رحیم مشایی ؛ دشمن رام جدید



در دو هفته‌ی گذشته موضوع برکناری وزیر اطلاعات و تنش‌های لفظی میان طرفداران احمدی‌نژاد و خامنه‌ای ( تا دیروز دوست، الان شریک ) و حتی صحبت از استعفای احمدی‌نژاد با حضور احمدی‌نژاد در مراسم عزاداری در حضور خامنه‌ای به پایان رسید.

اما آنچه مورد توجه است علت رسانه‌ای کردن این اختلاف آن هم به این شکل است و البته چه بهانه‌ای بهتر از انتخابات مجلس.

حکومت کنونی خیلی خوب می‌داند که به هیچ عنوان نمی‌تواند روی حضور سبزها و اصلاح‌طلب‌ها در انتخابات حساب باز کند ، به همین منظور در پی به صحنه آوردن تمامی نیروهای وفادار به خود است . از این رو با ایجاد یک اختلاف و رسانه‌ای کردن آن پروژه‌ی ساخت یک دشمن را بر طبق فرضیه‌های موجود کلید می‌زند. در مورد انتخابات مجلس ، حکومت حتی با یک حضور نسبی نیز خود را برنده می‌داند، چرا که مشارکت در انتخابات مجلس همواره با استقبال کمتری نسبت به ریاست جمهوری روبرو بوده است.

خامنه‌ای همواره علاقه‌مند به ایجاد یک دشمن برای متحد کردن نیروهای حامی خود است و در ایجاد آن تبحر خاصی دارد و حالا این دشمن جدید کسی نیست جز اسفندیار رحیم مشایی.

اسفندیار رحیم مشایی که قرار است نقش اصلاح‌طلبان سابق را بازی کند و به قولی «دشمن رام» حکومت باشد ، پروژه مکتب ایرانی را مدتهاست که کلید زده و خود را به ظاهر برای ریاست جمهوری آماده می‌کند، اما همه می‌دانیم که خامنه‌ای به هیچ گروه و حزب و دسته‌ای اجازه‌ی قدرتنمایی و حضور در قدرت را بیش از هشت سال نمی‌دهد و این شامل تیم احمدی‌نژاد نیز می‌شود.

با آوردن اصلاح‌طلبان هاشمی را ضعیف و حذف کرد و با آوردن اصولگرایان اصلاح‌طبلان را. حالا نوبت احمدی‌نژاد است.

آنان فقط هیزم راه اند.

صحنه ‌آرایی برای محاکمه‌ رهبران سبز/ امروز باید از آنان حمایت کنیم ، فردا دیر است


کناره‌گیری هاشمی رفسنجانی از ریاست خبرگان و رسیدن ریاست این مجلس به طرفداران دولت شاید از نظر ما چندان اهمیتی نداشته باشد ، چرا که هاشمی سبز نبود و سبز هم نمی‌شد. ولی هاشمی به نوعی آخرین فرد اعتدال‌طلب در حکومت است که با رفتن وی باید منتظر اقدامات شدیدتر با جناب موسوی و کروبی و همچنین خانوادهشان باشیم. البته هاشمی رفسنجانی هنوز ریاست مجلس تشخیص مصلحت را در اختیار دارد، البته فعلا.
مهدوی کنی به ریاست مجلس خبرگان انتخاب شد


مطمئنا حضور امروز ما در خیابان‌ها و حمایت‌مان از موسوی و کروبی می‌تواند مانع اتفاقات ناگوار برای این دو عزیز شود.
امروز جای تردید نیست ، باید حرکت کرد و فریاد زد:
موسوی… کروبی… حمایتت میکنیم
زندانی سیاسی آزاد باید گردد

فیلم توهین به فائزه هاشمی + لینک دانلود

سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی به مناسبت ۱۲ فروردین


هاشمی رفسنجانی:صدای متحجرین مخالف ” جمهوریت” الان بلندتر شده است

قسمت اول:

قسمت دوم:

هاشمی رفسنجانی:صدای متحجرین مخالف ” جمهوریت” الان بلندتر شده است

*بسم الله الرحمن الرحیم

از اینکه با وجود کسالت ، فرصتی را برای مصاحبه با دومین گاهنامه الکترونیکی پایگاه اطلاع رسانی با عنوان / امام ، جمهوری اسلامی ، اسلام و مردم / که به مناسبت گرامیداشت سی و یکمین سالروز عید بزرگ استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی (۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸) تدارک دیده شده را ، قرار دادید ، متشکریم و سوالات خود را به خلاصه ترین شکل ممکن در دو بخش : مرور وقایع سال ۵۸ و تحلیل میدان سیاسی کشور در سالجاری را ارائه می کنم:

مستحضر هستید اگر ما ۲۲ بهمن ۵۷ را «عید پیروزی نهضت اسلامی» بنامیم و تجلیلش کنیم ،در واقع ۱۲ فروردین ۵۸ را باید به عنوان «عید استقرار نظام»ارج بنهیم،در همین راستا سوالات ابتدایی مصاحبه با محوریت آن ایام زینت می بخشیم.

فاصله تاریخی بسیار کوتاهی بین ۲۲ بهمن ۵۷ و ۱۲ فروردین ۵۸ وجود دارد که این فاصله با توجه به اعتمادی که مردم به حضرت امام داشتید نوعی عدم طلب رفراندوم مجدد را تداعی می‌کند. حضرت عالی به عنوان یکی از معدود چهره‌هایی که همزمان درسال ۵۸ و امروز در سال ۸۸ نقش‌آفرینی موثری در عرصه نظام دارید، چه تحلیلی از رجوع حضرت امام در آن فاصله کوتاه و در آن ایام بخصوص به رفراندوم در رابطه با همه پرسی ۱۲ فروردین ۵۸ ارائه می‌فرمایید؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدالله‌والسلام‌علی‌رسول‌الله و آله
بله، آنطور که شما گفتید مردم خودشان انقلاب کرده‌بودند؛ رهبری امام را با دل و جان پذیرفته‌بودند، مشکلی هم نداشتند که با شورای انقلاب مدتها کار بکنند، ولی امام یک «نظر خاصی» داشتند و معتقد بودند که ما هرچه زودتر کار کشور را به دست خود مردم بدهیم،» بهتر» است. مردم «خودشان» تصمیم بگیرند،» خودشان «فکر کنند، «خودشان» اجرا کنند و با نظام همراهی کنندو برایشان روشن باشد که کار، کار خودشان است، یعنی همان‌که روح اسلام است و همان‌که امروز دنیا مدعی است حکومت «مردم بر مردم» است. این سوالی که شما می‌کنید، همان ماههای بعد از پیروزی معمولاً خارجیهایی که پیش ما می‌آمدند مطرح می‌کردند. می‌گفتند انقلابها معمولاً سالها می‌گذرد تا نظامشان را و قانون اساسی‌شان را بنویسند و تصویب کنند. چرا شما اینقدر عجله کردید، باید تجربه بدست می‌آوردید و نظامهای دنیا را بیشتر مطالعه می‌کردید. ما هم جوابمان همین بود که این خواست امام بود. امام در اولین صحبتی که در موقع نصب مهندس بارزرگان به نخست‌وزیری موقت کردند ،همین ماموریت را به ایشان دادند که ایشان این دوره موقت را اداره کنند، مجلس تشکیل دهند و قانون اساسی را به تصویب برسانند. درست همین‌ها را می‌خواستند در زمان معین و کوتاه انجام دهند. بله، اگر صبر می‌کردیم شاید پخته‌تر از این می‌توانستیم قانون اساسی را بنویسیم که احتیاج به بازنگری بعد از ۱۰ سال نباشد. ولی فواید اینکه زود خود مردم را متصدی کار خودشان بکنیم بیشتر بود. اعتماد به مردم را خوب نشان داد. تجربه ما در این رابطه موفق بود. بعداً هم فرصت شد که قانون اساسی را تا آنجا که مایل بودیم اصلاح بکنیم.

*شبهه بزرگی بر حقیقت شاهکار فلسفه سیاسی حضرت امام به نام «جمهوری اسلامی» از سوی برخی در جایگاههای متفاوت در ادوار مختلف ایراد شده، و آن مبتنی بر این‌نکته قرار گرفته که حضرت امام رحمه‌الله بر روشی «غیر» از جمهوری اسلامی برای اداره کشور معتقد بودند. اما بنا به مصالحی در آن ایام به جمهوری اسلامی «رضایت» دادند. حضرت عالی به عنوان یکی از منادیان قدیمی اندیشه سیاسی حضرت امام چه پاسخی بر این شبهه دارید؟

من نمی‌دانم کسانی که می‌گویند ایشان روش دیگری در نظر داشتند به چه استدلال می‌کنند و آن چه بوده؟ ما که چنین چیز مشخصی ندیدیم. ما قبل از پیروزی انقلاب هروقت بحث از شکل حکومت می‌شد، می‌گفتیم اصل حکومت مهم است، شکل آن را مردم باید انتخاب کنند. ما در این مورد چیزی از امام نشنیده‌بودیم جز بحثهای ولایت فقیه ایشان. ایشان از سال ۴۸ در نجف بحث ولایت فقیه را شروع کردند. مدتی طول کشید، بعد هم چاپ و منتشر شد. خب، معلوم شد که ایشان در همین نظام جمهوری «ولایت فقیه» را پذیرفته‌اند و این همان‌چیزی بود که بعداً بعد اسلامی قضیه بود. اینکه شما می‌گویید قبلاً نظریه دیگری بوده و عوض شده، من خبر ندارم.

*حضرت عالی به طور معمول همواره تاکید می‌کنید بر اینکه جمهوری‌اسلامی از سوی دو دشمن بخصوص –دو اندیشه- تهدید می‌شود. یک اندیشه که ریشه در سکولاریسم دارد و یک اندیشه که ریشه در تحجر دارد. هرکدام از اینها به صورت دو خط موازی یک هدف مشترک را تعقیب می‌کنند. تحلیل حضرتعالی از این منظربه جهت به کار گیری عنوان «جمهوری‌اسلامی» برای غلبه همزمان براین دو اندیشه از سوی حضرت امام چگونه‌است؟

آن موقع‌ها همین بحثها بود. یعنی همان موقع وقتی می‌خواستیم نظاممان را شکل بدهیم و رفراندوم کنیم. در سوالی که باید از مردم بکنیم. در شورای انقلاب بحث می‌شد. جمعی می‌گفتند که فقط جمهوری، بعضی می‌گفتند جمهوری دموکراتیک، بعضی می‌گفتند جمهوری اسلامی. چون این در شعارهای مردم آمده بود و کسانی که در صحنه‌ها حاضر بودند و شعار می‌دادنداستقلال آزادی جمهوری‌اسلامی ونهایتاً می‌خواستیم به رای مردم بگذاریم..کسی هم تا آن موقع مخالفت نمی‌کرد. اسمهای دیگری هم بود. وقتی که بحثهایمان را خدمت حضرت امام بردیم ایشان گفتند که ما جمهوری اسلامی را به رای می‌گذاریم. همین کار را هم کردند. یعنی با نظر ایشان بود. در آن موقع ایشان هنوز آنطور نبودند که در این‌گونه مسائل نخواهند دخالت کنند، نظرشان را می‌دادند کسی هم با نظر ایشان مخالفت نمی‌کرد. اکثریت شورا هم همین را می‌خواستند. منظور ما هم همین بود. یعنی هم باید در چارچوب اسلام باشد، هم جمهوری باشد، یعنی باید رای مردم باشد. چون فرض ما براین بود که ملت ما مسلمان است، انقلابمان اسلامی است و شروع نهضت هم برپایه اسلام بود، خواست مردم هم همین بود. ما می‌خواستیم هم مردم را داشته‌باشیم و هم اسلام را. مردم هم همین را می‌خواستند و رای بالایی هم دادند.

*به نظر حضرت عالی آیا در این سالها تجلیل شایسته‌ای که در شان روز جمهوری‌اسلامی باشد در رسانه‌ها انجام می‌شود ویا نوعی غفلت در این رابطه صورت گرفته‌است؟

همین طور که می‌بینید من سرماخوردگی دارم و کسانی که صدای مرا می‌شنوند حتما آن را احساس می کنند ولی حضورم به جهت » اهمیت » موضوع است که البته باید در همین قسمت از بینندگان به همین سبب عذرخواهی کنیم.
در مورد سوال شما، خب، وضع خیلی روشن است، نه، از اول هم این‌گونه بنا گذاشته نشده بود. یعنی از سالهای اول هم مراسم ۱۲ فروردین خیلی محدود، ولی ۲۲ بهمن خیلی وسیع برگزار می‌شد. شاید هم منطقی باشد. اینکه در فاصله کوتاهی ۲ جشن به آن بزرگی گرفته‌شود، مردم خسته می‌شوند. ما معمولاً همان مراسم ۲۲ بهمن را بزرگ و مردمی می‌خواهیم. میخواهیم مردم باشند. حالا اگر آنها در روز جمهوری هم بخواهند این کار را بکنند، کسی منعشان نمی‌کند. ولی به نظر می‌رسد که همین مقدار جاذبه دارد.

*آیا خاصمان دیروزحضرت امام(ره) و بالاخص لفظ جمهوری اسلامی را همچنان فعال می‌بینید؟ و چه توصیه‌ای برای مردم و نسل جوان در تقابل با ترفندهای پیچیده آنها دارید؟

بله می‌بینم. در آن زمان هم اینها بود. یعنی عده‌ای جمهوری بدون اسلام می‌خواستند که آنها هم خودشان سکولار نبودند ولی می‌گفتند همین کلمه کافی است. عده‌ای هم بودند که خیلی صریح می‌گفتند، تحجر همان موقع هم بود. بعضیها موافق جمهوریت هم نبودند، منتها صدای آنها خیلی رسا نبود، چون آنها در انقلاب شرکت نداشتند. اما آن طرفی‌ها زیاد بودند. الان در داخل ایران صدای متحجرین مقداری از آنها بلندتر شده‌است. گرچه در فضای جهانی شاید آن صداها بلندتر باشد. ولی بله، با یک مقدار تفاوت همین جورها بود. راه ما همان جمهوری اسلامی است. در چارچوب اسلام و با نظر مردم.

*سال ۱۳۸۸ را با برخی از اتفاقات و حوادث ناگوار پشت سر گذاشتیم و در این زمان با حضرت عالی از سال ۱۳۵۸ سخن گفتیم. تلاشهای بسیاری بر شبیه سازی تاریخی این ۲ سال در حال حاضر صورت گرفته است. تحلیل حضرت عالی راجع به صحت و سقم این تلاشها چیست؟ آیا به راستی فضای سیاسی سال ۸۸ جمهوری اسلامی منطبق با فضای سال ۵۸ است؟

فکر نمی‌کنم این تشبیه درست باشد. آنهایی که الان به عنوان معترض یا منتقد در خیابانها آمدند و صحبت کردند اکثریت قاطع‌شان وفادار به نظام هستند. یعنی جمهوری اسلامی و قانون اساسی را با همه موازین آن قبول دارند. بله، گروههایی هم در میان اینها شعارهای دیگری می‌دهند و خواسته دیگری دارند. از این جهت شاید شبیه همان زمان باشد. آن زمان هم اگر یادتان باشد وقتی که دریای مردم به طرف میدان آزادی می‌رفت، اکثریت راه امام را داشتند و همین استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را می‌خواستند. عده معدودی هم بودند که پلاکاردهای محدود حزبی و فرقه‌ای خودشان را داشتند، کسی هم مخالفت نمی‌کرد. بعد از انقلاب هم بودند. درانتخاباتی که حق حضور داشتند، شرکت کردند و فهمیدند که آرایشان محدود است. به نظرم از این جهت حالا هم همین‌طور است. اکثریت جمهوری اسلامی را می‌خواهند و اعتراض آنها هم از انتخابات شروع شد که این اعتراض در واقع یک نوع اصلاح است ولی با اصل مخالفتی ندارند.

*حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی !
جنابعالی در حالی در حال عبور از نیمه دهه هفتم عمر خویش هستید که نهضت اسلامی به رهبری امام در گذر از قدمت ی بالغ بر نیم قرن و» جمهوری اسلامی» با فرا رسیدن ۱۲ فروردین سال۱۳۸۹ به سی ویکمین سال عمر پرافتخار خویش وارد خواهد شد ،از این رو از جنابعالی خواهشمندیم به جهت فرا رسیدن ایام » نوروز» و سال نو خطاب به » مردم» کلامی کوتاه ارائه فرمایید؟

«سال جدید را که به زودی آغاز می‌شود و سی و یکمین بهار انقلاب هم هست را خدمت تمامی مردم، ایرانیهای داخل کشور و کسانی که در کشورهای دیگر نوروز را جشن می‌گیرند تبریک عرض می‌کنم، به‌خصوص به وفاداران به انقلاب که هم سال نو را در پیش رو دارند و هم ۳۰ سال کار اساسی و افتخاراتی که پشت سر دارند. یکی از افتخارات ما این است که ایرانیها سابقه خوبی در تمدن جهانی دارند و یکی از افتخاراتمان همین است که بهترین روز و بهترین ساعت را از لحاظ طبیعی برای سال نو انتخاب کرده‌اند. سلیقه ایرانیها به‌گونه‌ای است که بعد از گذشت هزاران سال سازمان ملل که از همه نوع سلیقه و از همه کشورها در آنجا جمع هستند به خود اجازه می‌دهد قطعنامه‌ای بگذارند و نوروز را یک فصل جهانی برای نو شدن دنیا معرفی کنند و به کشورهایی که در آن روز جشن می‌گیرند تبریک بگویندو ضمناً همه ما که نوروز را جشن می‌گیریم در تهیه این قطعنامه موثر بودیم. دنیا هم از آن استقبال کرد. این موضوع برای نشان دادن سابقه تمدن مردم ایران یک نشان بسیار خوب و افتخارآمیزی است.»

شباهت قتل هاشمی و فروهر ;تکرار قتلهای زنجیره ای


امروز خبری در روزنامه‌های ایران منتشر شد که یادآور 10 ، 11 سال پیش بود:
یکشنبه اول آذر 88 : کشتاري فجيع در غرب تهران؛ اين پرونده جنجالي جديدي است که از نخستين ساعات شامگاه يکشنبه دستگاه قضايي را به خود مشغول کرد. مقتولان يک زن و شوهر هستند که بسياري از ايرانيان خانواده آنها را مي شناسند؛ سيدمرتضي هاشمي فرزند نخستين فرمانده کميته انقلاب اسلامي و همسر 26ساله اش به نام آتنا ملکي.
آتنا ملکي 26ساله و سيدمرتضي هاشمي 30ساله فرزند شهيد سيدمجتبي هاشمي با ضربات متعدد چاقو و قطع عناصر حياتي گردن به قتل رسيده اند. ( سرهایشان را بردیده‌اند ).

10 سال قبل روزنامه صبح امروز در سال ۷۸ در یادداشتی به قلم اکبر گنجی نوشت: یکم آذرماه ۷۷ داريوش فروهر، دبيركل حزب ملت ايران و وزير كار دولت موقت در كنار همسرش پروانه، در منزل شخصي واقع در خيابان هدايت، با ۲۵ ضربه كارد كشته شدند. دوازدهم آذر ۱۳۷۷ جسد محمد مختاری، نويسنده و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران، پس از آنكه يك هفته از ناپديدشدن وي مي گذشت و در حالی که آثار خفگي در گردن او مشهود بود، سر از پزشکی قانونی درآورد. هجدهم آذر ۱۳۷۷ نامه همسر محمدجعفر پوينده نويسنده ومترجم و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران منتشر شد كه خبر از ناپديدشدن وي مي داد. چهار روز بعد پيكر بي جان وی نیز درحالي كه علايم خفگي به دور گردنش ديده مي‌شد در اطراف شهريار پيدا شد.

آیا دوباره رییس بزرگ احساس خطر کرده‌است و ماشین ترور را روشن نموده‌ است ؟
آیا باید منتظر قتل‌های دیگر باشیم ؟
راستی اگر فرضیه درست باشد ، چرا اینبار روشنفکران نیستند که هدف قرار می‌گیرند ؟
آیا رییس بزرگ سر منشا حوادث اخیر را در خیانت خودی‌ها می‌داند ؟
چرا قتل داریوش فروهر و همسرش اینقدر به قتل مرتضی هاشمی و همسرش شباهت دارد؟
چرا دقیقا اول آذر ؟
هدف ترساندن چه گروهی است ؟ این کدها چه کسانی را نشانه گرفته ؟
آیا مانند روسیه ولادیمیر پوتین هر روز باید منتظر  قتل مشکوک اشخاص معروف باشیم؟

قتلها فجیع کهریزک و سپس خودکشی پزشک کهریزک ، قتل مرتضی هاشمی، به هر حال همه و همه خبر از تصفیه‌ی استالینی می‌دهد .
استالین سه بار در دوران حیاتش دست به تصفیه‌ی حزب کمونیسم زد و جالب است که تصفیه‌ی سوم ، در واقع کشتار فرمانده‌هان ( فاتحان ) نبرد لنینگراد بود که در وفاداریشان به کشور هیچ شک و شبهه‌ای نبود ولی در وفاداریشان به استالین چرا !!!
اینجا بود که استالین بزرگتر و مهمتر از کشور شد و آنجا بود که با جمله‌ی معروف ،شرایط فعلی ، ملاک تصمیمگیری ماست ، فرمان ترور و اعدام آنها را در سالروز انقلاب 1917 صادر کرد.
همین چند ماه پیش بود که سردار جعفری در پاسخ به اینکه موسوی نخست وزیر امام است یا اینکه خواهر و همسر شهید باکری از طرفدارن موسوی هستند ،گفت : به فرموده‌ی امام ملاک وضعیت فعلی افراد است . گویی همه درسهایشان را خوب بلدند.
و به قول هگل تاریخ هموراه دوبار تکرار می‌شود بار اول تراژدی و بار دوم کمدی
تکرار تاریخ همیشه شیرین است چرا که می‌دانی انتهایش چه می‌شود

فرزند و عروس اولين رئيس کميته انقلاب را سربريدند

لینک مرتبط : تکثیر تاسف‌برانگیز «سعید امامی» پس از یازده سال
لینک مرتبط : فرمانده سعید امامی فرمان می‌دهد

سعید امامی، مردی که با داروی نظافت خودکشی کرد

تهدید خبرگان رهبری


khobreganحکومت ایران از ابتدا و حتی پیش از خلقتش هم اقدام به ترور و قتل کرده و هم قربانی آن بوده. اما واکنشش نسبت به این جنایات همواره متفاوت.
واکنش حکومت ایران به این قتل‌ها نشان می‌دهد که تا چه اندازه در این جنایات دست داشته و در چه جهتی انجام شده است.
تاکنون قتل‌ها و جنایات زیادی در این کشور انجام شده و البته بیشترین ترورها در دوران 30 ساله جمهوری اسلامی انجام شده، چرا که آنرا به جهاد در راه خدا تعبیر می‌کنند و با کافر خواندن قربانی ، خونش را حلال می‌کنند.
هر حکومتی تاریخ انقضایی دارد و دقیقا در انتهای راه که قرار می‌گیرد، برای حفظ خود هر جنایتی را مجاز می‌داند. اینبار ما شاهد بودیم که در پی مقاومت مردم در مورد نتایج انتخابات تقلبی ، حکومت چطور برای تحت فشار قرار دادن محسن رضایی برای صدور بیانیه‌ای علیه اعتراضات اخیر ، اقدام به شکنجه پسر دکتر روح الامینی کرد و چگونه حتی از کشته شدن ایشان هم ابایی نداشت.
اینکه فرزند شخصی با سابقه ریاست ستاد مشترک سپاه دستگیر می‌شود به اندازه کافی بزرگ است که مرگ وی تحت شکنجه فاجعه‌ای در مقابل آن.
البته در مورد برادر خانم دکتر زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نیز همین قائده تکرار شد که هنوز از سلامتش اطلاع موثقی در دست نیست.
با نزدیک شدن به جلسه خبرگان رهبری اینبار باید قربانی‌ای بزرگتر و مشخصتر انتخاب می‌شد تا تهدید موثر واقع شود و چه قربانی‌ای بهتر از عضو سنی مجلس خبرگان که هم تهدید بود و هم برادر کشی در نزد اعضای شیعه‌ی خبرگان به حساب نمی‌آمد.
تجربه من و سایر دوستانم از قتل‌های زنجیره‌ای مانند دایوش فروهر و لاله اسکندری تا قتل‌هایی همچون قاضی مقدس ( که وارد کننده شکنجه‌های سفید به ایران از روسیه سفید و کرواسی بود و اکنون همرزمش حسین الله کرم فرمانده حمله به کوی دانشگاه تهران 18 تیر 78 در کرواسی کاردار نظامی سفارت ایران است ) نشان می‌دهد که اگر قتلی از سران و مسئولان مهم سیاسی همچون قاضی مقدس صورت بگیرد ، نظام ایران بلافاصله حتی برای نشاندادن سرعت عمل و حفظ روحیه‌ی بقیه‌ی عوامل خود ، شخصی را به عنوان ضارب دستگیر می‌کند و یا هر روز از روند پیشرفت کار در تلویزیون فیلمی یا خبری منتشر می‌شود . اما اگر قتل‌ها از نوع حذف سیاسی یا تهدید همفکران شخص باشد، قتل وی با یک نسخه آماده به عوامل و جاسوسان اسراییلی نسبت داده می‌شود که در مورد نماینده کردستان در مجلس خبرگان ماموستا محمد شیخ‌الاسلام این حالت صادق بود.
سخنرانی جناب خامنه‌ای در اجلاس خبرگان از جنس همین نتیجه‌گیری‌های حاضر و آماده‌ای بود که عمدا در ابتدای سخنرانی به شیوه‌ای مفصل آمد و پس از آن جمله « خواص با اقدامات و اظهارات خود ، تکمیل کننده‌ی اقدامات معارضان نباشند» ، نوک پیکان را به سمت آیت الله رفسنجانی و آیت الله دستغیب برد تا بگوید که تفاوتی میان خواص و عوام نیست.
اینکه این حلقه تا بدین حد تنگ شده است نشاندهنده‌ی آینده‌ای از حذف شدنهاست که باعث بروز ناکارآمدی هرچه بیشتر در این نظام می‌شود ، نظامی که تا اکنون دافعه داشته تا جاذبه .
مستندي حرفه اي و تكان دهنده از وقايع اخير ايران
ساخته شده توسط هنرمندان دفاع مقدس
(هشدار براي بيماران قلبي و روحي )

نماینده كردستان در مجلس خبرگان ترور شد
فرمانده سعید امامی فرمان می‌دهد
خامنه ای : همه بايد در مقابل وحدت عظيم مردم سر فرود بياورند، متأسفانه بالعكس، بعضي از روي جهالت و غفلت دم از تفرق مي زنند.

کدیور در مراسم عید فطر:
کشور بدون ولایت فقیه می خواهیم

عکس:جنبش سبز در شهر نيويورک
اگر آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها «ندا» را کشته‌اند چرا دولت او را «شهید» اعلام نمی‌کند؟
عکس های ویژه از حنا مخملباف در جشنواره فیلم سن سباستين اسپانیا
سردار خورشیدی ، پدر داماد احمدی‌نژاد :
اگر هر یك از مردم كه به خیابان‌ها آمدند، یك چوب در دست می‌گرفتند، كل ارتش نمی‌توانست با آنها مقابله كند/ به چشم خودم دیدم كه در انتخابات، رای‌ها را به سادگی جابه‌جا می‌كردند

علی اکبر موسوی خوئینی در مصاحبه با روز : در بند 2 الف سپاه چه می گذرد

گلشیفته: به مدت ۷ ماه از من به خاطر نداشتن حجاب در نیویورک بازجویی می کردند / آرزوی من دستیابی به دموکراسی است ولی بهای پرداخت آن چقدر است؟
توضیحات دفتر هاشمی رفسنجانی درباره طرح برون رفت از بحران
نامه‌ای به احمد توکلی/ ابراهیم رها

تصویر/ نامه کردان درباره سگ‌های نهاد ریاست جمهوری
انتشار یک نامه از کردان در سایت حامی دولت
آخـونـد دَربـاری!! (۱)

از حجتیه تا مصباحیه – بخش سوم: و اینك آخرالزمان


mesbah ahmadi mashaieساختار شكنی زوج احمدی نژاد – مشایی و حلقه یاران اطراف آنها، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، اگرچه كشور را در تلاطمات سیاسی داخلی و بین المللی گرفتار كرده است اما بدون شك گام مؤثری است در جهت نیل كشور به مدل مطلوب مورد نظر تشكیلات مصباحیه چرا كه برای هر تغییر بنیادینی نیاز به درهم شكستن ساختار فعلی احساس می شود. در این بین آنچه نباید فراموش كرد این است كه دولت احمدی نژاد از نظر آیت الله مصباح یزدی دولت دوران گذار است نه دولت شرایط مطلوب و عملكرد این دولت نیز به همین ترتیب در بسیاری از موارد تاكتیكی است نه اعتقادی. اما مدل نهایی و مطلوب مصباح یزدی را شاید در بهترین تعریف بتوان یك «آریستوكراسی دینی» دانست كه نه در جستجوی صدور اندیشه های انقلابی به دنیا بلكه در جستجوی ثبات در داخل و فراهم آوردن زمینه ظهور بدور از هرگونه ماجراجویی بین المللی است.ا
حنیف علی پور

مصباح یزدی و پدیده احمدی نژاد – مشایی

ایده های متمایز مصباح یزدی حلقه اتصالی است كه او را به عنوان تئوریسین دولت محمود احمدی نژاد مطرح می كند. اگر محمود احمدی نژاد در مناظرات انتخاباتی به تخطئه دهه های گذشته انقلاب اسلامی می پردازد، پشتوانه تئوریك این حركت مدل مطلوبی است كه به عقیده وی و همفكرانش و در صدر آنها آیت الله مصباح یزدی، جمهوری اسلامی باید از شرایط موجود به سمت آن گذار كند. مصباح یزدی نه در جستجوی تثبیت نظام در شرایط فعلی بلكه در جستجوی تحول آن به سمت مطلوب مورد نظر خود است و مأموریت احمدی نژاد را دقیقاً می توان منطبق بر این رویكرد ارزیابی كرد: ساختارشكنی

اما در سیاست خارجی نیز آیت الله مصباح یزدی بی نظر نیست و اتفاقاً حضور شخصی نظیر اسفندیار رحیم مشایی در دولت و قرابت عجیب او با محمود احمدی نژاد نیز از همین منظر قابل درك است. اگر مصباح یزدی در منابر شخصیتی بیگانه ستیز از خود به نمایش می گذارد اما از طرف دیگر شاگردان تراز اول وی همگی تحصیل كرده مغرب زمین هستند و در جای خود در زمینه تعاملات بین المللی نیز نظرات متمایزی نسبت به سایر علمای حوزه دارد:
» در فرقه هاي ديني ديگر نيز اين نكته وجود دارد كه زماني يك انسان برتري پيدا خواهد شد كه يك عنصر جهاني خواهد بود. اگر برخي از خصوصياتي كه ما به آن اعتقاد داريم راحذف كنيم مفهوم مهدويت گسترش پيدا مي كند و ديگر اختصاص به شيعه اثني عشري نخواهد داشت بلكه آن را مي توان توسعه داد و در تمام دين ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشيم. » (سخنراني اختتاميه آيت الله مصباح يزدي در دومين همايش دکترين مهدويت –١٧ شهریور ١٣٨۵ )
بدین ترتیب می توان علت اخوت روزافزون بین احمدی نژاد و مشایی با وجود تفاوت عمیق بین مواضع آنان را درك كرد. اگر محمود احمدی نژاد را نماینده وجهه بیگانه ستیز مصباح یزدی در منابر عمومی بدانیم، اسفندیار رحیم مشایی بدل وجهه متفاوتی از اوست كه جهانی شدن تشیع را حتی به قیمت عدول از برخی اصولش، گامی به سوی ظهور و حكومت امام غائب (عج) قلمداد می كند:ا

ا»معتقدم برای آمدن حضرت حجت، لازم نیست در كره زمین همه مسلمان باشند. ما به این نتیجه رسیدهایم كه برای آماده كردن جهان برای ظهور حضرت، نمیتوانیم از ادبیات دینی استفاده كنیم، چون همزبانی ایجاد نمیكند. باید سراغ ادبیات مشترك انسانی برویم و به این دلیل باید از ادبیاتی همه فهم مانند عدالت، ظلمستیزی، مهرورزی و یگانهپرستی استفاده كنیم.» (اسفندیار رحیم مشایی)

ساختار شكنی زوج احمدی نژاد – مشایی و حلقه یاران اطراف آنها، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، اگرچه كشور را در تلاطمات سیاسی داخلی و بین المللی گرفتار كرده است اما بدون شك گام مؤثری است در جهت نیل كشور به مدل مطلوب مورد نظر تشكیلات مصباحیه چرا كه برای هر تغییر بنیادینی نیاز به درهم شكستن ساختار فعلی احساس می شود. در این بین آنچه نباید فراموش كرد این است كه دولت احمدی نژاد از نظر آیت الله مصباح یزدی دولت دوران گذار است نه دولت شرایط مطلوب و عملكرد این دولت نیز به همین ترتیب در بسیاری از موارد تاكتیكی است نه اعتقادی. اما مدل نهایی و مطلوب مصباح یزدی را شاید در بهترین تعریف بتوان یك «آریستوكراسی دینی» دانست كه نه در جستجوی صدور اندیشه های انقلابی به دنیا بلكه در جستجوی ثبات در داخل و فراهم آوردن زمینه ظهور بدور از هرگونه ماجراجویی بین المللی است.
«هرگاه مردم به امام رويكرد كنند، اين مشروعيت عينيت مييابد و مردم در واقع ناصر ولي هستند نه ناصب و مشرع او.»
این جمله آیت الله محمد تقی مصباح یزدی مبنای اختلاف بین او و برخی دیگر از فقها و روحانیون است كه این روزها می توان بروز عینی این اختلاف را در مواضع سیاسی آنها ملاحظه كرد. وقتی شیخ محمد یزدی یك هفته پس از خطبه های نماز جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی در مقام پاسخگویی به برخی سخنان وی بر آمد، این اختلاف كه طی سالهای گذشته به صورت ملایم تر و گاه و بی گاه رخ می نمود، ناگهان به عرصه پر تب و تاب مجادلات سیاسی كشیده شد.ا
انتخاب یا انتصاب
بحث نظری بین طرفداران دو نظریه «انتخاب» و «انتصاب» سابقه ای طولانی دارد كه در این بین آیت الله مصباح یزدی را باید دو آتشه ترین طرفدار نظریه انتصاب (كشف) دانست تا جایی كه در برخی موارد نظرات او حتی با همفكرانش و دیگر موافقین این نظریه نیز متفاوت و به نوعی منحصر به فرد است.
اگرچه رهبر معظم انقلاب اسلامی از ورود نظری به این بحث خودداری نموده اند اما در سخنرانیهای ایشان به روشنی بر منتخب بودن رهبری از جانب مردم تأكید شده است:
«حتی مقام رهبری هم بنا بر نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی ما که ملهم از دین و اسلام است با انتخاب مردم انجام میگیرد. این مردمند که عالیترین مقام کشور … یعنی رهبر را انتخاب میکنند، آنها میخواهند تا رهبر، رهبر شود…همه در نهایت به انتخاب مردم برمیگردند.» (مقام معظم رهبری- خطبه های نماز جمعه تهران- دوازدهم آبان ماه ١٣٦١)
در میان كسانی كه به روشنی از نظریه انتخاب پشتیبانی می كنند، یكی از شاخص ترین چهره های سیاسی بدون شك آیت الله هاشمی رفسنجانی است:
«بعضي ها روي نظريه كشف تأكيد كرده و مي گفتند: نقش ما اين است كه آن چيزي را كه در واقع متعيّن است ، كشف كنيم . ولي من فكر مي كنم ممكن است در هر زماني تعداد زيادي از فقها باشند كه صلاحيت داشته باشند، ولي نهايتاً بايد يكي از آن ها انتخاب شود، يا در فرض شورايي بودن ، بايد سه يا پنج نفررا از ميان آن تعداد زياد انتخاب كرد. لذا راهكار عقلايي اين است كه افراد متخصص دراين امر، آنها را تعيين كنند. البته معلوم نيست كه هميشه آن كسي كه اصلح است ،انتخاب شود. ممكن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد; يعني اكثريت اعضاي مجلس خبرگان به يك فرد رأي بدهند، اما در عين حال فرد اصلحي هم در جامعه وجود داشته باشد.در چنين صورتي طرفداران نظريه كشف چه مي گويند، آنها بايد بپذيرند فردي كه انتخاب شده ، ولي امر واقعي نيست من از هيچ دليلي برداشت نمي كنم كه در عصر غيبت چنين تعيّني وجود داشته باشد.» (روایت هاشمی رفسنجانی از آخرین روزهای حیات امام- فصلنامه حكومت اسلامی)
اگرچه مراجعی نظیر آیات عظام جوادی آملی، صافی گلپایگانی و مكارم شیرازی نیز در دایره مدافعین نظریه انتصاب الهی ولی فقیه و كشف او توسط خبرگان قرار می گیرند، اما محمد تقی مصباح یزدی را به دلیل مواضع بارز سیاسی اش و همچنین برخی نظریات جانبی منحصر بفردش باید از دیگران متمایز كرد. مصباح یزدی چهره ایست كه بیش از همه به این بحث پرداخته و همواره برعدم اصالت انتخاب مردم در نظام حكومتی اسلام تأكید كرده است:
«اصل تشريع حكومت و حاكميت فقيه از طرف خداوند و امام زمان(عليه السلام) است و همچنين تعيين شخص آن هم بايد به نوعي به امام زمان(عليه السلام) و اجازه آن حضرت انتساب پيدا كند امّا تحقّق و استقرار حاكميت و حكومتش بستگي به قبول و پذيرش مردم دارد.» (محمد تقی مصباح یزدی- نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه- صفحه ٦٩)
اما اعتقاد به نظریه كشف اگرچه آشكارترین و رسانه ای ترین وجه نظریات مصباح یزدی است، لیكن آنچه او را متمایز می كند بخشهای دیگری از نظریات اوست. به عنوان نمونه نظر وی در مورد مخالفت با ولی فقیه:
«در اجراي حكومت، ولي فقيه مشروعيت حكومت خود را از خدا ميگيرد، وقتي حكمي بر طبق احكام الهي صادر شد، هيچ كس حق مخالفت ندارد و مخالفت با او به معناي شرك به خداست.» (محمد تقی مصباح یزدی- سخنرانی در مسجد مهدیه همدان- مرداد ماه ١٣٨١)
وقتی این سخنان را در مقابل نظر سایر مراجع و فقها قرار دهیم متمایز بودن افكار مصباح یزدی رخ می نمایاند:
«عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه، اعم از اين كه بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد، در عصر غيبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دين اسلام نميشود.» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری- بخش استفتائات)
«ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول مذهب ميباشد. با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احكام فقهي از ادّله شرعي استنباط ميشوند و كسي كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است.» (همان)
از نظر آیت الله مصباح یزدی جایگاه مردم در مدل مطلوب حكومت اسلامی نه مشروعیت بخشیدن یا حتی انتخاب ولی فقیه بلكه عینیت بخشیدن به حكومت ولی فقیه است كه مشروعیت و انتخاب او به گونه ای منتسب به خداوند است. اما راهكار تعیین رهبر از نظر وی نیز جالب توجه است. مصباح یزدی سه گزینه به عنوان راهكار این امر معرفی می كند. اول تعیین با مراجعه مستقیم به آراء عمومی، دوم تعیین رهبر با نظر خبرگان و سوم تعیین رهبر توسط رهبر پیشین. نكته جالبی كه از نظریات مصباح یزدی استفاده می شود این است كه وی در یك حالت آرمانی و مطلوب راهكار سوم را ترجیح می دهد اما با توجه به شرایط زمانی راهكار دوم را پیشنهاد می كند:
«علي رغم نتايج خوب و مثبتي كه تعيين رهبر بعدي توسّط رهبر قبلي ممكن است به همراه داشته باشد امّا به دليل برخي ملاحظات جانبي سزاوار است كه از آن صرف نظر كنيم.» (محمد تقی مصباح یزدی- نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه- صفحه ١٤١)
این ملاحظات جانبی از دیدگاه مصباح یزدی تبلیغ و توطئه دشمنان و دگراندیشان داخلی و خارجی و متهم كردن نظام اسلامی به دیكتاتوری و فامیل سالاری است.
مطابق نظر آیت الله مصباح یزدی، خبرگان همچنانكه ولی فقیه نصب شده از جانب خدا را كشف و اعلام می كنند، عزل وی نیز در صورت خروج از عدالت از جانب خداوند صورت می گیرد و تنها تشخیص و اعلام این عزل به عهده خبرگان است. از آنجاییكه آیت الله اختیارات ولی فقیه را فراتر از حیطه قوانین مصوب می داند معتقد است با وجود عدم پیش بینی انحلال مجلس خبرگان توسط ولی فقیه در قوانین، این عمل در دایره اختیارات ولی فقیه قرار می گیرد و اگر هم زمانی ولی فقیه و خبرگان متقابلاً عزل و انحلال یكدیگر را اعلام نمایند آن حكمی نافذ است كه تقدم زمانی بر دیگری داشته باشد. (همان- صفحات ١۵٧ و ١۵٨)ا

از مدل موجود تا مدل مطلوب

اما اگر نظریات مصباح یزدی را در یك سطح عمیق تر مطالعه كنیم متوجه خواهیم شد هدف اساسی او از پشتیبانی نظریه «انتصاب»، سوق دادن ملایم نظام به سمت مدل مطلوبی است كه در ذهن دارد چراكه از جایی به بعد نظریات او از شرایط كنونی نظام فراتر می رود. مصباح یزدی همواره جمهوریت را یك ابزار برای نفی سلطنت دانسته كه در صورت لزوم می تواند كنار نهاده شود. از نظر وی برای استقرار و بقای حكومت اسلامی ملاك رأی اكثریت مردم نیست بلكه حتی اگر اقلیت هم توانایی حمایت و حفظ حكومت را داشته باشند، حكومت اسلامی باید مستقر گردد:

» شايد يك شرايطي پيش بيايد كه ما بايد اصلا نظام پارلماني را عوض كنيم» (گفتمان مصباح، ص ٦٦٣)

« براي حفظ حكومت كميت ملاك نيست. ملاك اين است كه تعدادي از افراد از امام(ع) يا ولايت فقيه مشروع حمايت كنند كه بتوانند حكومت را حفظ كنند. گاهي ممكن است با ٩٠ درصد و گاهي با ٨٠ درصد و گاهي با ۵٠ يا ٤٠ درصد. او مامور است كه حكومت اسلامي را حفظ كند.» (روزنامه ايران، ١٠ آذر ٧٩)

» وقتي حكومت اسلامي صحيح تشكيل شد، مسوول آن حكومت بايد از اين حكومت تا آخرين لحظه دفاع كند. حكومت حقي است، بايد اين حكومت وجود داشته باشد. آن كساني كه مخالفت ميكنند؛ آنها آشوبگرند، ضدرژيماند، هيچ رژيمي ضد خودش را تحمل نميكند، حق ندارد تسليم زورگويان بشود. تا كي؟ تا آنجا كه قدرت دارد… پس وقتي حكومت حق تشكيل شد، مادامي كه يار و ياور دارد، رئيس حكومت بايد از نظام دفاع كند. پس از تشكيل حكومت اسلامي صحبت از رفراندوم، راي اكثريت و اين حرفها براي تغيير حكومت اسلامي نيست. چون وقتي حكومت حق و الهي تشكيل شد بايد از آن دفاع كرد كار تا هر جا بكشد… پس بعد از اينكه حكومت اسلامي در اين قطعه از زمين خدا به نام كشور امام زمان(عج) تشكيل شد، هر كس مخالفت با حكومت اسلامي كند، محكوم است و بايد با او مبارزه كرد؛ كم باشند يا زياد.» (هفتهنامه پرتو سخن، ٣٠ خرداد ٨٠، ش ٨٣)

در مدل مطلوب مصباح یزدی نهادهایی نظیر خبرگان و شورای نگهبان (كه كشف ولی فقیه یا تطبیق قوانین با شرع مقدس را بر عهده دارند) نه با انتخاب عمومی، كه با انتخاب توسط روحانیون در شهرها و استانهای مختلف، غربال می شوند. وی گرچه در شرایط حاضر چندان این نكته را رسانه ای نمی كند اما در گوشه و كنار مكتوبات و سخنان وی می توان آن را یافت مثلاً در جایی كه به بحث انتخابات خبرگان می پردازد:
» خبرگاني كه در نهايت ميخواهند وليّ فقيه را معيّن كنند خودشان به دو طريق ممكن است انتخاب شوند. يكي اين كه در هر شهري كه چند فقيه وجود دارد آنان از ميان خودشان يك نفر را كه شايسته تر ميدانند معرّفي ميكنند و در مرحله بعد در سطح استان چنين انتخابي صورت بگيرد و در نهايت عدّهاي به اين ترتيب براي مجلس خبرگان معرّفي شوند. راه ديگر اين است كه در هر استان يا در هر شهري، اين افراد را از طريق انتخابات عمومي تعيين كنيم زيرا با توجّه به اين كه معمولاً تعداد فقها و افرادي كه در حدّ اجتهاد باشند زياد نيست و گاهي در يك شهر حتّي يك نفر هم كه در اين حدّ باشد يافت نميشود، لذا درست است كه عموم مردم خودشان متخصّص در فقه و اجتهاد نيستند امّا با توجه به اين كه تعداد اين افراد در هر شهر يا هر استان بسيار اندك است ميتوانند با كمي تحقيق و پرس وجو بفهمند چه فرد يا افرادي شايستگي بيشتري از ديگران دارند.» (محمد تقی مصباح یزدی- نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه- صفحه)

از حجتیه تا مصباحیه – بخش دوم :  نئوحجتیه
از حجتیه تا مصباحیه – بخش اول : خروج از حقانی

.::: بیشتر بخوانیم :::.
یوسفی اشکوری: بحث رهبری مجتبی خامنه‌ای خیال‌بافی است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: