الله دستغیب ادامه داد: بعد در ادامه حضرت می فرمایند: “بدانکه کمترین کتمان حق و سبکترین باری که بر دوش داری این است که به وحشت ظالم انس گرفتی و راه گمراهی را با نزدیکی خودت به او و اجابت دعوت او برایش هموار کردی، وه چه می ترسم که فردای قیامت بهمراه خائنان گرفتار گناه خود باشی و از اینکه هر چه بگیری برای اعانت با ظلمه مسوول از آن باشی،تو مالی را گرفتی که از آن تو نیست از آن دستی که گرفتی و به کسی نزدیک شدی که باحدی حق او را رد نکرده و تو هم با تقرب به او هیچ باطلی را رد نکردی، تو دوست داشتی کسی را که با خدا می جنگد، آیا چنان نیست که تو را دعوت کردند و قطبی ساختند برای چرخاندن ستم خود و تو را نردبان گمراهی خود نمودند. در دل عوام جای گرفتی و آنها به دور تو جمع شدند و از رای تو پیروی کردند، اگر چیزی را حلال دانستی، حلال دانستند و اگر حرام دانستی حرام دانستند.”

موسوی کار خبرنگان را انجام داد اما ایشان در حصر است و بزرگان هم اعتراضی نکردند

با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کردید

این مرجع تقلید ادامه داد: این بنده خدا آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولین هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هیچ یک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. این نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همین دستگاه خودتان بوده اند صحیح نیست، خوب خودتان انقلاب کردید و خودتان همراه امام بودید و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کردید و این دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمریکایی و اسرائیلی شدند؟! وظیفه شما اعضای خبرگان است که این تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانید و تذکر دهید نه اینکه با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کنید.

شما که عالم هستی سکوتت فایده ای ندارد

وی افزود: در همین قضایای اخیر مسجد قبا که سه نفر از طلاب ما را تبعید کردند؛ یکی از دوستان ما برای دادخواهی خدمت یکی از علما رسید و گفته بود: ما نمی خواهیم که از ما دفاع کنید و حرف بزنید ولی بدانید که ما می خواهیم حجت را برای شما تمام کنیم و در پیشگاه خدایتعالی عذری نداشته باشیم؛ ما کسانی هستیم که آمدیم با شوق و ذوق در این لباس مقدس و درس خواندیم و چیز یاد گرفتیم و متوجه حق شدیم، حال که به حق عمل کردیم اینطور با ما برخورد کردند. این دوست ما گفت: این عالم پس از شنیدن این سخنان سرش را به زیر انداخته بود و چیزی نگفت. خوب شما که عالم هستی و عمری درس فقه و اصول خوانده ای این سکوتت فایده ای ندارد و باید صحبت کنید و تذکر دهید. سلام وصلوات خدا بر حضرت امام زین العابدین (ع). در عین حالیکه پدرش را به شهادت رساندند و اهل بیت پیامبر را به اسارت بردند ولی مع ذلک بر روی منبر می رود و حقایق را می فرماید؛ مقصود این است که آقایان به خود بیایند و این سکوت خود را بشکنند.

اظهارات بی نظیرمجتبی واحدی: آقای خاتمی این خیانت است +فیلم + لینک دانلود


اظهارات بی نظيرمجتبی واحدی: آقای خاتمی اين خيانت است

لينک دانلود

مجتبي واحدي(مشاور ارشد آقاي کروبي):
چه آقاي خامنه اي و آقاي خاتمي بخواهند يا نخواهند ملت به آزادي و آرمان هايشان خواهند رسيد

مجتي واحدي:اگر قرار به مصالحه بود، آقاي موسوي و کروبي که نسبت به آقاي خاتمي بسيار نزديک تر به نظام بودند و حکومت حتي منت آنها را هم مي کشيد!

مجتبي واحدي: آقاي خاتمي من به صراحت مي گويم اين (صحبت و قصد شرکت در انتخابات آينده و دلسرد کردن مردم) خيانت به آرمان هاي ملت است و اصلاح طلب واقعي هيچ گاه دست از آرمان هاي ملت نمي کشد

گيرم که براي آقاي خامنه اين تنور انتخابات را داغ کرديد! چه هدفي را دنبال مي خواهيد کنيد؟بياييد به مردم بگوييد!

مجتبي واحدي:من به صراحت و با افتخار مي گويم که به هيچ وجه اصلاح طلب نيستم! چون ديگر اصلاحات در اين نظام که جائر و ظالم و ديکتاتور است بي معنيست

چرا تونس توانست، ولی ایران نتوانست؟



جلال ایجادی : در تونس دیگر تصاویر زین‌العابدین بن‌علی در خیابان‌ها دیده نمی‌شود. پیش ازاین تمام فروشگاه‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها از عکس‌های این دیکتاتورآرایش شده بودند و هیچکس قادر نبود به آن‌ها نگاه چپ کند. به‌ندرت کسی انتقاد ملایم و با احتیاطی را بیان می‌کرد. هرکس نارضایتی و خشم خویش را پنهان می‌کرد و در خود فرومی‌ریخت. امروز راننده تاکسی و دانشجو و کارگر و روشنفکر و بقال یک حرف را مرتب تکرار می‌کنند: دزد رفت.

من که چندین سال است برای تدریس به دانشگاه تونس می‌روم اولین‌بار است که این وضع روحی و روانی بی‌سابقه را مشاهده می‌کنم. آن‌ها شادند و درعین حال نگران؛ زیرا انتخابات صورت نگرفته و مشکلات بی‌کاری برای جوانان و رکود اقتصادی بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد. من ایرانی که مانند هر شهروند ایرانی شاهد پیکار مردم علیه خلافت خامنه‌ای و دولت متقلب محمود احمدی‌نژاد بودم، در این سفر این پرسش برایم پیش می‌آید: چرا تونس توانست ولی ایران نتوانست؟

زین‌العابدین بن‌علی پس از حبیب بورقببه از سال ۱۹۸۷ با حمایت نظامی‌ها سر کار آمد وبا اقدامات زنش لیلا طرابولسی و خانواده‌اش قدرت سیاسی را به انحصار کشاند و اقتصاد کشور را در دست خود متمرکز کرد.

زین‌العابدین بن‌علی با تغییر قانون اساسی محدود بودن ریاست جمهوری به دو دوره را تغییر داد و به این ترتیب راه ماندن در قدرت برای همیشه را هموار کرد.

او بر همه چیز تسلط داشت. از۳۵۰ بنگاه اقتصادی کشور ۲۸۵ شرکت متعلق به زین‌العابدین بن‌علی و خانواده‌اش بود. تمامی طرح‌های اقتصادی و مالی زیر نظر مستقیم آن‌ها قرار گرفته بود و با پرداخت «سهم» و اجازه آن‌ها به جریان می‌افتاد. تمامی شرکت‌های خارجی با رشوه دادن به خانواده زین‌العابدین بن‌علی اجازه فعالیت می‌یافتند. تمامی شرکت‌های هوایی و بندر‌ها در کل کشور زیر کنترل این خانواده بودند. هر طرح هتل‌سازی با سهم دادن به این خانواده شکل می‌گرفت. تمامی نقل و انتقالات ملکی مهم با توافق این خانواده صورت می‌گرفت. افراد این خانواده دارای ششصد مالکیت بزرگ بودند و بیش از پنجاه حساب بانکی در خارج از کشور داشتند. فساد مالی و اقتصادی با استبداد شخصی زین‌العابدین بن‌علی نفس جامعه را گرفت. اقشار متوسط شهری، جوانان و دانشجویان، مدیران و کارکنان بخش خصوصی از این فضای آلوده و فشار مستمر خسته شده بودند و فقر و بی‌چیزی در مناطق روستایی بیداد می‌کرد. در شرایطی که رابطه نزدیکی میان تونسی‌ها با اروپا وجود داشت و استفاده از تکنولوژی اینترنتی به‌طور وسیع تقویت شده و سطح آموزش عمومی و خواست‌ها وسعت یافته بودند، به ناگهان از ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ لرزش اجتماعی شروع شد و یک‌ماه بعد یعنی در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ زین‌العابدین بن‌علی از کشورش فرار کرد.

تحلیل عمیق انقلاب تونس و تناقض‌های آن و خطرات احتمالی بعدی از حوصله این بحث خارج است و تنها در اینجا از نظر جامعه‌شناختی تطبیقی این پرسش را در هشت زمینه مورد بررسی قرار می‌دهم: چرا تونس توانست استبداد را بشکند ولی جنبش ایران نتوانست استبداد حاکم را منهدم کند؟

شعار مرکزی نقش حساسی ایفا می‌کند. در جنبش تونس از‌‌ همان ابتدا مردم یک شعار ساده ولی اساسی را به‌طور یگانه خواستار شدند. شعار تظاهرکنندگان به طور مستقیم زین‌العابدین بن‌علی را نشانه گرفت. شعار «بن‌علی، برو گمشو» استراتژی سیاسی را برای جبش توده‌ای روشن ساخت و جای تفسیر نگذاشت. در مصر هم خواست اساسی مردم رفتن مبارک بود. هرچند این نوع شعار بیانگر یک برنامه همه‌جانبه نیست ولی خواست پایان دادن به دیکتاتوری فردی را مشخص می‌کند. در ایران شعار «رای من کجاست؟»، اولین نشانه اعتراض علیه تقلب و خودسری حاکمان بود، ولی این شعار به سرعت به شعار علیه دیکتاتور اصلی خامنه‌ای، علیه نظام فاسد و مسئولان دزد و تبهکار تبدیل نشد. رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی پیوسته تبلیغ کردند که طرفدار حکومت اسلامی و قانون اساسی و خط امام خمینی بوده‌اند و از هرگونه حمله مستقیم علیه خامنه‌ای جلوگیری کرده‌اند. خواست آنان در حد تصحیح برخی جوانب حکومتداری حاکمان محدود باقی ماند. آن‌ها به نظام ایدئولوژیک آپارتاید اسلامی انتقاد نداشتند و قدرت مطلقه ولایت فقیه را به انتقاد آشکار نکشیدند. آن‌ها خود پیوندهای متعدد با کلیت نظام داشتند و از جدایی دین و قدرت سیاسی حمایت نکردند. به خشونت سی ساله حکومت اسلامی و تخریب زیست محیطی و سیاست خانمان‌سوز اتمی و سرکوب حقوق زنان اعتراض نکردند. خواست آنان قانون‌گرایی در درون نظام اسلامی بود. اینگونه جهت‌دهی سیاسی نتیجه‌ای جز سست کردن جنبش و نپرداختن به شعار اصلی، نتیجه دیگری نداشت. در دل مردم کینه نسبت به فاشیسم اسلامی و آزادی‌خواهی موج می‌زد ولی عمده شعارهای تکراری و پیشنهادی این رهبران در انحراف یا حاشیه باقی ماند و از جسارت و شفافیت برای دمکراسی و حقوق بشر و رد قاطع حکومت ولایت فقیه برخوردار نشد.

دستگاه سرکوب یکسان نیست. در تونس پلیس مدافع زین‌العابدین بن‌علی نیروی اصلی سرکوب بود. این نیرو از نظر کمی محدود بود و از تجهیزات مدرن و کافی برخوردار نبود و به علاوه ارتش تونس، در هماهنگی با برخی محافل نظامی آمریکا، از‌‌ همان ابتدا در سرکوب شرکت نداشت و طی انقلاب در رقابت با پلیس قرار گرفت و در عمل با جنبش همسویی نشان داد. زمانی که زین‌العابدین بن‌علی از ارتش خواست تا شلیک کند رهبری ارتش مخالفت کرد و این پایان کار بود. از یاد نباید برد که اکثر فرماندهان ارتش تونس در دانشکده و مدرسه نظامی در فرانسه تربیت شده‌اند و سیستم فکری آن‌ها همیشه با بینش زین‌العابدین بن‌علی یکسان نبود. در ایران بخش اساسی نیروهای نظامی محصول نظام و تربیت ایدئولوژیک حاکم است و فرماندهان پیوسته ایدئولوژیک عمل کرده‌اند و وفاداری نسبت به رهبری و حفظ همین نظام عمیق است. در زمان خیزش مردمی نیروی گسترده بسیجی‌ها و پاسداران و پلیس فعالانه علیه جنبش عمل کردند و ارتش هیچ واکنش مثبتی نسبت به مردم نشان نداد. دستگاه سرکوب بدون بحران در کنار و برای قدرت سیاسی موجود ایستاد و یکپارچگی خود را حفظ کرد.

این دستگاه سرکوب با همکاری شبکه مساجد و مداحان و جاسوسان فعال به شناسایی مستقیم و اینترنتی دست زد، به خشونت و ترور خیابانی روی آورد و با دستگیری بسیار گسترده، زندان‌ها را پر کرد. به این ترتیب سرسپردگی سران به ولایت فقیه و قدرت و استحکام نیروهای نظامی و پلیسی علیه تظاهرکنندگان بسیار بالا بود.

ترس حاکم در جامعه باید فروبریزد. همیشه بخشی از قدرت استبداد در ترس مردم است. در تونس خودسوزی یک فرد دستفروش در اعتراض به خشونت پلیسی، مردم را به خیابان کشید و نقطه مشخصی در خیابان حبیب بورقیبه در برابر وزارت کشور محل اعتراض مدام شید. تجمع انبوه مردم در این محل دلگرمی و همبستگی مردم را تقویت و ترس و هراس را از آن‌ها دور می‌کند. فقدان پراکندگی دیدارهای تظاهرکنندگان و قرار پی‌درپی درخیابان اصلی در قلب شهر نگرانی و اضطراب را پس زد و این نقطه آشنا روحیه جمعی را تقویت کرد.

در ایران مردم در اعتراض به تقلب و استبداد مردم جسارت‌های فراوانی نشان دادند و تظاهرات برای مدتی چندین مرکز اصلی را پرکرد. حکومت با استقرار نیروی سرکوب در همین مراکز و سازماندهی راهپیمایی طرفداران خود به مقابله با جنبش برخاست. گستردگی شهری و حملات بسیجی‌ها و تعقیب مبارزان در مناطق وسیع و قتل آن‌ها حتی در خیابان‌های فرعی تجمع یگانه را با دشواری‌های بسیار روبه‌رو ساخت. حکومت پیوسته کوشش کرد به مبارزان در محله‌های گوناگون درگیری و خشونت را تحمیل کند و از تجمع به هر قیمتی جلوگیری و در زندان‌ها به آن‌ها تجاوز کند و بکشد تا روحیه مردم را ناتوان و از نظر روان‌شناختی آن‌ها را متزلزل کند. این وضعیت دشوار، غلبه قطعی بر ترس را ناممکن می‌ساخت. وقتی میل به تغییر در فرد غلبه می‌یابد و پذیرش خطرآسان می‌شود، ترس به فراموشی سپرده می‌شود و خشم و جانبازی در رفتار انسانی به ماشین تخریب دستگاه حاکم تبدیل می‌شود.

فضای عمومی روانی جامعه عامل دیگری است. در تونس فضای جنبش و تمایلات منعکس در شعار‌ها رو به سوی آزادی و عدالت داشت و هیچگونه شعار مذهبی مطرح نبود. عرب‌های تونسی از اسلام تاریخی خود برای بیرون کردن مستبد استفاده نکردند و آن را به عنوان ایدئولوژی رهایی‌بخش و تسکین‌دهنده به کار نگرفتند. البته احتمال آن می‌رود که در مرحله دیگری این ایدئولوژی اسلامی دوباره مطرح شود. زیرا جامعه مبارزه برای سکولاریسم فکری را طی نکرده است، ولی در تونس در این انقلاب ضد دیکتاتوری، اسلام در فضای روحی راهپیمایان و خواست‌های مطرح شده مردم غایب بود.

در ایران جنبش اخیر با شعارهای گذشته فاصله زیادی گرفته بود ولی به علت تبلیغات افراد اسلام‌گرا شعارهای واپس‌گرا مانند الله‌اکبر و یا حسین و غیره زیاد تکرار می‌شد. بخشی از مردم به لحاظ عادت یا تنبلی ذهنی و ریشه‌های ذهنیت دینی یکسری شعارهای کهنه و غیر سکولار را تکرار می‌کردند. هرچند تمایلات لائیک و حتی ضد مذهب در سی‌ساله اخیر در برخی از بسترهای فکری رشد کرده است، ولی به‌هرحال روندهای روان‌شناختی مذهبی در اعماق جامعه عمل می‌کنند و این پدیده، هم نزد حاکمان است و هم در روان و رفتار محکومان حضور دارد.

نقش سندیکا‌ها و نهاد‌ها در اعتصاب‌های مردمی مهم است. در تونس سندیکای «اتحادیه عمومی زحمتکشان تونسی» که از سال ۱۹۴۶ به‌وجود آمده بود، علی‌رغم برخی سیاست‌های سازشگرایانه، در اعتصاب منطقه‌ای بسیار فعال بود و سیاست فلج‌سازی فعالیت اقتصادی منطقه‌ای وضع کشور را بحرانی‌تر کرد. این هم‌سویی با جنبش شهروندان رژیم زین‌العابدین بن‌علی را تحت فشار فزاینده قرار داد.

خانه وکلا، کانون روزنامه‌نگاران و نهادهای حقوق بشر و زنان، فعالانه وارد میدان مبارزه می‌شوند و علیه دیکتاتوری اعلامیه پخش می‌کنند. در ایران جنبش شهروندی از این جنبش اعتصابی زحمتکشان برخوردار نبود و حکومت خامنه‌ای از نظر اقتصادی زیر فشار قرار نگرفت. نهادهای دمکراتیک با اعلام رسمی و اطلاعیه‌های خود وارد میدان نشدند. برخی اعتصاب‌های پراکنده کارگری قادر نبودند خیزش تکمیلی دیگر بیافرینند. مردم در آذربایجان و کردستان و خراسان نتوانستند با مردم شهرهای دیگر هم‌قدمی نشان دهند. به این ترتیب عدم جنبش سندیکایی و کارگری در دل جنبش مبارزاتی و نبود تشکلات دمکراتیک و مدنی و فعالیت سازماندهی در جنبش ایران از کمبودهای اساسی آن به شمار می‌آیند.

حمایت متحدین بین‌َالمللی برای پایداری قدرت سیاسی با اهمیت است. رژیم زین‌العابدین بن‌علی هنگامی که جنبش به پا شد از حمایت محکم بین‌المللی برخوردار نبود. دولت فرانسه نزدیک‌ترین پشتیبان زین‌العابدین بن‌علی بود و آن‌هم به این دلیل که محافل سیاسی و دیپلماتیک فرانسه در مقابل خطر بنیادگرایان اسلامی بر حمایت از دستگاه زین‌العابدین بن‌علی تاکید کرد و به‌علاوه مناسبات اقتصادی، سیاسی و شخصی، وزیر فرانسه را برآن داشت تا چندروز پیش از سقوط دیکتاتور پیشنهاد ارسال کمک‌های پلیسی و نظامی کند. این خطای آشکار بلافاصله مورد انتقاد شدید در فرانسه قرار گرفت و دولت سارکوزی را مجبور به عقب‌نشینی کرد. در واقع نزدیکی به اروپا و پیوند‌های دوستی و خانوادگی بخشی از مسئولان سیاسی فرانسه با بدنه جامعه تونس رژیم زین‌العابدین بن‌علی را در شرایط نامطلوبی قرار داد.
دستگاه سیاسی زین‌العابدین بن‌علی سریع احساس تنهایی کرد و خود را از نظر متحدین بین‌المللی‌‌ رها شده تلقی کرد. در مورد حکومت اسلامی وضعیت دیگری است. علی‌رغم اختلاف‌های دیپلماتیک در زمینه فعالیت اتمی و منطقه‌ای، در زمان سیل مبارزاتی در ایران، غرب با تاخیر به انتقاد دست زد و روسیه و چین قاطعانه به حمایت از رژیم اسلامی پرداختند. فردای دهمین انتخابات ریاست جمهوری، احمدی‌نژاد برای ابراز تشکر و ادامه همکاری در زمینه اطلاعاتی و اتمی به روسیه می‌رود. علی‌رغم برخی منافع متفاوت بین روسیه، چین و ایران، این دو کشور قدرتمند به لحاظ اقتصادی و سیاسی، پشتیبان حاکمان در ایران و ماندگاری آنان بوده‌اند. احتیاط غرب، پشتیبانی روس‌ها و چینی‌ها و نیز حمایت فعال دولت سوریه و حزب‌الله از رژیم اسلامی روحیه بیشتری به ماموران برای سرکوب تظاهرات و شکنجه در زندان‌ها می‌داد.

نقش اسلام‌گرایان در جنبش اخیر مسئله قابل توجهی است. در زمان زین‌العابدین بن‌علی جریان بنیادگرای «النهضه» به رهبری «راشدغنوشی» مورد پیگرد قرارگرفت و تعداد زیادی از اعضایش زندانی شدند. بخش مهم رهبران این جریان به اروپا رفتند و در نتیجه در زمان انقلاب اخیر هیچ نقشی ایفا نکردند. فردای سقوط رژیم، رهبر این جریان به تونس برگشت و از آن زمان تلاش مهمی در جریان است تا در انتخابات بعدی جایگاه برجسته‌ای کسب کند. در شرایطی که هشتاد و پنج حزب جدید به وجود آمده و شناخت روشنی نسبت به این احزاب در میان مردم نیست، اسلام‌گرایان از فرصت استفاده کردند و گذشته خود را محور برای مبارزه انتخاباتی قرارداده‌اند و به طور مسلم این جریان در دوره جدید یکی از احزاب مهم صحنه سیاسی خواهد بود. هرچند این وضعیت نگرانی‌های بسیاری را در میان زنان و دمکرات‌ها برانگیخته است. ولی به‌هرحال در لحظه انقلاب شعار‌ها به گرد آزادی و عدالت و ضد دیکتاتوری دور می‌زد و به‌هیچ‌وجه شعارهای اسلامی مطرح نبود. بنابراین جنبش در خیابان و کارخانه نفس دمکراتیک می‌کشید و آلوده به اوهام مذهبی نشد.

در حال حاضر وضع مشابهی نیز در مصر با اخوان‌المسلمین وجود دارد. در ایران به لحاظ ویژگی انتخابات و کاندیداهای مذهبی، نیروهای اسلامی در راس قرارگرفتند. این امربه ناگزیر وابستگی ذهنی و دینی با تاریخ و تحولات دوران معاصررا به همراه داشت و خود را به روح جنبش تحمیل کرد. البته جنبش شهروندی توانست خود را رادیکال‌تر کند و حتی در بخش‌هایی تا خواست مرگ ولایت فقیه و شعار «جمهوری ایرانی» جلو رفت. در ضمن واقعیت این است که حضور این نیروهای مذهبی در راس، با سیاست و شعارهای مطرح شده‌شان، از شفافیت لازم علیه کل نظام ولایت فقیه جلوگیری کرد. این نیرو‌ها خواهان حکومت مذهبی بودند و متاسفانه ناتوانی نیروهای لائیک و دمکرات اجازه نداد تا خواست دمکراسی‌خواهی و دولت غیر دینی برجسته و پرقدرت در راهپیمایی‌ها جلوه کند. دانشجویان و جوانان و سایر شهروندان کشورنتوانستند با هوشمندی خویش از دادن شعارهای عقب‌مانده مذهبی اجتناب کنند. معنای ترقی در جامعه امروز ایران با رد قطعی انقلاب اسلامی، دولت دینی و قانون اساسی اسلامی مشخص می‌شود، ادامه دولت دینی جز استبداد چیز دیگری نخواهد بود. هر سیاست اسلامی متکی بر قرآن جز سقوط و پریشانی و اسارت معنای دیگری ندارد.

مسئله رهبری امر اساسی دیگر بود. در تونس شرایط دیکتاتوری مانع از آن بود تا برای هدایت جنبش اتحاد مشخصی شکل گیرد، ولی علی‌رغم دیکتاتوری، سه دسته سیاسی به طور معتدل و کم‌سو فعالیت داشتند: تشکل‌های چپ کمونیستی، تشکل‌های میانه‌رو دمکرات و تشکلات اسلامی. در زمان دیکتاتور برخی از این احزاب در تونس قدغن بودند، ولی اغلب نیرو‌ها در داخل کشور بودند و به طور حاشیه‌ای فعالیت سیاسی داشتند. در دوره برآمد جنبش، شخصیت‌ها، نهادهای حقوق بشری، برخی احزاب و سندیکاهای صنفی بلافاصله وارد عمل شدند و رابطه بین داخل کشور و اپوزیسیون خارج بسیار فعال شد. با فرار زین‌العابدین بن‌علی، هدایت سیاسی وارد دوره دشواری از مذاکرات و تقسیم قدرت بین جریان‌ها و شخصیت‌ها شد و نهادی به وجود آمد تا انتخابات جدید و قانون اساسی نوین را سازماندهی کند. در ایران شرایط به کلی متفاوت بود. در عرصه سیاسی و قانونی، هیچ حزب نیمه‌جانی موجود نبود، هیچ نهاد سیاسی یا صنفی در بستر تظاهرات ابراز وجود نکرد و تنها و تنها رهبری به اظهارات و اعلامیه‌های آقایان موسوی و کروبی خلاصه می‌شد که آن‌هم به مرور خاموش شد. خبررسانی از طریق تکنولوژی اینترنتی و برخی رسانه‌های خارجی به جنبش انرژی می‌رساند، ولی پراکندگی سیاسی وسیع شخصیت‌ها و گرایش‌های فکری سیاسی، دعوت به سکوت نسبت به سیاست‌های رهبری رسمی جنبش سبز و سرکوب سنگین جامعه توسط حکومت، امکان بروز یک رهبری مستقل و باز و دمکراتیک را ناممکن ساخت. در واقع اقشار متوسط شهری و گروه‌بندی‌های تحصیلکرده و روشنفکر و مدرن جامعه از رهبری ویژه خود محروم باقی ماندند.

تونس توانست دیکتاتوری زین‌العابدین بن‌علی را واژگون کند و امروز در برابر حجم سنگینی از دشواری‌ها قراردارد. مسئله مرکزی تونس این است که وضع کنونی چگونه به سوی ثبات سازمان یافته دمکراتیک سوق می‌یابد و مسئله مرکزی کنونی ما ایرانیان این است که چگونه از این استبداد سیاه دینی خارج شویم.

پی‌نوشت:
جلال ایجادی، استاد دانشگاه در فرانسه است.

ویدیو سخنرانی شجاعانه آیت الله دستغیب در مورد تقلب در انتخابات و ضرب و شتم مردم پس از آن + لینک دانلود

مشاور مهندس موسوی: ۲۲ خرداد آغاز فعالیت‌ها است؛ راهپیمایی‌های بعدی راهپیمایی سکوت نخواهد بود



۲۲ خرداد آغاز يک‏سری فعاليت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپيمايی ۲۲ خرداد اولين آن است و آخرين‏ نخواهد بود. فراخوان‏های ديگر راهپيمايی «شورای هماهنگی راه سبز اميد» برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غير از فراخوان راهپيمايی ۲۲ خرداد باشد.

اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد مهندس میرحسین موسوی و عضو شورای هماهنگی راه سبز امید در گفتگو با دویچه‌وله(+) اعلام کرد:« ۲۲ خرداد آغاز يک‏سری فعاليت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپيمايی ۲۲ خرداد اولين آن است و آخرين‏ نخواهد بود.»

او از اعضای شبکه‌های اجتماعی درخواست کرد تا نقطه‌نظرات خود را در ارتباط با تجمعات بعدی اعلام کنند. وی در عین حال گفت:«راهپيمايی ۲۲ خرداد آخرين فعاليت نخواهد بود. فرصت خواهد بود تا بر اساس ظرفيت‏هايی که ايجاد می‏شود نوع راهپيمايی‏های بعدی تغيير پيدا کند. ما هميشه روی راهپيمايی، به عنوان يکی از مصاديق حقوق شهروندی تاکيد داشته‏ايم.»

امیرارجمند ادامه داد:«راهپيمايی وسيله‏‏ای است که دمکراسی غيرمستقيم را به دمکراسی مستقيم تبديل می‌کند. در راهپيمايی مردم در مقابل عدم تضمين حقوق‏شان از سوی نهادهای حکومت، مستقيما وارد عمل می‏شوند. ولی راهپيمايی، تنها شيوه‏ی مبارزه نيست و يک روش و يک شيوه از راهپيمايی هم، شيوه‏‏ای منحصر به‏فرد راهپيمايی نيست. بايد با توجه به شرايط و اوضاع و احوال، تلاش کرد مناسب‏ترين روش را که بتواند بيشترين ميزان مشارکت را جلب کند، انتخاب کرد. در چند ماه گذشته، روش‏های ديگر راهپيمايی را هم آزموده‌ايم. به نظر می‏آيد که اين روش می‏تواند مشارکت خوبی را جلب کند. به شرطی که همه‏ی دوستان و فعالان جنبش سبز همکاری کنند تا اين روش ظرفيت ايجاد کند و در مقاطع بعد، راهپيمايی‏ها به نحو ديگری صورت بگيرند.»

وی افزود: «نبايد از امتحان روش‏های مختلف ابا داشت يا يک روش را مطلق انگاشت. ديده‏ايم که با تصرف شهر، ايجاد حالت وضعيت اضطراری در شهر و حکومت نظامی اعلام نشده، تمام فضای شهر را اشغال می‏کنند و می‏توانند از راهپيمايی‏ها جلوگيری به‏عمل بياورند. اين طريق (راهپيمايی سکوت) روش جديدی است که می‏تواند راهگشا باشد و بايد به آزمون گذاشته شود.»

مشاور ارشد کروبی در پاسخ به پرسشی در خصوص اختلافات میان احمدی‌نژاد و خامنه‌ای گفت:« اين مسئله درباره راهپيمايی ۲۵ بهمن هم به نوعی مطرح شد. اما آزمون ۲۵ بهمن نشان داد که ما بايد راه و طريق خود را طی کنيم. دو گروه يا عده‏ای از افراد، با مشارکت يک‏ديگر تقلب انتخاباتی و مهندسی انتخاباتی انجام داده‏ و رای مردم را دزديده‏اند. بعد هم با مشارکت هم‏ديگر به سرکوب مردم اقدام کرده‏ واز احقاق حقوق آن‏ها جلوگيری کرده‏اند. همين‌طور از دين استفاده‏ی ابزاری کرده‏اند. هم‏اکنون آن‏ها با هم‏ديگر، بر سر انحصار قدرت اختلاف‏ دارند. دعوای اين آقايان بر سر اين است که چه کسی کل قدرت را در اختيار داشته باشد. اختلاف ما با آن‏ها اين است که روش حکومت چگونه بايد باشد. ما روش دمکراتيک را مورد نظر داريم و به همين جهت هم فکر می‏کنيم که اختلاف آن‏ها، اختلافی نيست که در جهت منافع مردم باشد.»

امیر ارجمند ادامه داد:«مواضع ما نسبت به گذشته هيچ‏گونه تغييری نکرده. فکر می‏کنيم اختلاف بين آقايان هم از آن‏جايی که بر سر قدرت است، پابرجا خواهد بود. اين‏که تظاهرات انجام بدهيم يا ندهيم، در مسئله اختلاف بين آن‌ها تفاوتی ايجاد نخواهد کرد. آن‏ها مشکلات اساسی و عمده‏ای دارند. قبلا هم مشخص شده بود، هر اقدامی که برای نزديک شدن به هم انجام بدهند، به فاصله‏ی اندکی با مشکل مواجهه می‏شود. اين‏گونه نزديک‏ شدن‏ها اصولی نيست و بر مبنای قوی استوار نيست. مبنای قوی بايد بر مبنای حقوق مردم و منافع عالی کشور باشد که متاسفانه مورد توجه آقايان نيست. به‏نظر ما انجام تظاهرات شور و هيجان و پويايی جنبش را حفظ می‏کند. بيست و دوم خرداد روز مهمی است، ماه خرداد ماه مهمی است و حتما بايد گرامی داشته شود.»

وی با تاکید بر اینکه فراخوان‏های ديگر راهپيمايی «شورای هماهنگی راه سبز اميد» برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غير از فراخوان راهپيمايی ۲۲ خرداد باشد گفت:«ما از همه‏ی شبکه‏های اجتماعی خواسته‏ايم که هم‏فکری کنند و نقطه‏نظرات‏شان را ارائه دهند تا بر اساس آن عمل شود. اميدواريم دوستان مشارکت کنند و روش‏ها و تاکتيک‏های جديدی را پيشنهاد کنند که ما بتوانيم اين مسئله را پيش ببريم و با معضلات قبلی مواجه نباشيم.»

سرزمینی که قدرت در آن ممنوع است


انگار نفرین شده‌ایم ، خودمان خودمان را نفرین کرده‌ایم، از بدعهدی‌ای که با بزرگان کرده‌ایم ، با مصدق ، امیرکبیر ، لطفعلی خان زند و … یا خود زجرشان دادیم و یا تنها نظاره‌گر. گویی با نگاه کردن و دست روی دست گذاردن مشکلات حل می‌شود.

نمی‌دانم دقیقا از کجای تاریخ شروع شد ، این طلسم شاهان ضعیف که از خود قوی‌تر و باهوش‌تر را نمی‌پذیرفتند و می‌کشتند ، نمی‌دانم از کجا شروع شد این حسادت‌های بی‌پایان ، این که تنها یک نفر باید بفهمد، آن ترس معروف از فهمیدن من و تو.

قصه‌ی دعوای احمدی‌نژاد و خامنه‌ای که هر دو منفور قلب‌ها گشته‌اند ، قصه‌ی غصه‌ی هزار ساله‌ی ایران است . شاه نمی‌خواهد قدرتش را با کسی تقسیم کند ، حتی با دست پرورده خودش ، این همان است که باعث شد نادر شاه افشار پسرش را کور کند.

وقتی صحبت‌های احمد توکلی را می‌خواندم گریه کردم به حال ایرانم که چنین سست عنصرانی در مسند قدرتش قرار داردند. وقتی صحبت از موسوی شد اعتراف کرد که خواستگاه اجتماعی‌اش بسیار عظیم‌تر از احمدی‌نژاد است و چون این پایگاه عظیم تهدیدی برای خامنه‌ای بوده ، رای به احمدی‌نژاد داده، اما توضیح نداده که چگونه کسی که پایگاه اجتماعی‌اش بزرگتر بوده رای کمتری آورده؟

بازنده اعلام می‌شود ، به زندان می‌افتد ، چرا که مردم او را بیشتر قبول دارند.

و همانگونه که امیرکبیر در حمام جان داد و مصدق زجرکش شد ، تاریخ دوبار تکرار می‌شود.
و اینجا ما باز داریم همان کاری را می‌کنیم که قبلا کردیم یا نظاره‌گر یا خود آتش بیار معرکه . و البته این مختص ما نیست که خاتمی نیز سر را در برابر استبداد خم کرده است.

شاهی که روزی هاشمی را با خاتمی حذف کرد و با احمدی‌نژاد خاتمی را ، حالا تنهایی دارد احمدی‌نژاد را حذف می‌کند، پسری که خودش او را بزرگ کرد .
در این برهه که نزدیکان احمدی‌نژاد یکی پس از دیگری دستگیر می‌شوند خبر بازداشت 30 جاسوس امریکا پخش می‌شود که در واقع همان نزدیکان احمدی‌نژاد هستند.
این بازی که از دعوای وزارت اطلاعات شروع شد و به حذف احمدی‌نژاد ختم خواهد شد و البته روزی به حذف خامنه‌ای ، تکرار این رباعی است که :

آن قصر که جمشید در او جام گرفت…………..آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر………………دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: